خیلی عالی است خداوند توفیق دهد
در مقالات جوملا سه شنبه, 08 دسامبر 2015 12:32
:o;):p:o:):D:o:(;):(:p:o:D:):):D:o:o:p:(:(;);):(:(:p:o:D:):D:D:o:o:p:p:(:(;););):(:(:p:o:D:D:D:D:D:)...
در مقالات جوملا سه شنبه, 16 دسامبر 2014 07:57
سلام دوست عزیز از عکسهای زیبایت خوشم آمد لطفا اگر از فل...
در مقالات جوملا پنج شنبه, 03 جولای 2014 18:18
محمدعلی{سخایی} posted a comment in تصاویر 1
بسیارعالی است خوشم امد
در مقالات جوملا پنج شنبه, 27 مارس 2014 19:50
فعالیت های خوبی داشته اید امید واریم در آینده کار ها و ف
در مقالات جوملا سه شنبه, 17 سبتامبر 2013 18:45
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع). کربلا آرزوی ماست خدایا برسان.
به حول و قوه پرودگار و توجه خاص جضرت ولی عصر (عجج) مسجد جامعع، حوزه علمیه و مرکز فرهنگی تحقیقاتی سرور کائنات (ص) واقع در غرب کابل جاده شهید مزاری-سرگ بیست متره -شهرک عرفانی به بار نشسته و به تاریخ 1396/9/15 مراسم افتتاحیه آن برگزار گردیده و هم اکنون تعداد 200 نفر متعلم و 10 نفر استاد در آن مشغول تعلیم و تعلم است.
مسجد و مدرسۀ علمیه محمدیه (ص) واقع در غزنی قلعۀ امیر محمد
سوم شعبان سالروز میلاد حضرت امام حسین(ع) سرور آزادگان جهان، چهارم شعبان سالروز میلاد حضرت ابوالفضل العباس(ع) سمبل مقاومت و وفاداری و چهارم شعبان سالروز تولد حضرت امام زین العابدین(ع) زینت عبادت کنندگان برهمه شیفتگان امامت و ولایت مبارکباد‍
اعیاد شعبانیه مبارک باد

تعامل با حكومت جائر در فقه سیاسی

خادم حسین صالحی کارشناسی ارشد فقه سیاسی
چکیده:
اصل اولی در نظام حکومتی برتری مطلق حاکم است ، پس خداوند متعال که ذات برتر است  حق حکومت دارند و در ذیل آن انسانی مأذون از ناحیه حضرت حق سزاوار حکومت الهی می باشد. اما اگر انسانی بدون اذن ذات حق ، خود سرانه و با قدرت خود به ناحق بر جامعه حاکم شود ، در این صورت بقیه انسانها طبق دستور شرع دو نوع برخورد با حاکم غاصب و جائر باید انجام دهند. در مرحله اول با عنوان اصل تبری ، بیزاری و نفرت قلبی داشته ، و با اصل نفی سبیل ، امر به معروف و جهاد ، مبارزه سیاسی و نظامی نمایند .در مرتبه دوم با عدم توانایی ، مکلف اند برای حفظ ایمان و جان و رسیدن به حکومت الهی با او تعامل و راهکاری را بر گزینند. این تعامل و نحوی همسوی در فقه سیاسی اسلام به ادله نقلی و عقلی و برابر نظریات فقها مورد تأیید و تأکید قرار گرفته است. 

 

کلید واژه  ها
تعامل ، جائر ، حکومت ‌، فقها ، حاكم ، ولایت

مقدمه:
لزوم حکومت در حیات بشری از واقعیات اجماعی و عقلایی بوده و غیر قابل تردید است زیرا انسان موجود اجتماعی و مدنی الطبع بوده و هر اجتماعی الزاما نیازمند به نظم و انضباط دارد و الا خشونت و وحشی گری بر جامعه حاکم می گردد. این نظم و انصباط حتی در عالم حیوانات و نباتات و کل عالم هستی وجود داشته و سبب حدوث و بقاء آن می شود . در عالم انسانی و بشریت که مدیر و سرور عالم مخلوقات است و از توان و قدرت فوق العاده عقلی و علمی بهرمند می باشد به طریق اولی نیاز به این نظم و حکومت می باشد. چنانکه امیر المؤمنین (ع) در باره این ضرورت می فرماید : ( لابد للناس من امیر برّ او فاجر) جامعه انسانی ناچار است به داشتن حاکم و حکومت چه این حاکم نیک و عادل و به حق باشد چه ستمگر و ناحق باشد.
بنابر این حکومت دو نوع است.
 یک : حکومت برّ که حاکم آن اصالتا خداوند و نیابتا انبیاء و ائمه معصوم (ع) و ولی فقیه هستند که مشروعیت حکومت شان از ناحیه حاکم مطلق می باشد.
دو : حکومت فاجر و فاسق و جائر است که بر خلاف طبیعت و نظام حاکمیت است. زیرا که انسان با انسان برابر است و هیچگونه برتری بر همدیگر ندارند. و افضل و احق در حکومت به اقتضای دلیل عقلی برتری مطلق حاکم بر محکوم است ، این امر منحصر در حاکمیت خداوند متعال است که او به حق حاکم مطلق و بالذات است. پس لازم عقلی این است که حکومت خداوند توسط انسانهای خدایی و منتخب خداوند که افضل بر دیگر انسان ها باشد ، تثبیت و اقامه گردد. که این کار با مسأله نبوت و امامت با انتخاب انباء و أئمه (ع) و در طول ان ولایت فقیه با انتخاب افقه الفقها به عنوان ولی فقیه ، حاکم و مجری احکام فقه و قوانین شرع به صحنه ظهور و بروز می رسد. که اینها همان امراء برّ می باشند.
اما اگر شرایط حکومت امیر برّ اقامه نگردید ، قطعا حکومت فاجر جانشین او خواهد شد. زیرا تجربه تاریخ بشری نیز موئید این معنی است که جامعه بشری بدون حکومت و حاکم نبوده و نمی تواند باشد.
حال اگر حکومت بشری غیر قانونی غیر طبیعی بر جامعه انسانی حاکم و مسلط شد و جامعه با انتخاب سوء خود باعث ایجاد چنین حکومتی گردید ، در آن صورت وظیفه و تکلیف انسان های که حکومت را منحصر به خداوند و جانیشینان او در زمین (انبیاء و امامان معصوم (ع) و ولی فقیه می دانند. چه خواهد بود؟ و روش برخورد و تعامل با حاکم جائر و فاجر در فقه و دیدگاه فقها چیست ؟
این پرسش به عنوان سوال اصلی این نوشتار مطرح می باشد.
تعامل در لغت به معنی رفتار مسالمت آمیز متقابل با افراد دیگر است. اما در اصطلاح فقه سیاسی عبارت است از رفتار مسالمت آمیز و همکاری و خدمات رسانی با حکومت و حاکم جائر اعم از مسلمان و غیر مسلمان .
مراد از حکومت و حاکم جائر ، آن حکومتی است که مشروعیت خود را از جانب خداوند که حاکم مطلق است نگرفته باشد. یعنی حاکم به عنوان سلطان و امیر مردم مأذون من عند الله نباشد ، بلکه خود سرانه مشروعیت اش را خود با اعمال قدرت علیه مردم بدست آورده باشد مانند سلاطین و پادشاهان مورثی و یا با انتخابات عمومی و یا گروهی مشروعیت حکومت خود را صرفا با رأی اکثریت بدست آورده باشد.
 دیدگاه اسلام در مورد حکومت انسان بر انسان
پرسش اساسی در این مورد این است: چه کسی مصلحت و سزوار آن است که حکومت کند؟ مشروعیت و حقانیت حکومت از آن چه کسی است؟ آیا حق حکومت از آن خداوند است یا از آن انسان؟
مهمترین اصل و اولویت اجتماعی از منظر مکتب اسلام در حق حاکمیت و اینکه چه کسی حق دارد حکومت کند، اعلی و اقوی بودن واقعی اراده حاکم بر اراده های دیگران است، به تعبیر دیگر محوری ترین اصل عقلایی و طبیعی در مشروعیت حکومت، برتری ذاتی و قانونی و همه جانبۀ حاکم است. این امتیاز ذاتی سبب می شود که در درون افراد محکوم و رعیت التزام اطاعت و پیروی ایجاد کند. این یک امر عقلی و طبیعی تمام عالم وجود است. اما در صورت که حاکم و محکوم در رتبه و امتیازات مساوی باشند، رابطه طبیعی فوقیت و عدم فوقیت میان آن دو بر قرار نشده باشد اطاعت پذیری و انقیاد کامل وجود ندارد.
