خیلی عالی است خداوند توفیق دهد
در مقالات جوملا سه شنبه, 08 دسامبر 2015 12:32
:o;):p:o:):D:o:(;):(:p:o:D:):):D:o:o:p:(:(;);):(:(:p:o:D:):D:D:o:o:p:p:(:(;););):(:(:p:o:D:D:D:D:D:)...
در مقالات جوملا سه شنبه, 16 دسامبر 2014 07:57
سلام دوست عزیز از عکسهای زیبایت خوشم آمد لطفا اگر از فل...
در مقالات جوملا پنج شنبه, 03 جولای 2014 18:18
محمدعلی{سخایی} posted a comment in تصاویر 1
بسیارعالی است خوشم امد
در مقالات جوملا پنج شنبه, 27 مارس 2014 19:50
فعالیت های خوبی داشته اید امید واریم در آینده کار ها و ف
در مقالات جوملا سه شنبه, 17 سبتامبر 2013 18:45
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع). کربلا آرزوی ماست خدایا برسان.
به حول و قوه پرودگار و توجه خاص جضرت ولی عصر (عجج) مسجد جامعع، حوزه علمیه و مرکز فرهنگی تحقیقاتی سرور کائنات (ص) واقع در غرب کابل جاده شهید مزاری-سرگ بیست متره -شهرک عرفانی به بار نشسته و به تاریخ 1396/9/15 مراسم افتتاحیه آن برگزار گردیده و هم اکنون تعداد 200 نفر متعلم و 10 نفر استاد در آن مشغول تعلیم و تعلم است.
بیرق پر افتخار کشور جمهوری اسلامی افغانستان
مسجد و مدرسۀ علمیه محمدیه (ص) واقع در غزنی قلعۀ امیر محمد

  

   

جایگاه فقه سیاست خارجی در فقه جواهری.

مقدمه:
  «فقه روابط بین الملل»، مجموعه ای از قواعد فقهی است که بر روابط بین الملل یک کشور اسلامی حاکم است. نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد آن است که این اصطلاح، با اصطلاح «حقوق بین الملل اسلامی» یکسان است، اما زاویه دید نسبت به هر یک از این دو اصطلاح متفاوت است. در روابط بین الملل اسلامی، نظر اسلام درباره واقعیات جهان خارج مطرح می گردد، اما در حقوق بین الملل اسلامی، با توجه به حقوق مدوّن در جهان معاصر، نظریه اسلام مورد بررسی قرار می گیرد و این حقوق از نظر اسلام ارزیابی می شود.(1) ما برای بیان مبحث روابط بین الملل از منظر فقه سیاسی به اصلی ترین منبع مسلمانان یعنی قرآن مجید استناد کرده ایم. علاوه بر آن در تکمیل مباحث از سنت ائمه (علیهم صلوات الله) و تاریخ اسلام نیز بهره جسته ایم. بدیهی است که قرآن كريم در زمينه مسائل سياسى، در حد بيان كليات و چارچوب‏هاى كلان سياست‏خارجى بسنده كرده‏است، اين كليات را اصول سياست‏خارجى ناميديم و تحت چهار عنوان «اصل نفى سبيل‏« ، »اصل دعوت يا جهاد» ، «اصل عزت دينى‏» و «اصل معاهدات بين المللى» درباره آنها به بحث پرداختيم .

لازم به ذکر است که اين اصول، چارچوب كلان سياست‏گذارى خارجى دولت اسلامى را سامان مى‏دهند و دولت اسلامى نمى‏تواند در سياست‏خويش آنها را نديده انگارد .   کلمات کلیدی : سیاست خارجی – دعوت – نفی سبیل – عزت – پیمان های سیاسی سیاست خارجی در فقه سیاسی مطالعه و بررسى اصول سياست‏خارجى اسلام از ديدگاه قرآن كريم بر مفروضات چندى استوار است كه بدون توجه به آنها بحث از سياست‏ خارجى اسلامى ناتمام به نظر مى‏رسد، مهم‏ترين اين مفروضات را در محورهاى زير مى‏توان تلخيص كرد: 1) طرح اصول سياست‏خارجى اسلام از منظر قرآن مستلزم آن است كه رابطه دين و سياست مفروض انگاشته شود . در چارچوب انديشه جدايى دين و سياست زمينه‏اى براى طرح اين بحث‏باقى نخواهد ماند . 2) سياست‏خارجى يكى از بخش‏هاى اساسى سياست در معناى كلان آن است، بنابراين اگر دين در مسائل سياسى انديشه نموده طبيعتا در مسائل سياست‏خارجى نيز انديشيده است . 3) سياست‏خارجى مجموعه‏اى از مسائل سياسى مرتبط به حوزه خارجى است و از دو بخش نسبتا ثابت و متغير برخوردار مى‏باشد . قسمت ثابت آن، بيانگر چارچوب كلى سياست گذارى خارجى است كه خط مشى‏ها و استراتژى‏هاى سياست‏خارجى در درون آن تنظيم مى‏گردد; اين بخش عمدتا مبتنى بر آموزه‏هاى نظرى و نظام ارزشى و ايدئولوژى حاكم است . عناصر متغير سياست‏خارجى ناظر به خط مشى‏هايى است كه متناسب با اوضاع و شرايط تنظيم و تدوين مى‏گردند . به طور کلی اسلام دو بخش ثابت و متغير دارد: ثابتات آن ناظر به اصول و مبانى كلى رفتار دينداران است و در طول زمان بقا و ماندگارى دارد، اما جنبه متغير آن از عرف و ضرورت‏هاى زمانه تاثير مى‏گيرد . بخش متغير سياست‏خارجى به اين جنبه برمى‏گردد، چرا كه در شرايط و مقتضيات زمانه تغيير مشى مى‏دهد; بنابراين انديشه دينى در مورد مسائل سياسى و مديريت اجتماعى در حيطه طرح كليات و اصول محدود مى‏گردد . 4) مسائل روابط بين الملل و سياست‏خارجى به شكل امروزى و در قالب يك سيستم اكادميك و منسجم، محصول قرون اخير به خصوص دوره پس از جنگ جهانى دوم است; اما برخى مسائل آن، نظير مراودات خارجى و مسائل جنگ و صلح به قدمت تاريخ بشر سابقه دارد.(2) چنين نگرشى طرح بحث‏سياست‏خارجى اسلامى را تبيين مى‏كند، زيرا به گفته «هالستى‏» اگر يكى از مهم‏ترين مسائل روابط بين الملل را مطالعه دو پديده جنگ و صلح بدانيم، مطالعه مسائل بين الملل به دوره‏هاى قبل از ميلاد باز مى‏گردد و اثر تاريخى «توسيديد» در مورد جنگ‏هاى «پلوپونز» از قديمى‏ترين متون اين رشته محسوب مى‏گردد.