بنابر این دین اسلام مطابق ادله اربعه خود حکومت بشری را که بریده از حاکمیت الهی باشد مطلقا نفی کرده است. حتی اگر رای اکثریت هم باشد باز هم اعتبار ندادر. زیرا چنین حکومتی بخاطر جهل و نقص علمی و عقلی بشر در معرض فساد آوری و  تباهی قرار دارد.
صاحب تفسیر «المیزان» چنین می نویسد: «و اینكه گفتیم روش اسلام به پیروى از حقّ است، نه سازش با تمایلات مردم(مصالح تسامحي عامه)، از روشن‏ترین مطالبى است كه از قرآن مجید بدست مى‏آید.»
بیان علاّمه طباطبایی در این زمینه ناظر بدین معناى بسیار ظریف است كه سرچشمه "حقّ" در درون انسان و ذهن او نیست، بلكه "حقّ" متبوع انسان و داراى واقعیت خارجى است و در نهایت این انسان است كه علم و ادراك و اعمال خود را با میزان "حقّ" مى‏سنجد، نه اینكه حقّ تابع علم و ادراك و اعمال انسان باشد. حال آنكه در تمدّن امروز بشرى، "تمایلات اكثریت" و "قوانین مدنى" میزان و معیار حقّ است. البتّه ظهور این مطلب به طرز تلقّى بشر امروز از "انسان" باز مى‏گردد. و همه مكتب‏هاى فلسفى جهان امروز شاخ و برگهاى درختى هستند كه ریشه در تفكر "اومانیسم" دارد.
چنانکه از کلام مبارگ امام علی (ع) مفهوم است ، حکومت از دو حالت خارج نیست یا حکومت برّ (شرعی و الهی) است یا فاجر(صرفا بشري) است.
بنابر این در یک نظر اندازی دقیق تر نظر اسلام در مورد حکومت انسان بر انسان سه قسم  است :
الف /  حکومت انسانی مستقل و بالذات (سلطنت فاجر) .
ب / حکومت انسانی غیر مستقل و وابسته به حکومت انسانی دیگر (حکومت مزدور که سخیف ترین نوع حکومت و نظام سیاسی در جامعه بشری است. )
ج /  حکومت انسانی غیر مستقل  و وابسته به خداوند متعال (حکومت انبیاء امامان و ولی فقیه).
در صورت اول که حکومت انسان بر انسان بطور مستقل و فی نفسه باشد و انسان به طور طبیعی سزاوار حکومت باشد و حق حکومت داشته باشد،  این خلاف مصلحت ذاتی بشر است زیرا انسانها  اولا؛ موجود ناقص و عاجز هستند. ثانیا ؛ باهم برابر و مساوی اند و برتری ذاتی نسبت به همدیگر ندارند. پس حق حکومت بر افراد دیگر را ندارد. چنانکه قرآن می فرماید : ( ان الحکم الا لله) حکومتی جز حکومت خداوند نیست.
 بدین سبب اسلام حکومت انسان بطور مستقل و خالص و حکومت مستعمره را کاملا مردود دانسته و آن دو را فاقد مصلحت واقعی و خلاف طبیعت انسان که برابری و تساوی کلی است می داند. بر این اساس هیچ انسانی حق حکومت بر همدیگر ندارد زیرا حکومت نوعی برتری به حساب می آید پس برای کسی که در ذات او برتری بر دیگران وجود ندارد نمی تواند حاکم باشد. و حکومت بشر فی نفسه از نظر اسلام هیچگونه مشروعیتی ندارد. در تعبیرات اسلامی از این نوع حکومت به حکومت طاغوت و  حکومت جور یاد گردیده است.
آیات متعدد از قرآن دال بر این مطلب بوده و آنرا بطور صریح نفی و انکار نموده و چنین حاکمی را با اوصاف کافر ، ستمگر و فاسق و در برخی جاها به طاغوت تعریف می نماید:
(...ومن لم يحكم بما أنزل الله فأولئك هم الكافرون *...ومن لم يحكم بما أنزل الله فأولئك هم الظالمون *...ومن لم يحكم بما أنزل الله فأولئك هم الفاسقون. )
حاکمان که برابر حکم وحی (قرآن) حکم نمی کنند کافر ...وظالم ...و فاسق هستند.
بنابر اين تنها حكومت از دیدگاه اسلام حکومت الهی است که توسط انبیاء(ع) از بدو اسکان بشر در زمین اقامه می گردیده ودربعضی مقاطع تاریخ بشر به فعلیت رسیده و اعمال شده است. و خداوند هیچ وقت بشر را بدون حاکم و رها نگذاشته است . بعثت انبیاء و جانشینان آنها و حتی یکی از فلسفه غیبت ولی عصر (ع) نیز بر همین هدف می باشد. که تا ظهور حضرتش از پشت پرده غیب با نیابت عامه ولی فقیه اعمال حکومت الهی می نماید. 
بنابراین برخورد و نوع رابطه مسلمان با حکومت و حاکم جائر و فاجر دو نوع است.
1- اصل اول در تعامل با حکومت جائر نفرت و برائت و حتی مبارزه برای رفع آن در مکتب اسلام است. زیرا حکومت غیر الهی در اسلام و از منظر قرآن نه تنها از اساس باطل و ممنوع است. بلکه هر نوع اعانت ، ولایت و مشارکت با آن برای انسان مسلمان نیز ممنوع و حرام است. آیات زیاد بیانگر و دلیل بر این مطلب است. مانند: 
  (ياءيها الذين اءمنوا لا تتخذوا بطانة من دونكم لا ياءلونكم خبالا)  اى كسانى كه ايمان آورده ايد محرم اسرارى از غير خود انتخاب نكنيد، آنها از هر گونه شر و فسادى درباره شما كوتاهى نمى كنند.
(يأ يها الذين ءامنوا لا تتخذوا الكافرين أ ولياء من دون المؤ منين)
ای کسانی که ایمان آورده اید با کافران رابطه دوستی و همکاری بر قرار نکنید.
بنابر این اصل اولی در تعامل و روابط با حکومت و حاکم فاجر بشری حرمت و عدم جواز روابط و تعامل نیک و دوستانه با آنها است.  چنانکه امام خمینی (ره) تعامل و همکاری با سلاطین جور را جایز نمی داند، بلکه مبارزه در مقابل آنها را واجب می داند. و فرماید:
« لو كان فى إعراض علماء الدين و رؤساء المذهب أعلى الله كلمتهم عن الظلمة و سلاطين الجور احتمال التأثير و لو فى تخفيف ظلمهم يجب عليهم ذلك... لو كانت عشرة علماء الدين و رؤساء المذهب خالية عن مصلحة راجحة لازمة المراعاة لا تجوز لهم سيما إذا كانت موجبة لاتهامهم و انتسابهم إلى الرضا بما فعلوا.»
اگر در اعراض و انکار علمای دین و روءسای مذهب ، از حکومت ظالم و سلاطین ستمگر، احتمال تأثیر و لو در حد کم کردن ظلم شان باشد واجب است انکار کردن و اعراض نمودن (مبارزه)...اگر معاشرت علماء دين و رؤ ساى مذهب باسلاطين جور هيچگونه مصلحتى كه مراعات آن لازم باشد، نداشته باشد جائز نيست. مخصوصا در صورتى كه معاشرت آنان باعث اتهام شده مردم تصور كنند كه به كارهاى سلاطين راضيند.
شیخ انصاری (ره) در مورد عدم همکاری و ممنوعیت ولایت از طرف حاکم جائر و ظالم ، در ضمن یک موضع گیری جدی و شدید در برابر آن ، و ممنوعیت هر گونه رابطه همکاری مگر در موارد بسیار نادر و ضروری ، چین می نویسد:
«فولاية الوالي الجائر، وولاية ولاته، فالعمل لهم، والكسب لهم بجهة الولاية معهم ، حرام محرم معذب فاعل ذلك على قليل من فعله أو كثير، لأن كل شئ من جهة المعونة له، معصية كبيرة من الكبائر. وذلك أن في ولاية الوالي الجائر دروس الحق كله، وإحياء الباطل كله، وإظهار الظلم والجور والفساد، وإبطال الكتب، وقتل الأنبياء،وهدم المساجد، وتبديل سنة الله وشرائعه، فلذلك حرم العمل معهم ومعونتهم، والكسب معهم إلا بجهة الضرورة نظير الضرورة إلى الدم والميتة ... ثم إن ظاهر الروايات كون الولاية محرمة بنفسها مع قطع النظر عن ترتب معصية عليها  من ظلم الغير، مع أن الولاية عن الجائر لا تنفك عن المعصية. »
کارمندی و ولایت از طرف حاکم جائر و حتی از طرف والیان حکومت جائر ، همکاری و همسوی با آنهاشمرده شده و حرام است و عامل چه عمل کم و کوچک یاشد یا زیاد باشد گرفتار عذاب است. زیرا هر نوع همکاری با جائر گناه کبیره می باشد . بخاطر اینکه این کار باعث ترک کلیه حق ، احیای تمام باطل ، ظهور ظلم و ستم و فساد، باطل شدن قرآن و قتل پیامبران و نابودی مساجد و تغییر سنت و قوانین الهی می شود . بنابر این هر گونه همکاری و عمل با جائر حرام بوده و اعانت ظالم بحساب آمده و جائز نیست مگر در موارد اظطرار و دفع ضرورت مانند جواز اکل میته و دم. ... از مجموع روایات چنین استنباط می شود که ولایت و حکومت در اصل و در ذات خود با قطع نظر از ترتب او بر معصیت و ستمکاری در حق دیگران ، برای انسان حرام است. با اینکه طبیعت حکومت انسان ملازم با ظلم و ستم است.    