(3) 5) با توجه به نكات مذكور مى‏توان از اصول سياست‏خارجى اسلام در قرآن ياد كرد . اين اصول ناظر به چارچوب كلى و كلان رفتار خارجى دولت اسلامى است و روابط خارجى مسلمانان با جوامع غيراسلامى را تنظيم مى‏كند . قرآن كريم مشتمل بر مسائل اعتقادى و اجتماعى و سياسى است و از برخى آيات آن مى‏توان اصول سياست‏خارجى اسلام را استخراج كرد . اصول سياست‏خارجى اسلام مقصود از اصول سياست‏خارجى مجموعه‏اى از آموزه‏هاى دينى است كه چارچوب كلان سياست‏خارجى دولت اسلامى را شكل مى‏دهد . اين مجموعه از نوعى خصلت ثبات و ماندگارى برخوردار است و از نظر تفسيرى بر ديگر مسائل سياست‏خارجى حكومت دارد . يكى از پژوهشگران مسلمان با نام محمود مصطفى ناديه در تعريف اصول سياست‏خارجى مى‏گويد: مقصود از اصول سياست‏خارجى، مبادى و اساس روابط خارجى دولت اسلامى است كه منابع دينى، آنها را به عنوان چارچوب و اساس تنظيم روابط خارجى مطرح مى‏كند . (4) با عنايت‏به تعريف مزبور مى‏توان اين اصول را از مجموع آيات قرآنى ناظر به روابط خارجى به دست آورده و در محورهاى زير مطرح كرد: 1) اصل دعوت يا جهاد; 2) اصل ظلم ستيزى و نفى سبيل; 3) اصل عزت اسلامى و سيادت دينى; 4) اصل پيمان‏هاى سياسی; البته برخى پژوهشگران در كنار اصول مزبور عناوين ديگرى نظير «تولى و تبرى‏» ، «تاليف قلوب‏» و «امر به معروف‏» را نيز مطرح كرده‏اند، اما به نظرمى رسد اصول چهارگانه فوق، اين عناوين را نيز دربرمى‏گيرد و به ذكر مستقل و مجزاى آنها نيازى نيست . درباره تاليف قلوب گفتنى است هر چند از آن در ذيل اصول سياست‏خارجى اسلام بحث كرده‏اند، اما از فلسفه تشريع اين حكم و موارد اعمال آن مى‏توان این مسئله را استخراج نمود كه تاليف قلوب بيشتر با ابزارهاى سياست‏خارجى همخوانى دارد تا اصول، چون تاليف قلوب با آنچه امروزه ذيل ابزارهاى اقتصادى سياست‏خارجى و كمك‏هاى بشر دوستانه مطرح مى‏گردد شباهت‏بيشترى دارد . حمایت اقتصادی مسلمین و یا کفار توسط پیامبر صلی الله علیه و آله و یا امام یا فقیه و دولت اسلامی به منظور جلب آنان برای جهاد و مبارزه و گرایش به اسلام و دفاع از آن و کسانی که بدین طریق مورد حمایت قرار می گیرند مؤلفه ی القلوب نامیده می شوند. در واقع دولت اسلامى براى جلب جوامع غيرمسلمان يا كاهش خصومت‏ها از مقوله «مؤلفة القلوب‏» استفاده مى‏كند، براى مثال  ابن هشام در السيرة النبويه آورده است که پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در جنگ طائف به اشراف و بزرگانى كه تازه اسلام آورده بودند يا مشركانى كه به حضرت يارى رسانيده بودند، از سهم مؤلفة القلوب بخشيد تا نظر آنان و قبايلشان را به اسلام جلب كند. (5) 1) اصل دعوت يا جهاد شايد از ميان اصول سياست‏خارجى اسلام، اين اصل بيش از همه حايز اهميت‏بوده و بيشتر از ديگر محورها مورد بحث و مناظره قرار گرفته است . احتمالا يكى از جهات اهميت اين اصل آن است كه ماهيت روابط خارجى از ديدگاه اسلام را تبيين مى‏كند . مناظرات دامنه‏دار درباره اصل دعوت و جهاد سبب شد از هر دو اصل تحت‏يك عنوان ياد كنيم، زيرا آن گونه كه برخى از پژوهشگران مسلمان گفته‏اند اگر تنها به ذكر عنوان دعوت اكتفا گردد، ديدگاه‏هاى موجود درباره اصل جنگ يا صلح در روابط خارجى اسلام ناديده انگاشته مى‏شود و اگر اصل را بر جهاد و جنگ مشروع بگذاريم طرح عنوان اصل دعوت ناتمام خواهد ماند . تفصيل اين بحث را با يك پرسش اساسى ناظر به ماهيت روابط خارجى از ديدگاه اسلام پى‏مى‏گيريم كه آيا اسلام در روابط خود با جوامع غير اسلامى، اصل را بر جنگ مى‏گذارد يا صلح; به عبارت ديگر، آيا صلح يك قاعده است و جنگ، ضرورت يا بالعكس؟ اگر اصل جهاد را به عنوان يكى از اصول سياست‏خارجى اسلام مورد تاكيد قرار دهيم به زعم برخى انديشمندان مسلمان و عموم خاورشناسان اصل در روابط خارجى اسلام جنگ محور است و صلح ناظر به حالات خاص و استثنا از قاعده مى‏باشد، اما اگر اصل را بر دعوت بگذاريم قضيه فرق خواهد كرد . دقيقا با عنايت‏به همين مساله است كه با دو نوع روش رو به رو مى‏گرديم: الف) روش خاورشناسان كه در قالب «انتشار الاسلام بالسيف‏» مطرح مى‏گردد و بر مفاهيمى چون ارعاب، اصولگرايى و الاسلام المسلح تاكيد مى‏شود . در اين رويكرد آيات جهاد به عنوان مستند مورد توجه قرار مى‏گيرد; ب) روشنفكران مسلمان كه در قالب «تنظيف وجه الاسلام‏» يا پيراستن اسلام از هر نوع خشونت و جنگ به تحليل مى‏پردازند و بر مفاهيمى چون; سلام و تسامح و رافت تاكيد مى‏كنند . در حالى‏كه دسته نخست فقط به تحليل آيات جهاد مى‏پردازد و آيات صلح و سلم را از نظر دور مى‏دارند، دسته دوم با تاكيد بر آيات صلح و مسالمت، به آيات جهاد بى‏توجهى مى‏كنند . روش اعتدال روشى است كه بتواند ميان هر دو دسته آيات جمع زند . اكثر مفسران و فقهاى اسلام در اين‏باره انديشيده‏اند كه از مجموع اين گفته‏ها و اظهارات مى‏توان به جمع‏بندى و نتيجه نهايى نايل آمد . بدون ترديد يكى از مهم‏ترين و احتمالا هدف اصلى فرستادن انبيا دعوت است. آيات متعدد قرآن كريم پيامبران را دعوتگران دينى معرفى مى‏كند . بر اين‏اساس، نخستين وظيفه پيامبر و رهبران دينى همانا دعوت بشر به تعاليم و ارزش‏هاى وحيانى است . از طرف ديگر، جهاد و جنگ با مشركان و طغيان‏گران بى‏ترديد يكى از وظايف اساسى مسلمانان و رهبران دينى محسوب مى‏گردد . آنچه در مورد جهاد و جنگ حايز اهميت است فلسفه تشريع اين پديده است كه جهاد براى چيست و چه زمانى انجام مى‏پذيرد . با تحليل و موشكافى اين نكته احتمالا بتوان رابطه دعوت و جهاد و اصل در روابط خارجى دولت اسلامى را به دست آورد . اگر جهاد براى كشور گشايى باشد، احتمالا بر ديدگاه خاورشناسان مبنى بر جنگ محورى اسلام صحه مى‏گذارد، اما اگر فلسفه تشريع جهاد، دعوت به تعاليم وحيانى و ارزش‏هاى اسلامى باشد نه سلطه جويى و كشور گشايى، ادعاى مذكور ناتمام و غرض آلود خواهد بود . اين نوشتار ادعا دارد اصل در روابط خارجى اسلام بر صلح استوار است و جنگ حالت استثنايى است كه بنابر ضرورت تجويز مى‏گردد . عصاره استدلال ما بر اين فرضيه آن است كه جهاد اسلامى يكى از مراحل دعوت به شمار مى‏رود و براى ترويج ارزش‏هاى دينى صورت مى‏گيرد . بحث را با طرح اهميت دعوت در آيات قرآن به عنوان يكى از اصول روابط خارجى دنبال مى‏كنيم و در پى آن آيات مربوط به جهاد را مورد مطالعه و تحليل قرار خواهيم داد . آيات متعددى اولين و مهم‏ترين وظيفه پيامبر را دعوت به خير و صلاح مى‏داند . خداوند سبحان انبیایش را مبلغان پيام خود و مظهر رحمت‏خويش و اصلاح و تزكيه بشر معرفى مى‏كند . مثلا در برخى آيات(6) خداوند آنچنان به ابلاغ پيام خود و دعوت بشر به ارزش‏هاى اسلامى اهميت مى‏دهد كه وعده مى‏كند تا زمانى كه رسولى را به اداى اين وظايف نگمارد كسى را مجازات نخواهد كرد . (و ما كنا معذبين حتى نبعث رسولا) (7) در روابط خارجى اسلام نيز اصل دعوت به عنوان يكى از اصول اساسى، مورد توجه و تاكيد قرار مى‏گيرد . خداوند در يكى از آيات خطاب به پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم) اين اصل را چنين معرفى مى‏كند: قل يا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله و لانشرك به شيئا : بگو اى اهل كتاب، به كلمه‏اى روى آوريد كه ميان ما و شما يكسان است، جز خداى واحد را نپرستيم و چيزى را شريك حضرتش قرار ندهيم و غير از خداوند كسى را ارباب و فرمانروايمان ندانيم . (8) اين آيه و نظاير آن به خوبى بيانگر آن است كه پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) در روابط خارجى خويش قبل از هر امرى موظف است آنان را به خداى واحد بخواند . در سيره پيامبراكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) نيز اين اصل پيش از هر امرى به چشم مى‏آيد زیرا حضرت تا دعوت نكرده بود هیچگاه دستور جهاد نمى‏داد . نمونه‏هاى متعددى از سيره پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) بيانگر اين نكته است از جمله صلح حديبيه، ارسال پيام و سفير به دربار امپراتورى ايران ، رم و ... . در روايتى حضرت على عليه السلام مى‏فرمايند: زمانى كه پيامبر مرا به سوى يمن مى‏فرستاد، فرمود يا على اگر خداوند يك نفر را به دست تو هدايت كند بهتر از تمام آن چيزى است كه آفتاب بر آن مى‏تابد . (9) ابويعلى و طبرى و ديگران به نقل از ابن عباس مى‏گويند: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) هرگز با هيچ قومى نجنگيد مگر اين‏كه آنها را به اسلام فرا خواند . ابن هشام نیز در السيرة النبويه بیان می دارد که پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) چنان به مساله دعوت اهميت مى‏دهد كه در همه جنگ‏ها ابتدا به دعوت مى‏پردازد، حتى مردمانى را كه قبلا دعوت كرده مجددا به اسلام مى‏خواند ، مثلا با وجود آن‏كه اهالى خيبر به دعوت عالم بودند، پيامبر سه روز سفيران و دعوتگران خويش را به نزد آنان مى‏فرستد تا آنان را به اسلام رهنمون باشند .(10) از مجموع آيات ناظر به دعوت و روايات و سيره پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم)  و رهبران دينى به دست مى‏آيد كه دعوت، يكى از اصول اساسى در روابط خارجى اسلام با جوامع غيراسلامى است و چنان اهميتى دارد كه جهاد غيرمسبوق به دعوت را از مشروعيت‏خارج مى‏سازد و بيشتر فقهاى شيعه و سنى بر اين امر اجماع نظر دارند . ممکن است در اینحا سوالی مطرح شود: آیا دعوت کردن دیگران، مداخله در امور آنهاست؟! قرآن اسلام را آئین واقعی زندگی که توأم با رشد و ارتقاء بشری است می داند، و به کسانی که به چنین آئینی رسیده اند، حق داده است که دیگران و همه ملت ها را به سوی آن دعوت نمایند. قرآن دعوت را مادام که مبتنی بر استدلال و خیرخواهی و اقناع است، امری منطقی و منطبق با اصل آزادی و اختیار انسان تلقی می کند و آن را مداخله در امور اختصاصی دیگران نمی شمارد: ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی احسن زیرا حق هر انسان است که آموزش و تربیت را بپذیرد و نیز دیگران را تعلیم و تربیت دهد و این دو عمل تا آنگاه که با پذیرش آزاد همراه است، مداخله محسوب نمی گردد، و اصولاً آموزش و تربیت جزء مسائل اختصاصی و زندگی خصوصی فرد و جامعه محسوب نمی گردد. انسان باید به  راه راست در زندگی هدایت شود، باید علم را فراگیرد و از تربیت و رشد برخوردار گردد، و هر کس می تواند او را در این زمینه ها یاری نماید.