صاحب جواهر نیز حرمت همکاری با حکومت جائر را در حال اختبار مانند دیگر فقها تأکید نموده و ممنوعیت آنرا از ضروریات کتاب و سنت و جامعه دانسته و چنین می نویسد:
«واما من الجائر فلاريب في انها تحرم مع الاختيار اذا كانت على محرم ، كالولاية على ما ابتدعه الظالمون من القمرك ونحوه ، بلاخلاف بل هو من الضروريات المستغنية عن ذكر ما يدل عليها من الكتاب والسنة والاجماعات ، ( و ) كذا ( تحرم ) ايضا ( من قبله ) اي ( الجائر ) على ما يشتمل على محلل ومحرم ، كالحكومة على بعض البلدان المشتملة على خراج وسياسة ونظام ومحرمات من قمرك وغيره.»
ولایت و حکومت جائر بدون شک در حال اختیار به اتفاق آراء حرام است مانند ولایت بر بدعت کاری های حکام ظالم در هلال ماه و غیره ، و این حرمت از ضروریات است و نیاز به دلیل از کتاب و سنت و اجماع ندارد. و همچنین ولایت از طرف جائر چه عمل حلال باشد یا حرام باشد، حرام است مانند: حکومت بر بعض شهرها برای جمع آوری خراج و اداره امور و ایجاد نظام و غیره.
آیت الله خویی چنین می فرماید : «اقول : الظاهر أنه لا خلاف بين الأصحاب في حرمة الولاية من قبل الجائر في الجملة ، وتدل عليه الأخبار المستفيضة بل المتواترة»
ظاهر این است که بین اصحاب و فقهایی شیعه فی الجمله اختلاف در حرمت ولایت جائر نیست و اخبار مستفیض بلکه متواتر هم دال بر این مفهوم و حرمت است.
ایشان در ادامه تفسیر آن ، فلسفه حرمت تعامل را دو چیز می داند:
 یک؛ ذات این عمل است که منجر به ترک تکلیف و نافرمانی خداوند و تأیید حکومت جور و غاصب می شود.
دو؛ انجام اعمال معاصی اضافی مانند قتل نفس محترمه و ظلم و تضییع حقوق دیگران ، که بین این دو علت تحریم عموم من وجه می باشد.
  به نظر می رسد این نظریه ها و بحث ها ثابت می کند که حکومت و حاکمیت انسانی بما هو انسان غیر الهی بوده و هیچ اعتبار و مشروعیتی نزد عقل و اسلام ندارد.
اصل جهاد
یکی از تعامل های سیاسی در اسلام با حکومت جائر تشریع جهاد و مبارزه برای محو حکام طاغوت و بر داشتن موانع هدایت و تربیت مردم از جامعه انسانی است  ، مبنا و مصلحت قانون جهاد ، نفی ونهی حکومت جائر (حکومت انسانی غیر الهی) است.
سوال: آیا بین رحمت و هدایت گری اسلام که به مفهوم خیر و منفعت رسانی و لطف و عاطله با انسان است با جهاد و مبارزه مسلحانه که نوعی خشم و قهر و ضرر و خسارت و درد و رنج است ، تعارضی وجود ندارد؟
پاسخ: اگر بادید تسامحی عامیانه و انحصار خیر رسانی اسلام به امور دنیای تنها نگاه شود و اینکه اسلام تنها عاطفه ، مهربانی و رحمت است و فقط جنبه جاذبه دارد ، چنین تعارض به نظر می آید. زیرا رحمت بودن  یعنی هیچ ضرر و زیانی و لو به ظاهر نباید باشد و از جهاد نیز فقط تحمل و  پذیرفتن خسارات مادی و حتی جانی اراده شود. و هیچ منفعتی در جهاد و مبارزه نظامی دیده نشود این دیدگاه همان دیدگاه مسحیت سازش کار با ظالم و همنشین شدن با کفر و ستم است . این تفسیر از مهربانی و عاطفه همان تفسیر عرفی است که امضاء کننده و مؤید ستمکاری است ، نان به نرخ روز خوردن است . چه زیبا کلامی است از امیر المؤمنین (ع) در این مورد که می فرماید:
 «همج رعاع أتباع كلّ ناعق يميلون مع كلّ ريح ، لم يستضيئوا بنور العلم و لم يلجئوا إلى ركن وثيق»
مردمى كه مانند مگس هاى ناچيز نه تعقلّى دارند و نه وجدان آگاه ، دنباله رو هر عربده اى هستند كه آنانرا بخود جلب نمايد ، با هر بادى كه ميوزد حركت ميكنند ، دلهاى آنان با نور علم روشن نگشته است و تكيه بر رکن محکم و مورد اعتماد ندارند.
چنین مصلحت و منفعت حتی برای دنیا طلبان عزت خواه هم مورد قبول نیست. این نوع نگرش به مصلحت و لطافت دین منفور و مردود عقلا می باشد.
 اما اگر به نظر ژرف به مفهوم مصلحت و رحمانیت اسلام نگریسته شود و مراد از آن خیر و منفعت عقلایی ، دنیوی و اخروی باشد ، در این صورت میان رحمانیت و لطافت دین اسلام و جهاد نه تنها تنافی و تعارض نیست بلکه در نهایت ملائمت و پیوستگی و ارتباط نزدیک است.. پس در جهاد نیز خیر و منفعت بس بزرگ معنوی و مادی وجود دارد. که این منافع و مصالح را امام علی (ع) در نهج البلاغه بیان می فرماید:
«فإنّ الجهاد باب من أبواب الجنّة ، فتحه اللّه لخاصّة أوليائه ، و هو لباس التّقوى ، و درع اللّه الحصينة  ، و جنّة الوثيقة . فمن تركه رغبة عنه ألبسه اللّه ثوب الذّلّ ، و شمله البلاء ، و ديّث بالصّغار و القماءة ، و ضرب على قلبه بالإسهاب، و أديل الحقّ منه بتضييع الجهاد ، وسيم الخسف ، و منع النّصف.»
 جهاد [ با دشمنان خدا ] درى از درهای بهشت است كه [ خداوند این در را ] به روى خواص اولیاء خود باز كرده است جهاد لباس تقوى و زره محكم الهى و سپر با اطمينان او است كسى كه از روى اعراض جهاد را ترك كند خداوند لباس ذلت بر او بپوشاند و بلا و مصيبت او را فرا گيرد و با حقارت و پستى در ذلت غوطه ور شود و دلش مشوش گردد و هذيانها سر دهد و در برابر حق كه آنرا ترك كرده است شكست ميخورد و حق بر او پيروز شود و ذلت خود را بر وى تحميل نمايد و از انصاف و عدالت ممنوع گردد.
بنابر این جهاد یکی از اهم ارزشهای واجب در اسلام است. و در جهاد مصالح چون حفاظت از گناه ، ستم و ستمگران ، حفظ نظم و امنیت در جامعه وجود دارد. و در ترک جهاد مفاسد مانند ذلت ، گمراهی ، بلا ، مصیبت ، حقارت و اسارت به بار می آید . به تعبیر دیگر رحمت و جهاد عین هم  اند که دو چهره جاذبه و دافعه اسلام و حکومت اسلامی را تشکیل می دهد. و  برای جهاد می توان مصالح و منافع ذیل را برشمرد.
1 ) مصلحت دفاع از حق و مقابله با باطل
2 ) مصلحت دفاع از مظلوم و مستضعفین
3 ) مصلحت دفاع از عزت انسانی و الهی
4) مصلحت رسیدن به مقام والای شهادت
بنابر این مصالح و خیرات جهاد خیلی بشتر ازین ها است که در جای خود باید بررسی شود.
2- اصل دوم در تعامل با حکومت های جور جواز همکاری
تعامل مصالحه و همکاری با حکومت جائر دو صورت می تواند داشته باشد.