(11) حال به مبحث اصلی خود بازمی گردیم و می خواهیم به این سوال پاسخ گوییم که آيا اصل در روابط خارجى اسلام بر جنگ استوار است ‏يا صلح؟ بر اساس محوريت آيات دعوت، اصل صلح و سلم مورد تاكيد قرار مى‏گيرد اما سؤال اين است كه آيات جهاد را چگونه مى‏توان تفسير كرد . عمده مستند كسانى كه اصل را بر جنگ استوار مى‏دانند آياتى است كه مسلمانان را به قتل و كشتار كفار و مشركان فرمان مى‏دهد و جهاد را يك وظيفه و تكليف شرعى مطرح مى‏سازد . «قتلوا المشركين كافة‏» (12)، «قتلوهم حتى لاتكون فتنة‏» ، (13) «فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم‏» (14) از جمله آياتى است كه براى ترسيم ماهيت جنگ محورى اسلام در روابط خارجى به آنها استدلال شده است . صرف نظر از مباحث تفسيرى موجود در اين زمينه، ذكر دو نكته اهميت دارد: 1- آيات جهاد را به طور كلى در دو دسته مى‏توان طبقه بندى كرد: اول آيات مقيد كه جهاد را بر وجود فتنه و ظلم و آغاز جنگ از سوى غيرمسلمانان مبتنى مى‏سازد; اين دسته از آيات عمدتا بيانگر ماهيت جهاد و جنگ دفاعى است و با اشكال و محذور خاص روبه رو نيست، زيرا دفاع حق مشروع تمام جوامع و انسان‏هاست; دوم آيات مطلق كه به طور مطلق به قتل كفار و مشركان دستور مى‏دهد، اشكال عمده، ناظر به اين دسته آيات است و طرفداران ديدگاه جنگ - محور نيز به اين دسته آيات استدلال مى‏كنند . 2-  فلسفه جهاد چيست؟ آيا جهاد براى كشورگشايى و قتل است‏ يا ماهيت اصلاحى و دعوتگرانه دارد؟ در صورت دوم جهاد خود به يكى از مراحل دعوت تبديل مى‏شود و به تعبير برخى از مفسران حالت دفاعى به خود مى‏گيرد . بيشتر مفسران و فقهاى شيعه و سنى جهاد را داراى ماهيت اصلاحى دانسته‏اند . از ديدگاه آنان جنگ‏هاى سلطه طلبانه و توسعه جويانه نه فقط مشروعيت ندارد، بلكه از نظر متون اسلامى به شدت مورد نكوهش و نفى قرارمى‏گيرد; بنابراين جهاد خود دعوت به سوى خدا و به منظور اعتلاى كلمة الله و امحاى باطل است . (15) علامه طباطبايى در این زمینه معتقد است اساسا جهاد داراى ماهيت تدافعى است . او مى‏نويسد: قتال در راه خدا، چه دفاعى و چه ابتدايى، در حقيقت دفاع از حق انسانيت است و آن حق همان حق حيات است، زيرا شرك به خداى سبحان هلاك انسانيت و مرگ فطرت و خاموشى چراغ در درون دل‏هاست و قتال كه همان دفاع از حق انسانيت است اين حيات را بر مى‏گرداند و بعد از مردن آن حق را دوباره زنده مى‏سازد . وى در ادامه به تبيين ماهيت دفاعى جهاد در پاسخ اشكال خاورشناسان پرداخته و مى‏نويسد: قرآن اسلام را مبتنى بر فطرت معرفى مى‏كند و اين فطرت حكم مى‏دهد توحيد تنها اساس و پايه‏اى است كه قوانين فردى و اجتماعى بشر بر آن تضمين مى‏شود و دفاع از چنين اساس و انتشار آن در ميان جامعه و نگهبانى از آن، حق مشروع بشر است و بشر بايد حق خود را استيفا كند به هر وسيله كه ممكن باشد . . . قرآن نخست اين حق را با دعوت مى‏طلبد و در مرحله دوم با دفاع از مسلمانان و بيضه اسلام و در مرحله سوم با جنگ و قتال ابتدايى كه هر چند به ظاهر قتالى است ابتدايى، لكن در حقيقت، دفاع از حق‏انسانيت و كلمه توحيد و يكتاپرستى است و اسلام هرگز قبل از دعوت به زبان خوش و اتمام حجت جنگ را آغاز نكرده است‏» . (16) لزوم دعوت قبل از جهاد و مشروع نبودن جهادى كه به دعوت نپرداخته از امور مورد اتفاق ميان فقها و مفسران است، از جمله شيخ بهايى مى‏فرمايد: «قبل از جهاد واجب است دعوت كردن، زيرا جايز نيست ابتدا به قتال كردن با كفار مگر بعد از دعوت‏» . علامه حلى نيز دعوت را مرحله‏اى پيش از جهاد مى‏داند و جهاد را يكى از مراحل دعوت بر مى‏شمرد .