الف ؛ تعامل همکاری و برخورد دوستانه حکومت اسلامی با حکومت های غیر اسلامی
 مکتب حیات بخش اسلام در این موضع بطور جزئی و موقت و از باب د فع افسد به فاسد و اکل میته در مواقع اضطرار و اکراه حکومت مستقل انسانی را پذیرفته است . چنانکه در کلام امیر المؤمنین (ع) (لابد للناس من امیر برّ او  فاجر) بیان شد. و یا در احکام تعامل با حکومت جور در کتب فقهی مورد بررسی و با شرائط خاص تأیید گردیده است. و از آن به عنوان حسن همجواری و یا مبادلات اقتصادی مشکلی ندارد ادله زیاد نقلی و عقلی مثبت این معنا می باشد. از باب نمونه در قرآن کریم آمده است:
 (قل يا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بيننا وبينكم الا نعبد الا اللّه ولا نشرك به شيئا ولا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون اللّه ).
بگو: اى اهل كتاب ! بياييد به سوى سخنى كه ميان ما وشما مشترك است كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چـيزى را شريك او قرار ندهيم و بعضى از ما بعضى ديگر را غير از خداوند يگانه به خدايى نپذيرد)
این آیه اشاره به دستور روابطه حکومت اسلامی با حکومت و جوامع غیر اسلامی دارد که مسلمانان با طرح مشترکات در قالب روابط و تعاملات و مذاکرات سیاسی ، زمینه اثبات حقانیت جامعه اسلامی و نظام سیاسی اسلام و زمینه هدایت غیر مسلمان و احیاء خداپرستی فطری و پذیرش حکومت الهی آنان را فراهم سازد.
قرآن مجید با اين طرز استدلال به ما مى آموزد اگر كسانى حاضر نبودند در تمام اهداف مقدس با شما همكارى كنند بكوشيد لااقل در اهداف مهم مشترك همكارى آنها راجلب كنيد و آن را پايه اى براى پيشبرد اهداف مقدستان قرار دهيد. حکومت اسلامی بر این مبنا مجاز است با حکومت های غیر اسلامی و جائر و طاغوت روابط سیاسی برادری و برابری در راستای منافع مشترک سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و غیره بر قرار نماید.
دلیل عقلی هم مقتضی این امر است که حکومت اسلامی در هر زمان با حکومت های غیر اسلامی روابطه دوستانه و مسالمت آمیز داشته باشد تا در سایه آن زمینه رشد و توسعه دین اسلام و فرهنگ دینی و استفاده از توانایی های جوامع غیر مسلمان را با حفظ استقلال سیاسی و فرهنگی ، فراهم آورد.
ب؛ تعامل افراد و شخصیت های اسلامی با حکومت های جائر
اندیشمندان اسلامی و فقهای عامه و امامیه اتفاق نظر دارند که اصل در تعامل و تضارب با حکومت های طاغوت و حاکمان ستمگر ، حتی با حکومت های که با عنوان دینی و مذهبی هم باشد، ممنوعیت و مردودیت است. مگر در موارد خاص اضطرار و اجبار و در استراتژی ها و تبدل شیوه مبارزه درراستای حفظ دین و مکتب اسلام. که در این صورت همکاری و ولایت از طرف حاکم جور مانعی ندارد.
دلیل نقلی : 
قرآن کریم چنین می فرماید: (من كفر باللّه من بعد ايمانه ، الا من اكره و قلبه مطمئن بالايمان ، و لكن من شرح بالكفر صدرا فعليهم غضب من اللّه ، و لهم عذاب عظيم)
کسانیکه از ایمان به کفر بر می گردند و ولایت خدا را ترک و ولایت کفر و حکومت جائر را می گزینند و قلوب شان را برای پذیرش ولایت جور آماده می سازند ، غضب الهی بر آنها حاکم شده و برای آنها عذاب بزرگ تعیین گردیده است. مگر اینکه پذیرش ولایت کفر و حاکم جور از جهت اکراه و اجبار و اضظرار بوده و قلوب شان اطمنان به ایمان یافته باشد. 
اين آيه شريفه دلالتى روشن بر جواز تعامل و همکاری با حکومت و حاکم کافر و جائر دارد، چنانکه   در شان نزول اين آيه آمده است که وقتی عمار جوان بود آنچه را مشركان مى خواستند به اجبار به زبان آورد و اظهار کفر و بت پرستی کرد، اين خبر در ميان مسلمانان پيچيد, بعضى غیابا عمار را محكوم كردند وگفتند: عمار از اسلام بيرون رفته و كافر شده , پيامبر(ص ) فرمود: چنين نيست .
چـيزى نـگذشت كه عمار گريه كنان به خدمت رسول خدا(ص ) آمد,پيامبر(ص ) فرمود: مگر چه شده است ؟.
عرض كرد یا رسول الله ! بسيار بد شده دست از سرم برنداشتند تا نسبت به شما جسارت كردم و بتهاى آنها را به نيكى ياد نمودم !.
پـيامبر(ص) با دست مباركش اشك از چشمان عمار پاك مى كرد و مى گفت :اگر باز تو را تحت فشار قرار دادند, آنچه مى خواهند بگو و جان خود را از خطررهايى بخش.
در اين هنگام آيه نازل گرديد و مسائل را در اين رابطه روشن ساخت ، که در موارد اضطرار و اکراه و شرایط که حفظ ایمان و جان اقتضا کند کتمان دین و اظهار دوستی و ولایت حاکم جائر ‌، مانعی نداشته و برابر این ایه و روایات که در این موضوع است ، می توان برای اهداف دینی و شرعی ولایت حاکم کافر را پذیرفت. پس ولایت حاکم جائر مسلمان را به طریق اولی می توان با شرایط فوق قبول کرد.
دلیل سیره
سیره ی پیامبر در مکه در مدت سیزده سال یخصوص در سه سال اول که تبلیغ مخفیانه داشتند و موارد مانند داستان عمار در باره دیگران نیز شاهد این مدعا است که تعامل و پذیرش خواستهای حاکم جائر در موارد خاص اشکالی نداشته و جایز است.
سیره عملی ائمه (ع) مانند تعامل بیست پنج ساله امیر المؤمنین (ع). و صلح امام حسن (ع) با معاویه و سکوت امام سجاد و مبارزه در قالب دعا و رویه امام صادق (ع) که در تعامل با سلاطین جائر اموی و عباسی مبارزه و جهاد فرهنگی و تعلیم و تربیت و گسترش وسیع علوم اسلامی را به نحو بی نظیر و تربیت دهها هزار دانشمند در رشته های متعدد و مختلف علوم دینی و طبیعی از خود به یاد گار گذاشته و مکتب اسلام را همانند قیام و جهاد و شهادت جدّ بزرگوارش امام حسین (ع) زنده و بیمه کردند. و سیره ولایت عهدی امام رضا (علیه السلام) که بر تحکیم تشیع خراسانیان و گسترش آن بسیار م‍ؤثر و ثمر بخش گردید ، همه ی این ها گواه روشن و دلیل بارز برای جواز تعامل و همکاری با حکام جور است.
البته تمام این تعاملات و همکاری ها چه در قالب سکوت و عدم دخالت در امور سیاسی و خدمات اجتماعی باشد. چه در تحت عناوین ولایت و معاونت و خدمات عمومی و اجتماعی برای جامعه اسلامی باشد ، با شرایط خاص و با عنوان ثانوی و احیانا موقت است.
دیدگاه فقها
1) شیخ انصاری (ره) دو مورد برای جواز تعامل مطرح کرده و می فرماید:
«إنه يسوغ الولاية المذكورة أمران:
 أحدهما - القيام بمصالح العباد، بلا خلاف ... أن الولاية إن كانت محرمة لذاتها، كان ارتكابها لأجل المصالح ودفع المفاسد التي هي أهم من مفسدة انسلاك الشخص في أعوان الظلمة بحسب الظاهر، وإن كانت لاستلزامها الظلم على الغير.»
ولایت مجاز دو نوع است.
اول ـ  ولایت برای اثبات و تحقق مصالح و منافع بندگان که این نظریه اجماعی است. گرچه ولایت در ذات خود حرام است ولی برای احقاق مصالح و دفع مفاسد که مهمتر از مفسده قرار گرفتن یک شخص جزء همکاران ظاهری ظالم ، ولایت جائز است. اگر چه این همکاری سبب ظلم بر غیر هم باشد.
ایشان در ادامه بحث از ولایت ، مصلحت جواز ولایت را به سه دسته تقسیم می کند
 اول؛ ولایت مرجوحه که برای امرار معاش با نیت کمک رسانی به مومنین باشد.
 دوم ؛ ولایت مستحب که فقط نیت دستگیری و کمک رسانی به مؤمنین باشد.