(17) در مجموع از ديدگاه اين انديشمندان جهاد همواره داراى ماهيت دفاعى است و بيانگر اصل جنگ - محورى اسلام نيست . استاد مطهرى در اين زمينه ماهيت دفاعى جهاد را چنين تبيين مى‏كنند: اگر توحيد را جزء حقوق انسان‏ها دانستيم، ممكن است اگر مصلحت انسانيت ايجاب بكند و اگر مصلحت توحيد ايجاب كند با قوم مشرك بتوانيم بجنگيم نه به خاطر اين‏كه توحيد را به آنها تحميل كنيم، چون توحيد و ايمان تحميل شدنى نيست، با مشركين مى‏توانيم بجنگيم به خاطر اين‏كه ريشه فساد را اساسا بكنيم . (18) متفكران اهل سنت نيز ضمن بررسى آيات دعوت و جهاد، اصل صلح را در روابط خارجى اسلام مورد توجه قرار داده‏اند . در اين ميان از معاصران مى‏توان به ديدگاه‏هاى محمد رشيد رضا، محمود شلتوت و محمد ابوزهره، عبدالوهاب خلاف، عبدالله بن زيد آل محمود و ديگران اشاره كرد . برخى از پژوهشگران ضمن اذعان بر ماهيت صلح - محور بودن روابط خارجى اسلام، جهاد را از لوازم استقرار عدالت اجتماعى و رفع ظلم در جوامع بشرى عنوان مى‏كنند . اسلام در اين تقرير اصل را بر صلح - محورى مى‏گذارد: «ادخلوا فى السلم كافة‏»(19) اما به دليل آن‏كه صلح استقرار نمى‏يابد مگر در پرتو عدالت، اسلام نمى‏تواند به لوازم و ابزارهاى استقرار عدالت‏بى‏توجه باشد; بنابراين نوعى تلازم و رابطه دو سويه ميان استقرار صلح و عدالت وجود دارد و عدالت نيز در بيشتر موارد با موانع جدى روبه روست كه رفع آن جز از طريق جهاد امكان‏پذير نيست . بنابراين فلسفه تشريع جهاد - آن‏گونه كه برخى پنداشته‏اند - نه نابودى انسان‏هاست و نه سلطه‏جويى، بلكه جهاد در جهت دعوت، جنبه دينى مى‏يابد و خود ذاتا هدف نيست . اسلام به جنگ براى نشر خود رو نياورده است، بلكه جنگ تطور طبيعى است كه دعوت و آماده سازى ظروف و زمينه‏ها مستلزم آن مى‏باشد . (20)   2) اصل نفى سبيل عنوان نفى سبيل برگرفته از نص آيه قرآن است: لن يجعل الله للكافرين على المؤمنين سبيلا; (21) خداوند سبيل و طريقى براى كافران بر مؤمنان قرار نداده است . مفسران در تفسير اين آيه اقوال مختلفى را ذكر كرده‏اند، بعضى «سبيل‏» را به مفهوم حجت و دليل گرفته و آيه را چنين معنا كرده‏اند: خداوند كافران را با حجتى برتر در مقابل مؤمنان قرار نداده است . عده‏اى گفته‏اند مقصود از نفى سبيل، نفى سلطه كفار بر مؤمنان در قيامت است . در اين ميان ابن‏عربى با ضعيف شمردن هر دو احتمال مزبور، مى‏گويد سه احتمال در آيه مباركه وجود دارد: الف) كافران هرگز توان محو و انهدام دولت مؤمنان و امحاى بيضه اسلام را ندارند; ب) خداوند زمينه سلطه كافران بر مؤمنان را فراهم نكرده است، اين خود مسلمانان هستند كه با فاصله گرفتن از تعاليم اسلامى زمينه چنين امرى را فراهم مى‏كنند; ج) خداوند سبيل شرعى براى كفار بر مؤمنان قرار نداده است . ابى‏الفداء نیز در تفسير اين آيه این چنین تقریر می کند: بيشتر علما به اين آيه بر عدم جواز فروش عبد مسلمان به كافر استدلال كرده‏اند، زيرا اين امر موجب مسلط شدن كافر بر عبد مسلمان و خوارى او مى‏گردد . (22) بنابراين اگر بيع عبدمسلمان به كافر جايز نيست، چون موجب استيلاى كافر مى‏گردد، هر چيزى كه سبب سلطه كفار بر مؤمنان و مسلمانان شود ممنوع و غيرقابل تحمل خواهد بود . استدلال به اين آيه بر حرمت چنين معامله‏اى زمانى تمام خواهد بود كه كلمه «سبيل‏» را به مفهوم سلطه و سلطنت‏بگيريم و نه حجت و برهان.  بر اين اساس آيه، نفى سبيل به عنوان اساس روابط خارجى دولت اسلامى مطرح مى‏گردد و حتى به قول برخى از پژوهشگران بر ساير آيات، حاكم است; (23) براى نمونه اگر دولت اسلامى با غيرمسلمانان عهد و پيمانى را منعقد كند به حكم صريح قرآن مبنى بر وجوب وفاى به عهد «اوفوا بالعهد» (24) لازم است كه دولت اسلامى به ميثاق و پيمان منعقد شده پاى‏بند باشد، اما اگر اين پيمان موجب استيلاى سياسى و نظامى و فرهنگى كفار بر مؤمنان گردد فاقد اعتبار است و از ذيل وجوب وفاى به عهد خارج خواهد شد; بنابراين روابط خارجى اسلام با غيرمسلمانان مى‏بايد به‏گونه‏اى تنظيم گردد كه زمينه‏هاى سلطه و برترى كفار بر مسلمانان را فراهم نياورد، در غير اين حالت چنين روابطى نامشروع و غير شرعى خواهد بود . شایان ذکر است، علاوه بر آیه ی لن يجعل الله للكافرين على المؤمنين سبيلا ، مستند دوم برای اثبات قاعده ی نفی سبیل، حدیث اعتلاست. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده اند: الاسلام یعلو و لایعلی علیه و الکفار بمنزله الموتی و لایحجبون و لا یورثون. ظاهر این روایت نبوی آن است که در مقام تشریع، احکام اسلامی باید موجب سربلندی اسلام و مسلمین گردد اما جنبه ی ایجابی حدیث، به تشریع قوانینی که موجب سرفرازی دین اسلام است اشاره دارد و جنبه ی سلبی آن، عدم مشروعیت قوانینی را که به سلطة کفار منجر می شود ثابت می کند.(25) به هر حال بر اساس اصل‏نفى سبيل، راه هر نوع نفوذ و سلطه كفار بر جوامع اسلامى در حوزه‏هاى مختلف سياسى و نظامى و اقتصادى و فرهنگى بايد مسدود گردد . از نظر سياسى نپذيرفتن تحت الحمايگى، نفى استبداد و استعمار، جايز نبودن مداخله بيگانگان در امور داخلى كشور اسلامى و تصميم‏گيرى‏هاى سياسى مورد تاكيد است و از نظر نظامى نيز تسلط بر مقدرات و تدابير نظامى مدنظر مى‏باشد، در ضمن عدم وابستگى اقتصادى و جلوگيرى از نفوذ فرهنگى و منع استشاره و مشورت در حوزه‏هاى فرهنگى و نظامى در روابط خارجى مورد توجه است; بنابراين قاعده نفى سبيل بيانگر دو جنبه ايجابى و سلبى است كه جنبه سلبى آن ناظر بر نفى سلطه بيگانگان بر مقدرات و سرنوشت‏سياسى و اجتماعى مسلمانان است و