سوم؛ ولایت واجب در موارد که امر واجبی مانند امر به معروف و نهی از منکر و دفاع از کیان اسلام و جامعه اسلامی در برابر تهاجم کفر ، بدون آن ممکن نباشد.
قابل یاد آوری است که از بیان مرحوم شیخ انصاری "اعلی الله مقامه" یک نوع تعارض صدر و ذیل به نظر می رسد. زیرا در ابتدای بحث مجوزات ولایت جائر ، اصل حرمت در ولایت جائر مطرح گردیده که ملازم با معصیت است ، اما در ذیل می فرماید یکی از اقسام مجوزات ولایت جائر ، ولایت بر امور مستحبی است مانند نیت خیر بر مؤمنین داشتن ، در حالکه مستحب بودن با ملازم بودن معصیت (حرام)، تعارض و تناقض مصلحت با مفسده است و طرف حرام مقدم بر مستحب است، دفع مفسده اولی از جلب منفعت است ، پس مستحبات نمی تواند مجوز ولایت محرمه و معصیتی شود. مضافاً وقتی مستحب نتواند مقدم بر حرام باشد و مجوز ولایت نشود ، مرجوح بودن و اباحه ولایت جائر برای امرار معاش در ضمن احسان به مؤمن ، به طریق اولی نمی تواند مجوز باشد. و به نظر می رسد مراد از روایات در این موارد در صورت صحت سند، شاید ادامه زندگی معمولی برای عامه مسلمانان در سایه حکومت جائر با نبود مصلحت در قیام و عدم بسط بد برای علما باشد.
«الثاني مما يسوغ الولاية - الإكراه عليه بالتوعيد على تركها من الجائر بما يوجب ضررا بدنيا أو ماليا عليه، أو على من يتعلق به بحيث يعد الإضرار به إضرارا به، ويكون تحمل الضرر عليه شاقا على النفس كالأب والولد ومن جرى مجراهما. وهذا مما لا إشكال في تسويغه ارتكاب الولاية المحرمة في نفسها»
دوم ـ ملاک برای تجویز ولایت انسانی و تعامل و هکاری با حکام جور ، اکراه است که بر ضرر رساندن جانی و مالی خود مکره و یا بر بستگان درجه اول مثل: پدر و فرزند و مانند آنها تهدید شده باشد بطور که تحمل ضرر بر آنها مشقت داشته باشد. این معیار برای جواز ولایت حاکم جور از مواردی است که هیچ اشکالی ندارد.
2- صاحب جواهر ، وجوب جهاد دفاعی در مقابل حکومت کفر در شرائط به خطر قرار گرفتن دین و نابودی اسلام و شریعت نبوی را مطرح کرده و آنرا دلیل برای جواز همکاری با حکومت جائر مسلمان قرار داده  می گوید:
 «نعم لو أراد الكفار محو الاسلام و درس شعائره و عدم ذكر محمد صلى الله عليه و آله و شريعته فلاإشكال في وجوب الجهاد حينئذ ولو مع الجائر لكن بقصد الدفع عن ذلك لاإعانة سلطان الجور ، بل الاجماع بقسميه عليه ، مضافا إلى النصوص.»
بلی اگر کفار نابودی اسلام و شعایر او را و فراموشی یاد نام پیامبر اسلام و شریعت او را بخواهد در این صورت در وجوب جهاد هیچ اشکال  و ایرادی نیست حتی اگر با همکاری به حاکم جائر مسلمان هم باشد مانعی ندارد. البته با این شرط که نیت و قصد از جهاد دفاع از دین و شریعت باشد نه کمک به حاکم ظالم ، برای جواز این تعاون و همکاری با جائر علاوه بر نص ، اجماع منقول و محصل نیز وجود دارد.  
3- آیت الله نائینی در مورد لزوم و وجوب تعامل با حاکم و حکومت جائر ، و اتفاق نطر در آن را چنین بیان می فرماید:
« این معنی نزد تمام علمای اسلام مسلم و از قطعیات است که چنانچه غاصبی عدواناً وضع ید نماید و رفع یدش رأساً ممکن نباشد ، و لکن ترتیبات عملیه و گماشتن هیئت نظّاری توان تصرفش را تحدید و موقوفه مغصوبه را – مثلا- از حیف و میل و صرف در شهواتش ، کلاً ام بعضاً ، صیانت نمود ، البته وجوب آن بدیهی و خلاف در آن نه تنها از علمای متشرّعین ، بلکه از عقلای دهرییّن هم هیچ متصور و متحمل نخواهد بود.»
4ـ امام خمینی (ره) جواز تعامل و ولایت حاکم جور را با این توسعه که شیخ بیان کرده نپذیرفته و آنرا محدود می نماید ، زیرا اولا:ً روایات مربوطه به مفهوم "قصد خیر" داشتن دلیل بر جواز را ضعیف دانسته و استدلال به اولویت والغاء خصوصیت برای اثبات مطلق مصالح مؤمنین و امر به معروف و نهی از منکر، دلیل بر اثبات وجوب چنین ولایت را نیز قبول ندارد. بلکه امر به معروف و نهی از منکر دلیل بر جواز ولایت ، مشروط به علم و گمان قوی داشتن بر تأثیر امر به معروف و نهی از منکر ، و اهم بودن عمل معروف و ترک منکر در مشارکت و ولایت جائر می باشد. و در صورت احتمال عدم تأثیر و خفیف و معمولی بودن معروف و منکر ، ولایت را حرام می داند. و ثانیاً: ادعای اجماع در این مورد را نیز قبول نکرده و می فرماید:
     «واما كلمات الاصحاب وان توافقت ظاهرا من زمن شيخ الطائفة على اختلاف التعابير بجوازه لكن لا يظهر منها الاجماع أو الشهرة على جوازه لخصوص الامر بالمعروف والنهى عن المنكر، وقد نسب إلى العلامة في المنتهى دعوى عدم الخلاف فيه، وهو غير صحيح.»
کلمات فقها از زمان شیخ طائفه با اختلاف تعابیر که دارند اگرچه ظهور در توافق و اجماع بر جواز ولایت دارد، لکن چنین اجماع و شهرت از کلمات آنها استفاد نمی شود که دلیل بر جواز ولایت جائر بخصوص در امر به معروف و نهی از منکر باشد. نسبت ادعای عدم خلاف(اجماع) به علامه در "منتهی" هم صحیح نیست. 
دیدگاه امام خمینی ره در وجوب تعامل با ولایت جائر
    مرحوم امام خمینی (ره) نیز در صورت که اقامه فرایض و احکام اسلام منحصر به ولایت جائر و همکاری با آن باشد ، مبارزه با آنها اثر منفی برای مسلمین داشته باشد و در صورت که سکوت یا همکاری با حکومت جائر مصلحتی برای مسلمین داشته باشد، همکاری و ولایت جائر را واجب دانسته و می فرماید:
« لو كان ورود بعض العلماء مثلا فى بعض شؤون الدول موجبا لاقامة فريضة أو فرائض أو قلع منكر أو منكرات و لم يكن محذور أهم كهتك حيثية العلم و العلماء و تضعيف عقائد الضعفاء وجب على الكفاية، إلا أن لا يمكن ذلك إلا لبعض معين لخصوصيات فيه فتعين عليه .»
وارد شدن بعضى از علماء در بعضى از شئون دولت ظالم اگر باعث اقامه فريضه اى يا فرائضى و يا باعث نابودی منكر و يا منكراتى شود و محذور مهمترى نظير هتك حرمت علم و علماء و تضعيف عقائد مردم ضعيف الایمان هم در كار نباشد، ولایت و همکاری با جائر واجب است بوجوب كفائى ، مگر آنكه از عهده و توان ساير علماء بر نيايد و تنها بعضى از علماء به طور معين قدرت آن كار را داشته باشند تنها بر آنها واجب است .
نکته مهم که ازاین کلام امام ره استفاده می شود این است که تعامل و  همکاری با حکام جائر به مصلحت هرکسی نیست بلکه فقط برای کسانی جایز است و مصلحت دارد که توان داشته باشد و مراد از توان در اینجا قدرت علمی ، اراده قوی و تقوای بالا است ، تا در ضمن همکاری تحت تأثیر قرارنگرفته بلکه تأثیر گذار بوده و بتواند خدمات مصلحتی برای مردم مؤمن داشته باشد.  
امام  خمینی (ره) در مکاسب محرمه یکی از دلایل جواز تعامل و همکاری با حاکم جائر را عذر داشتن می داند و عذر را به سه عنوان مطرح می نماید: اضطرار، تقیه و اکراه. بعد هر کدام را مفصلا توضیح می دهد:
« مما يسوغ الولاية العذر كالاضطرار أو التقية أو الاكراه.»
ایشان در فراز دیگر از کتاب مکاسب محرمه ، مصالح و موارد را که اهمیت و عظمت مذهبی و دینی دارد از این عذر جواز ولایت استثناء نموده است، و ولایت در حکومت جائر را با به خطر افتادن آن موارد حتی در صورت اکراه و اضطرار و تقیه جایز نمی داند:
«ثم ان هيهنا موارد يمكن القول باستثنائها من تلك الكلية ...منها بعض المحرمات التى في ارتكاز المتشرعة من العظائم والمهمات جدا، كمحو كتاب الله الكريم والعياذ بالله بجميع نسخه وتاويله بما يخالف الدين أو المذهب بحيث يوجب ضلالة الناس والرد على الدين أو المذهب بنحو يوجب الاضلال وهدم الكعبة المعظمة ومحو آثارها، وكذا قبر النبي صلى الله عليه وآله والائمة عليهم السلام كذلك إلى غير ذلك. فان الظاهر ان الادلة منصرفة عن امثال ذلك سيما بعضها.»
موارد است که از کلیت ادله جواز ولایت جائر استثناء شده است از جمله محرمات که در باور مسلمانان از محرمات و گناهان بزرگ و از مهمات جدی دین به حساب می آید. مانند نابودی تمام نسخه های قرآن ، تحریف و تفسیر  آن بر خلاف دین و مذهب بگونه که موجب گمراهی و برگشت مردم از دین و مذهب شود و تخریب  و نابود کردن آثار خانه کعبه معظمه و تخریب مزار و مرقد پیامبر(ص) و أئمه سلام الله علیهم و مشابه آنها ، ادله جواز ولایت جائر از این موارد انصراف داشته و شامل آنها نمی شود.
همین موارد است که در عوض همکاری و سکوت ، دفاع و جهاد تا مرز شهادت در برابر حکومت جائر و ظالم و کافر ، بر مکلفین لازم و واجب می شود. و در چنین ولایت از جائر مصلحت نیست که هیچ بلکه مصلحت در مبارزه علیه آن است.
5 ـ آیت الله خویی ره نیز در مصباح الفقاهه در ولایت جائر همان تقسیمات پنجگانه حرام ، مکروه ، مباح ، مستحب و واجب را بیان کرده و مصداق مکروه را پذیرش ولایت جائر برای امرار معاش در صورت عدم انحصار به آن می داند و مصداق مباح ، احسان و دفع ضرر به مسلمان را می داند و برای مصداق مستحب موارد انحصار احسان به مؤمن در ولایت جائر را بیان می نماید. اما برای واجب آن دو تا دلیل ذکر می نماید:
 یک؛ دلیل از قواعد فقهی است که همان جریان قاعده تقدم اهم بر مهم در مقام تزاحم دو حکم حرام و واجب می باشد  که در صورت رجحان جانب وجوب این ولایت حاکم ظلمه از باب مقدمه واجب واجب می شود مانند امر به معروف و نهی از منکر و مانند آن .
دو ؛ روایات متواتر دال بر وجوب امر به معروف و نهی از منکر و وجوب حفظ دین و اصلاح شئون مؤمنین است که به عنوان واجب مقدمی یا واجب کفایی ولایت جائر و تعامل و همکاری با حکومت غیر قانونی نیز واجب می شود
فقهای محترم معاصر دیگر نیز در موضوع شرائط و مصالح  جواز ولایت از طرف حکام جائر و همکاری با آنها ، بحث های مفصل در نقص وابرام ها و استدلالهای دارند. با عنوان "دفع افسد بفاسد" و "لزوم تحدید حکومت غاصب و جائر" ،  این همکاری و مشارکت را تجویز می نماید.
بنابر این دو مورد از مجوزات همکاری و ولایت حاکم جائر و حکومت بشری مشخص می گردد.
 یک ؛ بخاطر مصلحت و نیکی و خدمات رسانی به مردم و جامعه اسلامی و امور تبلیغ احکام و فرایض دین و تعلیم و تعلّم.
دو ؛ برای حفظ امنیت مسلمانان و دفع دشمنان اسلام می شود ولایت حکومت جائر را پذیرفت مانند تأیید و همکاری شیخ جعفر کاشف الغطاء با حکومت فتحعلیشاه قاجار بخاطر دفع تجاز روس ها به ایران. و مصالح جامعه اسلامی ایران

مصادیق همکاری با حکام جائر درتاریخ اسلام
دین اسلام که اکمل ادیان و هدایت گر انسان تا فردای قیامت است در دو بعد قهر و عطوفت ، غضب و مهربانی ، راهکار های بسیار خردمندانۀ را ارائه کرده که یک از این راه کار های مناسب، در عین حفظ اصالت خود ، مصالحه و تعامل با حکومت های غیر الهی و جائر است. در قالب این راهبرد و راه کار عالی است که دین مبین اسلام گسترش و توسعه یافته است. و قلوب را یکی پس از دیگری تسخیر نموده است.
جهاد و مصالحه بمعنی عطوفت، دو بال پرواز در اوج ترقی معنوی و مادی برای اسلام در جهان است.  
تاریخ اسلام نمونه های زیادی از همکاری و ولایت جائر را در خود دارد . اولین نمونه آن می توان از همکاری و تعامل ، شرکت پیامبر در پیمان حلف الفضول قبل از رسالت یاد کرد. و نیز از صلح حدیبه و قرارداد های با بعضی حکومت های زمان آن حضرت. نمونه ی دیگر ولایت عهدی امام رضا (ع) با حکومت جائرانه مأمون عباسی می باشد. با اینکه این تعامل امام(ع) جزء مجوزات اکراهی هم می تواند باشد ، ولی با توجه به نتائیج بسیار مثبت این ولایت در آن عصر و در منطقه خراسان و گسترش و تقویت تشیع و متزلزل ساختن پایه های حکومت عباسی در آن منطقه ، می توان آن ولایت را از باب همکاری مصلحت اهم به حساب آورد.
نمونه های زیاد دیگری در میان رفتار علماء و فقهای بزرگوار شیعه در تاریخ سیاسی فقه و فقاهت نیز وجود دارد ، که مصالح و منافع بسیار داشته است . مانند مناصب سید مرتضی "امارت حج و حرمین" ، "نقابت اشراف" ، "مرجعیت تظلمات و شکیات مردم" و " قاضی القضات" که  در دربار و حکومت جائرانه خلفای عباسی با اجازه ولی عصر(عج) انجام وظیفه می کرد و مدت سی سال ادامه داشت. وزارت عارف بزرگ وفقه کامل خواجه نصیر الدین طوسی در حکومت هلاکوخان  مغولی ، که منشأ خدمات فروان در توسعه معارف اسلامی و تأسیس رصد خانه معروف مراغه و زمینه گسترش مذهب حقه شیعه گردید. همچنین آمدن محقق کرکی از لبنان به ایران در دربار شاه طهماسب صفوی ، و اعطای مقام "شیخ الاسلامی" به او ، نمونۀ دیگر از تعامل و همکاری با حکام جائر است. شاه با حضور او در کنار خود ، خودش را  به ظاهر پیرو او می دانست و حکومت خود را مجاز از طرف محقق کرکی با عنوان نائب عام امام عصر (ع عج) می دانست. همکاری های فقهای بزرگوار مجلسیین و نراقیین به حکومت جائر صفویان با عناوین و مقام و مناصب مختلف شیخ الاسلام و قضاوت و... که منافع زیاد از این تعاون و تعامل بدست آمد از جمله آن گسترش و توسعه آموزه های متون دینی و فقهی در قالب تربیت شاگردان بارز و اندیشمندان بزرگ و تدوین و تألیف کتب و آثار بزرگ فرهنگی مانند کتاب 100 جلدی بحار الانوار و صدها کتب متنی و عمیق دیگر. 
همکار فقهای معاصر سلاطین قاجار با آنها در دفاع و جهاد علیه روسهای اشغالگر و در دوره سلطنت مشروطه ایران نیز موارد دیگر از قبیل ولایت جائر است. مانند مرحوم مجاهد ، کاشف الغطا و رهبران نهضت مشروط آخوند خراسانی ، نائینی ، طباطبایی و ....
یکی دیگر از این موارد همکاری در تاریخ افغانستان ، تعامل و همکاری اندیشمند و فقیه و تاریخ نگار کیاس مرحوم فیض کاتب هزاره است که تاریخ جنایات حکام جور افغانستان را در داخل دربار در پوشش تقیه و لفافه الفاظ به گونه بسیار دقیق نوشت و به نام سراج التواریخ در پنج جلد در دوره حکومت حبیب الله به چاپ و نشر رساند. ولی متأسفانه جلد پنجم آن که مسایل ریز درون حکومت را منعکس کرده بود ، بعدا از چاپ توسط امان الله و نادر جمع آوری و نابود گردید.