جنبه ايجابى آن بيانگر وظيفه دينى امت اسلامى در حفظ استقلال سياسى و از ميان برداشتن زمينه‏هاى وابستگى است . (26) از ميان فقهاى شيعى، بنيان‏گذار جمهورى اسلامى حضرت امام خمينى(قدس سره) در برخى موارد ضمن تاكيد بر استقلال همه جانبه امت اسلامى، براى نفى سلطه بيگانگان به اين قاعده استدلال كرده‏اند: قرآن مى‏گويد هرگز خداى تبارك و تعالى سلطه‏اى براى غيرمسلم بر مسلم قرار نداده است، هرگز نبايد يك همچو چيزى واقع شود، يك تسلطى، يك راهى، اصلا يك راه نبايد پيدا كند: «لن يجعل الله للكافرين على المؤمنين سبيلا» . اصلا راه نبايد داشته باشند مشركين و اين قدرت‏هاى فاسد . . . بر مسلمين . (27) همچنين علاوه بر آيه لن يجعل الله ... به ساير آياتى كه مؤمنان را از پذيرش و قبول ولايت كافران بر حذر مى‏دارند و يا به عواقب منفى و زيانبار آن هشدار مى‏دهند استناد شده است . (28) برخى از مفسران براى نفى سلطه كفار و عدم جواز آن به آيه 118 سوره آل عمران استدلال كرده‏اند . در اين آيه خداوند سبحان مؤمنان را از دوستى با بيگانگان نهى مى‏كند: «اى اهل ايمان غير را به بطانه نگيريد» . (29) گفته‏اند مقصود از بطانه، دوستى و قرابت است; بنابراين مسلمانان نبايد كافران را دوست و هم رازشان و صاحب اسرارشان بدانند، چون اين امر موجبات سلطه آنان بر مسلمانان را فراهم مى‏سازد . در این راستا قرآن روش هايي هم براي حفظ استقلال دولت و امت اسلامي و زیر سلطه کفار نرفتن بيان مي كند که آنها عبارتند از: پذيرش انحصاري مديريت دولت اسلامي (آل عمران آيه 28 و نيز توبه آيه 23)؛ مشروط كردن پيمان با كافران (نساء آيه 141 و انفال آيه 61 و توبه آيه 4 و نيز ممتحنه آيه 8) هوشياري در برابر توطئه هاي دشمنان (آل عمران آيه 120 و نيز نساء آيه 89) و نيز هوشياري در برابر مساله پيمان شكني (ممتحنه آيه 1 و 2 و نيز توبه آيه 8) (30) اصل نفى سبيل علاوه بر اين‏كه در مباحث‏سياسى و روابط خارجى مورد توجه بوده، در عرصه عملى نيز با نمودها و جلوه‏هاى خاصى همراه بوده است; فتواى تاريخى ميرزاى شيرازى در تحريم تنباكو و فتواى امام خمينى‏ (قدس سره) در مورد قرار داد كاپيتالاسيون، از نمونه‏هاى نفى سبيل عملى در تاريخ معاصر است . حضرت امام خمينى با اهتمام جدى بر اين اصل، هر نوع روابط و قرارداد بين‏المللى كه منجر به نقض اين اصل و ناديده انگاشتن آن گردد بى‏اعتبار دانسته و انعقاد چنين معاهداتى را تحريم مى‏كند; بنابراين ايشان فراتر از يك نظريه سياسى، اصل نفى سبيل را امرى لازم الاجرا در روابط خارجى فرض مى‏كند و به آن فتوا مى‏دهد . (31)   3) اصل عزت اسلامى اصل عزت در روابط خارجى دولت اسلامى، بيانگر علو و برترى تعاليم اسلامى و بالتبع برترى جوامع اسلامى است . آيات دال بر عزت مؤمنان و مسلمانان از مستندات فقهى اين اصل محسوب مى‏گردد . (32) اصل عزت اسلامى در روابط خارجى ناظر به جامعيت، كمال و مقبوليت دين اسلام است، كه خداوند اين دين آسمانى را كامل‏ترين و برترين دين دانسته و به صراحت‏ بر مقبول نبودن ديگر دين‏ها تاكيد دارد ، (33) بنابراين دولت اسلامى در روابط خارجى خود نبايد به گونه‏اى سياستگذارى و رفتار كند كه اين اصل مخدوش و يا كم رنگ شود . برخى آيات قرآن كريم اتكاى مسلمانان به كافران و دولت‏هاى غيراسلامى را براى دست‏يابى به عزت و شوكت دنيوى زشت‏شمرده و يادآور شده‏اند كه همه عزت از آن خدا و رسول و مؤمنان است، در آيه‏اى آمده است: منافقان را به عذابى سخت‏بشارت ده، كسانى كه كافران را دوست گرفتند و مؤمنان را رها ساختند، آيا در همنشينى آنان عزت مى‏جويند (نادرست انديشيده‏اند)، عزت همه از خداست . (34) برخى از مفسران ضمن تحليل جهاد با اين معيار گفته‏اند جهاد زمانى مشروعيت مى‏يابد كه براى تحقق عزت دينى و سيادت اسلام باشد . اين برداشت احتمالا ناظر به تعليلى است كه در برخى آيات جهاد بدان اشاره شده، آن جا كه مى‏فرمايد: «جهاد كنيد تا كلمة الله اعتلا يابد و كلمه كفر محو شود» . (35) اصل عزت اسلامى و سيادت دينى در سيره و گفتار پيشوايان معصوم(صلوات الله علیهم اجمعین) نيز مبناى سياست‏گذارى خارجى است; براى نمونه امام على عليه السلام ضمن آن‏كه به حسن معاشرت و رفتار مسالمت‏آميز با غيرمسلمانان سفارش مى‏كند، تامين عزت دينى و سيادت اسلامى را نيز ناديده نمى‏گيرد: بايد در رفتارتان احتياج و بى‏نيازى را درهم آميزيد و ميان حسن معاشرت و نرمى در گفتار با عزت و نزهت دينى پيوند زنيد . بدين ترتيب اصل عزت اسلامى همانند اصل نفى سبيل، بر معاهدات و رفتار خارجى دولت اسلامى حاكميت دارد، به گونه‏اى كه اگر رفتار سياست‏خارجى دولت اسلامى موجب عزت كفار و ذلت جامعه اسلامى شود غيرمجاز و ممنوع است .   