بنابر این نمونه های زیاد از تعاملات علما و فقها در تاریخ اسلام وجود دارد که این کار مصلحت های زیاد و مؤثر در توسعه و تقویت دیانت و هدایت جامعه اسلامی داشته است .

تعامل همکاری با حکومت جائر در شرائط امروز جهان اسلام
امروزه که جهان اسلام و کشورهای اسلامی اکثرا گرفتار حکومت های انسانی آن هم از نوع سخیفترین آن یعنی حکومت های انسانی وابسته و تابع حکومت غیر مسلمان هستند.  جوامع اسلامی و علمای دینی ، به طور جدی و ناچارا ملتزم به این تعامل و استراتژی سیاسی در سطح جهان هستند که با دقت و هوشیاری سیاسی و ایمانی باید از باب تقیه مداراتی و یا تقیه خوفی و یا از باب احکام ثانوی اضطرار و اکراه این تعامل را اعمال نمایند به نحو که در مسیر اهداف عالیه شرعیه خود موفق باشند. مهمترین اهداف تعامل و همکاری در این زمینه موارد ذیل می باشد.
الف / ایجاد وحدت بین مسلمین و حفظ آن 
ب / شناسایی و غلبه بر دشمن مشترک اسلام
ج / ایجاد و حفظ امنیت اجتماعی و سیاسی
د / ایجاد بستر و زمینه تربیت و رشد علمی جامعه اسلامی
ه / احقاق حقوق و اقامه عدالت در حد نسبی
چنانکه پیامبر اسلام (ص) در سیزده سال رسالت خود بخصوص در سه سال اول در مکه با مشرکین قریش عمل نمودند و آهسته آهسته جوانان و بیدار دلان مکه و مدینه را جذب و هدایت کرده و سر انجام بعد از هجرت بسیار ثمر بخش حکومت الهی و اسلامی را اقامه نمودند . یا مهمتر و دقیقتر از آن برخورد و تعاملی که امیر المؤمنین (ع) با همکاری در حکومت های معاصر خوش از خود نشان داد و درس بزرگی به پیروانش در اطاعت از حاکم جائر مسلمان و روش تعامل با آنان را ارائه نمود و بدین گونه درخت نوپای اسلام را آبیاری و نگهداری نمودند.
می توان گفت این تعامل همکاری با حاکم جائر برای افراد و شخصیتها و علمای  مسلمان در دو حالت امکان دارد:
1- سکوت و عدم دخالت در امور سیاسی و حکومتی : که در این صورت صرفا به وظایف شخصی و یا مسؤلیتهای تعلیمی و آموزشی و یا خدمات دیگر اجتماعی پرداخته می شود.
2- تعامل فعال و معاونت در امور سیاسی خدماتی و قضایی که این مورد اصل و اساس بحث در مانحن فیه می باشد و معرکه آراء علما و فقهای عظام قرار گرفته است
این دو مورد از مسایل متلابه امروزین جوامع اسلامی است که باید مصادیق و موارد آن کاملا شناسای شده و روش کاربردی آن تبیین شود..تا مردم متدین و مسلمان بتوانند با حکومت های جائر خود و حکومت های جائر ، فاجر و استعمارگران نوین جهانی ، استراتژی مناسب را اتخاذ نمایند بحصوص تعامل صورت دوم که از تکالیف اندیشمندان سیاسی و فقهایی اسلامی می باشد. چنانکه جوامع مسلمان و فقها و متفکران و رهبران سیاسی اسلام در کشورهای اسلامی سیاست های مناسب و تعاملات و استراتژی های بهینه را اجرا و اعمال کرده اند.
 
اصل تقیه
بکی از عناوین بسیار با ارزش سیاسی و دینی اسلام تقیه است که تعاملات و همکاری های مختلف با حکومت های جائر منطقه ی و جهانی در تحت همین عنوان و اصل انجام  می شود. بخصوص تقیه مداراتی که محور روابط اجتماعی افراد ، مذاهب ، قبایل ، احزاب و رهبران سیاسی می باشد و نقش بسیار موئر را در این موارد دارند. و بستر خوبی برای ایصال به مطلوب دینی و هدایت و تربیت دینی انسان می شود. تقیه که از آن در لسان معاصر به پنهانکاری و رازداری و حفظ اسرار نیزتعبیر شده است ، یک استراتژی بسیار مهم و ارزشمند سیاسی و تاکتیک مناسب برای غلبه بر دشمن و پیروزی بر مخالفان اسلام است. تقیه یک عنوان وسیعی است که خود ظرف مستقل برای تفسیر و تبیین می خواهد.
شبه و اشکال: آیا تعامل با حکومت و حاکم بشری و جائر برای رسیدن به هدف ، همان تئوری مارکسیسی نیست که "هدف وسیله را توجه می نماید" ؟ در حالکه این خلاف تئوری دین اسلام است که فورمول دین این است: «لايطاع الله من حيث يعصى؛ خداوند از راه معصيت اطاعت نمى شود» پس چگونه تعامل با حاکم جور که این خود معصیت است ، تجویز گردیده است ؟
پاسیخ : حرمت ولایت جائر گرچه اجماعی و قطعی است ولی حرمت ذاتی مانند ظلم ندارد که حتی با اضطرار نیز مجاز نمی شود بلکه از قبیل کذب است که تجویز آن منحصر به مورد ضرورت و مصلحت اهم می باشد زیرا «إن غاية ما يستفاد من الأدلة هي كون الولاية بنفسها محرمة ، وأما الحرمة الذاتية فلم يدل عليها دليل من العقل أو النقل» نهایت چیزی که از ادله استفاده می شود صرف حرمت ولایت جائر است اما ذاتی بودن حرمت هیج دلیل عقلی و نقلی برایش وجود نارد.
علاوه بر این قبولی ولایت جائر اطاعت ظاهری از غیر خدا است نه اطاعت واقعی و قلبی ، پس مانعی نیست که یه خاطر هدف مقدس از وسلیه حرام ظاهری استفاده شود. زیرا حرمت ظاهری آن با اصلاح امور مؤمنین و خدمات که به مسلمین و اسلام انجام می گیرد جبران می شود. چنانکه روایات متعدد دال بر این مطلب است از جمله:
 1 ـ «قال أبو الحسن الرضا عليه السلام: إن لله تعالى بأبواب الظالمين من نوره الله وأخذ له البرهان ومكن له في البلاد، ليدفع بهم عن أوليائه، ويصلح الله به امور المسلمين، إليهم يلجأ المؤمن من الضر، وإليهم يفزع ذو الحاجة من شيعتنا، وبهم يؤمن الله روعة المؤمن في دار الظلمة، اولئك المؤمنون حقا اولئك امناء الله في أرضه اولئك نور الله في رعيتهم يوم القيامة، ويزهر نورهم لاهل السماوات كما تزهر الكواكب الدرية لاهل الارض اولئك من نورهم يوم القيامة تضئ منهم القيامة خلقوا والله للجنه، وخلقت الجنة لهم، فهنيئا لهم، ما على أحدكم أن لو شاء لنال هذا كله ؟ قال: قلت: بماذا جعلني الله فداك ؟ قال تكون معهم فتسرنا بادخال السرور على المؤمنين من شيعتنا، فكن منهم يا محمد.»
امام رضا عليه السلام مي فرماید: خداوند متعال در دروازه های ظلم کسانی را قرار می دهد که توسط آنها نور و روشنی پخش شده و راهنمای دیگران و باعث آبادی شهر ها می شود و توسط آن افراد اولیاء خدا حفظ می شود و خداوند بواسطه آنها امور مسلمین را اصلاح می سازد و آنها پناهگاه مؤمنین از خسارت دیدن هسنند. و آنها فریاد رسان شیعیان ما هستند، و به کمک آنان رعیت مؤمن در کشور ظلمه در امان هستند، آنان مؤمنین حقیقی هستند و امانت داران خداوند در زمین هستند|، و آنان نور خداوند در میان رعیت در روز قیامت هستند، و نور آنها در آسمان ها مانند درخشانی ستارگان برای اهل زمین می درخشند ، آنان کسانی هستند که نور شان در روز قیامت روشنی می اندازد ، به خدا قسم که آنها برای بهشت آفریده شده اند و بهشت برای آنها خلق شده است. پس این موارد برای هر یک از شما ها زمنیه  رسیده به آنها وجود دارد. گفتم : فدایت شوم چگونه امکان دارد. حضرت گفت : ای محمد با ظالمین باش و خوشحال کن ما را با خوشحال کردن و خدمت کردن مؤمنین و شیعیان ما ، پس از انها باش.   
2ـ « مرسلة الصدوق عن الصادق (عليه السلام) قال: كفارة عمل السلطان قضاء حوائج الاخوان.»