4) پيمان‏هاى سياسى در اسلام تاکید زیادی بر انعقاد پیمان های سیاسی شده است. در اندیشه سیاسی اسلام، صلح و همزیستی به عنوان اساسی ترین اصل در مناسبات بین المللی منظور گردیده و به همین دلیل در حقوق اسلامی بهره برداری از فرصت های مناسب برای تحکیم و برقراری شرایط و پیمان های صلح در روابط خارجی جامعه اسلامی پیش بینی شده است. اسلام برای تحقق بخشیدن و گسترش حالت صلح در میان ملتها و جلوگیری از بروز روابط خصمانه و درگیری های خونین، نه تنها برای قراردادها و معاهدات بین المللی ارزش حقوقی فوق العاده ای قائل شده، بلکه اصولاً ملتها و گروههای دیگر را نیز برای انعقاد پیمان های صلح دعوت کرده و به جامعه اسلامی توصیه نموده است که در این زمینه همواره پیش قدم باشند و از هر نوع کوششی برای برقراری و تحکیم مبانی و شرایط و نیز گسترش آن در جامعه بشری دریغ ننماید؛ و از امکانات خویش برای تحقق بخشیدن به این آرمان اسلامی و انسانی استفاده نماید، و در بسیاری از موارد، این توصیه به حد تکلیف و وظیفه الزامی رسیده و عقد قراردادهای صلح از وظایف دولت های مسئول و صلاحیت دار اسلامی به شمار رفته است، و این وظیفه در مواردی که تمایلی از طرف دول و گروه های غیرمسلمان نسبت به عقد قراردادهای صلح احساس می شود تأکید بیشتری می یابد. براساس همین نظریه «اصالت صلح در روابط بین المللی» است که اسلام مسئولین قانونی جامعه اسلامی را موظف می داند که پیشنهادهای قرارداد صلح را تا آنجا که با هدفهای اصیل و ایدئولوژیکی اسلام مغایر نباشد با آغوش باز بپذیرند. منطق قرآن در زمینه این قانون چنین است: 1.و ان جنحوا للسلم فاجنح لها و توکل علی الله (هر گاه دشمنان به سوی صلح و همزیستی رو آوردند تو نیز بی درنگ دعوت آنان را با آغوش باز بپذیر و توکل بر خدا کن). تعبیر قرآن در این مورد نیز بسی شایان توجه است، زیرا به طور ضمنی آموزنده ی این نکته است که صلح و همزیستی بین انسان ها آنچنان مطلوب و دوست داشتنی است که بشر باید بدان عشق بورزد و به سوی آن بال و پر بگشاید، آن چنان که جوجه یک پرنده ای به سوی مادرش که آغوش او را محل امن و آسایش و راحتی و پناهگاه خویش می داند بال و پر می گشاید. 2.فان اعتزلوکم فلم یقاتلوکم و القوا الیکم السلم فما جعل الله لکم علیهم سبیلاً (اگر آنان از شما دوری گزیدند و از جنگ و درگیری با شما خودداری نمودند و شما را به صلح و همزیستی دعوت کردند، هرگز خداوند برای شما راه تسلط و آزار بر آنان را مشروع و مجاز ننموده است). 3.یا ایها الذین آمنوا اذا ضربتم فی سبیل الله فتبینوا و لاتقولوا لمن القی الیکم السلم لست مؤمناً تبتغون عرض الحیوة الدنیا فعندالله مغانم کثیره کذلک کنتم من قبل فمن الله علیکم فتبینوا ان الله کان بما تعملون خبیرا (هان ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامی که در راه خدا گسیل می شوید تحقق و جستجو کنید(و با گروهی که روبرو می شوید درگیر نشوید) و به کسانی که به شما پیشنهاد صلح و مسالمت می دهند نگوئید شما ایمان ندارید. بخواهید از این راه به مقاصد مادی زندگی دنیوی برسید، غنائم بی کرانی پیش خدا دارید. شما در گذشته این چنین بودید، ولی خداوند بر شما منت نهاد (و به راه راست و صلح و همزیستی هدایتتان نمود) پس همواره تحقیق کنید. خداوند به آنچه که رفتار می کنید آگاه است). در پاره ای از موارد ممکن است پیشنهاد قرارداد صلح، پوششی بر مقاصد خصمانه دشمنان مسلمین باشد، ولی مسلمانان تا اطمینان بر مقاصد خائنانه دولتها و گروه هایی که پیشنهاد انعقاد پیمان صلح را می دهند حاصل نکرده اند نمی توانند از قبول پیشنهاد آنان سرباز زنند. قرآن در این گونه موارد ضمن توصیه قبول صلح، به مسلمانان اطمینان می دهد که اگر متعهدین مقاصد شومی را در سر بپرورانند خداوند جامعه اسلامی را تا سرحد پیروزی تأیید خواهد نمود: وان یریدوا ان یخدعوک فان حسبک الله هوالذی ایدک بنصره و بالمؤمنین (ای پیامبر! اگر آنان که با تو از در صلح می آیند قصد فریب تو را داشته باشند، تو را خدا کافی است. اوست که تو را به پیروی خویش و به کمک مردان با ایمان یاری داد.) اکنون که با منطق قرآن در زمینه لزوم استقبال شرایط صلح و همزیستی در روابط بین المللی آشنا شدیم، به این فراز از منشور جاودانی علی علیه السلام نیز باید توجه نمود: «هیچگونه صلحی را که دشمن ترا به سوی آن می خواند و رضایت خداوند در آن است رد نکن، زیرا در شرایط و زمان صلح است که نیروهای تو آمادگی بیشتری می یابند و تو از نگرانی ها آسوده خاطر می شوی و کشور تو در امنیت به سر می برد.» (36) انعقاد پیمان های سیاسی در سنت نبوی برای درک بهتر مبحث پیمان های سیاسی که یکی از چهار زیر شاخه ی اصلی موضوع مقاله به شمار می رود مناسب دیدیم که به اعمال پیامبر اسلام (صلى الله عليه وآله و سلم) اشاره کنیم چون آن حضرت به عنوان پیام آور خداوند در قالب اسلام برای مردم، می توانند ملاک مناسبی برای بررسی موضوع مورد مطالعه ما باشند.  