امام صادق علیه السلام می فرماید : کفاره گناه کار کردن با سلطان جائر ، برآورده کردن حوایج و خواسته های مؤمن است.
طبق این روایات همکاری با حاکم و حکومت جائر و تعامل با آنها در جهت منافع و خدمات و تأمین حوائج نسبت به مؤمنین و اولیاء الله و ترویح دین اسلام جایگاه مهم و ارزشمندی دارد که حتی در حد ایجاد سرور در قلوب مومنین و شیعیان مجاز شمرده شده و کفاره حرمت و معصیت چنین عمل گناه آلود را برآورده کردن حوائج و خواسته های برادران مومن قرار گرفته است.
مضافا که تعامل گرجه به ظاهر معصیت است ولی معصیت ظاهری در حق الله در برابر کار خیر و احسان بر انسان مومن که حق االناس است مورد غفران قرار می گیرد. این رویه ی است که در عرف نیز عقلا به آن در امورات زندگی اجتماعی عمل می نمایند .

نتیجه:
عصاره این نوشتار این است که تعامل با حکام جائر و حکومت غیر مشروع برای یک مسلمان ، علما و فقهای اسلامی بر مبنای شریعت و دین اسلام و فقه سیاسی جایز بوده بلکه در موارد لازم و واجب می شود.از مسلمات دین مبین اسلام و فقه سیاسی می باشد.  تعامل با حکومت غیر مشروع بمعنی سازش تسلیمی و قبولی آن حکومت نیست بلکه به عنوان یک استراتژی و تبدل متد مبارزه در راستای اهداف شرع و دین مقدس اسلام می باشد. ادله نقلی و عقلی و سیره ی پیامبر بزرگوار اسلام (ص‌) ائمه معصومین (ع) اثبات کننده جواز تعامل است . آنان در سیر زندگی سیاسی ، اجتماعی و رهبری سیاسی و دینی خود برای پیروانشان به این موضوع را به آموزش گرفته و به یادگار گذاشته اند. مشکل بزرگ بن بست های سیاسی و تکلیفی را باز کرده اند. اساس کار حفظ دین و شریعت اسلام و ترقی دین داری و دین مدار و اقامه شریعت در میان مسلمین است . ابزار رسیدن به این هدف نیز که یکی همین تعامل است . مطلق نبوده بلکه جواز و مشروعیت آن تحت شرایط ویژه سیاسی و رفتاری و اعتقادی می باشد. 

منابع:
 - نهج البلاغه خطبه 40
  علامه طباطبایی تفسیر المیزان  ترجمه موسوی ج 7 ص 172 ، .، نشر جامعه مدرسین قم 1410ق
 - سوره یوسف  آیه 40
 - مصباح یزدی ، نظریه حقوقی اسلام ص 338 ، تحقیق و نوشته محمد مهدی نادری قمی و محمد مهدی کریمینیا ، نشر موئسسه آموزشی و  پژوهشی امام خمینی 1382
 - سوره ، المائده آیات 44؛ 45؛47
 - سوره آل عمران ، آیه  118
 - سوره نساء آیه 144
 - امام خمینی ره ، تحریر الوسیله ج 1 ص 474 ، ناشر : مؤسسه النشر الاسلامی ،قم 1410ق
 - شیخ انصاری ، المکاسب ، ص 1 ، انتشارات الاسلامیه ، قم بی تا
  - شیخ محممد حسین نجفی ، جواهر الکلام ج22ص 155 ، ، نشر : دار الکتب الاسلامیه ، تهران چاپ سوم 1367
 - موسوی خویی ، مصباح الفقاهه ج 1 ص 668  ، نشر داوري ، قم ، 1377ش
 - همان ص 669
 - علامه محمد تقی جعفري شرح نهج البلاغه حكمت 148 مكتبه الشامله قم مؤسسه بلاغ
 - نهج البلاغه خطبه 27  ، ترجمه دشتی
 - نهج البلاغه خطبه 40
 - سوره أل عمران ‘ أيه 64
 - ر،ک ، علامه طباطبایی تفسیر المیزان ج 3 ص 149 انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، بی تا
 - سوره نحل ، آیه 109
 - علامه طباطبایی تفسیر المیزان ج 12 ص 199 انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، بی تا
 -  شیخ انصاری ، کتاب المکاسب ، ج 2 ص 70 ،  انتشارات الاسلامیه ، قم بی تا
 - شيخ انصاری ، کتاب المکاسب همان ص 85 ، ، انتشارات الاسلامیه ، قم بی تا
 - شيخ محمد حسن النجفي، الجواهر الکلام ج 21 ص 47 ، نشر : دار الکتب الاسلامیه ، تهران چاپ سوم 1367
 - ميرزایی نائینی  ، تنبه الامه و تنزیه المله ، ص 76 ، ناشر بوستان کتاب ، قم ، 1384
 -  رک ، امام خمینی ، المکاسب المحرمه ج2 ص 138-130 ، مؤسسه اسماعيليان: 1410 ه ق- 1368ش
 -  امام خميني ، تحریر الوسیله ج 1 ص 472 ، ناشر : مؤسسه النشر الاسلامی ،قم 1410ق
 همان المکاسب المحرمه ج 2 ص 138 ، مؤسسه اسماعيليان: 1410 ه ق- 1368ش
 - همان ص 147
 - موسوي خویی  ، مصباح الفقاهه ج 1 ص 670 ، نشر داوري ، قم ، 1377ش.
 - گروهی از پژوهشگران ، دائره المعارف تشیع ، تهران ج12 ص 19 مکتبه الشامله
 - شیخ احمد یعقوبی  ، تاریخ یعقوبی ، ج 2 ص17 ، مؤسسه و نشر اهل البیت ، قم بی تا
 - جعفر سبحاني ، موسوعه اصحاب الفقهاء ص 257 ، مؤسسة الإمام الصادق (ع) قم بی تا
  - سيد محسن امین اعیان الشیعه ج 4 ص 90 ، نشر دار التعاریف المطبوعات ، بیروت بی تا
 - شهيد مطهری  ، خدمات متقابل ایران و اسلام ص 491 ، انتشارات صدرا تهران چاپ : دوازدهم 1362
 - دادره المعارف تشیع ج 13 ص 12 مکتبه الشامله
 - مصطفی جعفر پیشه ، پیشینه نظریه ولایت فقیه ض 253 انتشارات دبیرخانه مجلس خبرگان چاپ اول 1380
 - سید صادق شیرازی ، اسلام و سیاست ص 21 ، مؤسسه تحقيق ونشر المجتبى ، بی جا بی تا
 - موسوی خویی : مصباح الفقاهه ج 1 ص 671 ، نشر داوري ، قم ، 1377ش.
 - محمد باقر محلسی ، بحار الانوار ج 72 ص 350 ، ناشر مؤسسة الوفاء ، بيروت ،  1403ق
 - موسوی خویی: مصباح الفقاهة، تقرير محمد على التوحيدي ، ج 1 ص 670 ، نشر داوري ، قم ، 1377ش.

نظرات (0)

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest. Sign up or login to your account.
0 Characters
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟
امام باقر (سلام الله علیه) : الدُّعاءُ يَرُدُّ القَضاءِ وقَد اُبرِمَ إبراماً. دعا، قضا را گر چه حتمى و قطعى شده باشد بر مى گرداند. میزان الحکمة : ج4 ص 19 ح 576
  • در سایۀ قرآن و عترت
  • بانگ ادعیه و اذکار ماهها سال به تفصیل ساعات مختلف در طول روز، هفته، ماه، سال
  • ویژه نامه اعمال شب و روز عید قربان
  • اطلاعات جامع و کامل در مورد عید غدیر خم - کلیک کنید
  • اطلاعات راجع به محرم و عاشورا -کلیک کنید
  • عاشورا و مهدویت
  • انواع تصاویر - بیا و بیبین
  • تصاویر زیبا و جذاب
  • عکسهای زیبا و دیدنی
  • اربعین حسینی و دهه آخرصفر
  • تصاویر دیدنی - عید سعید فطر
  • SMS به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) ـ
  • اس ام اس های مذهبی ویژه ایام فاطمیه2
  • 13 رجب سالروز مولود کعبه
  • مولو کعبه شهید محراب
  • ماه مبارک رمضان ماه مهمانی خدا
  • روزه در اسلام
  • ماه رمضان ماه بخشش ماه وصال ماه رحمت
  • روز قدس در کلام امام خمینی (ره)
  • مناسبت های ماه ربیع الاول
  • تفصیل مناسبت هایی ماه ربیع الاول
  • ولایت فقیه
  • اعمال ماه های قمری
  • مشرق نیوز+خبرهای تازه
  • تمامی حقوق برای مجمع علمی فرهنگی اجتماعی ارشاد محفوظ است.