از بررسی مجموع برخوردها و رفتار سیاسی پیامبر اسلام (صلى الله عليه وآله و سلم) چنین استفاده می شود که توسل به مذاکره و سایر شیوه های دیپلماتیک در عین اینکه می تواند بسیاری از مشکلات و اختلافات را در روابط خارجی ملت ها حل و به روابط حسنه و همکاری های دو جانبه و تبادل نظر تبدیل نماید، اصولاً خود راهی در جهت اجتناب از جنگ ویرانگر و شیوه های دیگر مخاصمات می باشد که معمولاً نه تنها به حل مشکلات و اختلافات فیما بین نمی انجامد، بلکه آنرا به نحوی نیز تشدید می کند. سیره سیاسی پیامبر اکرم (ص) که نمایانگر مبنای نظام حقوقی اسلام است نشان می دهد که رسیدن به صلح و زندگی مشترک و مسالمت آمیز در میان ملت ها می تواند انگیزه و دلیل منطقی دیگری بر ترجیح دادن شیوه های دیپلماتیک بر جنگ و مخاصمات باشد. چنین ترسیمی از دیپلماسی راههای معقولی را برای فرار از مصایب و ویرانی های جنگ را تبیین می کند. در رفتار سیاسی پیامبر (صلى الله عليه وآله و سلم) دیپلماسی را باید جایگزینی برای جنگ دانست. منظور از دیپلماسی پیامبر (صلى الله عليه وآله و سلم)، عبارت از فعالیت هایی است که آن حضرت به عنوان رئیس حکومت و نمایندگان و سفراء منتخب او در راه انجام مقاصد و وظایف سیاسی دولت اسلامی و تحقق بخشیدن به خط مشی های کلی اسلام در زمینه سیاست خارجی و همچنین پاسداری حقوق و منافع دولت اسلامی در میان قبایل و گروههای دینی و دولت های غیرمسلمان در خارج از قلمرو حکومت اسلامی، انجام می داده اند. در حقیقت این اهداف عالیه و خطوط کلی سیاست اسلام و منافع امت اسلامی بود که دیپلماسی پیامبر (صلى الله عليه وآله و سلم) را معین می کرد. رهبری کلی دیپلماسی در عصر پیامبر اسلام (صلى الله عليه وآله و سلم)، توسط شخص پیامبر (صلى الله عليه وآله و سلم) طبق ضوابط اسلامی انجام می پذیرفت، متناسب با شرایط زمانی و خصوصیات طرف و مقتضیات خاص و عامی که معمولاً بر آن روابط حاکم بود. اگر دیپلماسی را هنر مذاکره بدانیم و یا یک وسیله کاربردی برای رسیدن به هدف ها توصیف کنیم، این تعریف در مورد دیپلماسی به مفهوم اسلامی به صورت بارزی صادق است، ولی امتیاز دیپلماسی پیامبر اسلام (صلى الله عليه وآله و سلم) در این است که شیوه هایی که پیامبر اکرم (صلى الله عليه وآله و سلم) به کار می بست، بر قوانین اجتماعی، جهان بینی واقع بینانه و اصول و ارزش های انسانی متکی بود و اساس آن را اصول و ضوابطی تشکیل می داد که بر وحی معین و واقعیت صد درصد و موازین شناخته شده عقلی متکی بود. به دلیل انسانی بودن مناسبات در روابط دیپلماتیک، اصل آزادی، اختیار، احترام متقابل، حسن نیت و صداقت از جمله اصولی است که اسلام در برخورد با قبایل، نمایندگان اقوام و زمامدارانی که به نحوی در رابطه دیپلماتیک با آنها بود، آنها را پایه و اساس مذاکرات و مناسبات قرار می داد، ولی در همین حال بدون توسل و تظاهر به قدرت، از موضع قدرت و با کنجکاوی، دقت، قاطعیت تمام، خویشتن داری  و استقامت رفتار می نمود، و با وجود انعطاف در مورد مسائل فرعی و عدم پافشاری بر مسائل جزئی که احیاناً طرف مقابل نسبت به آن حساسیت فوق العاده داشت، نسبت به اصول، سازش ناپذیر و مقاوم، و در مقابل پی آمد احتمالی برخوردها (مانند مکاتبه با سران چند امپراطوری مقتدر زمان خویش) دلیر و شجاع بود. پیامبر اسلام (صلى الله عليه وآله و سلم) در طول تاریخ روابط سیاسی با اقوام و ملتها، و در تمامی برخوردهای سیاسی با نمایندگان آنها و سران کشورها که جز در موارد خاصی به مخاصمه انجامید، اکثراً موفق بود، و این برخوردها یا به اسلام آوردن آنها منتهی می شد و یا به توافقها و امضای قراردادها می انجامید. در هیچ کدام از این موارد نه خود پیامبر (صلى الله عليه وآله و سلم) و نه نمایندگانش، هرگز از فریب کاری، دسیسه بازی، دروغ گفتن، نفاق افکنی، گزافه گویی، عهد شکنی، تزویر و دیگر خصلتهای ضدارزش استفاده نکرده اند. همانگونه که در رفتار سیاسی پیامبر اسلام (صلى الله عليه وآله و سلم) دیده می شود، اسلام برای ایجاد انگیزه در مخالفین، برای مذاکره و توافقهای اصولی و کشاندن آنها به صورت منطقی و معقول به پای مذاکرات صلح آمیز، از توافقهای جزئی در مورد قدر مشترکها هرگز صرفنظر نمی کند، و با توافق و قرارداد و معاهده در زمینه مسائل فرعی، راه را برای رسیدن به توافقهای اصولی تر و بیشتر هموار می نماید. زیرا هدف اسلام دست یافتن بر تمامی هدفها و توافقها در یک مرحله و در یک اقدام برق آسا نیست که این خود مانع بزرگ پیشرفت مذاکرات و ادامه روابط مثبت دیپلماتیک می باشد، ولی با دست یابی به توافق نسبی در مسائل ساده تر و کم اهمیت تر می توان، بر توافقها و حتی همکاری های مهم تر و اصولی تر امیدوار بود. در اسلام، جهاد در راه خدا به عنوان راه حل نهایی برای ریشه کن نمودن عوامل فساد، ظلم و تباهی مطرح شده است، و مبارزه با سران باطل، طواغیت و عوامل استکبار، برای رسیدن به صلح و روابط انسانی در مناسبت های بشری، ضرورتی اجتناب ناپذیر شمرده شده است. از این رو پیامبر اسلام (صلى الله عليه وآله و سلم) نیز در کنار برقراری روابط دیپلماتیک به طور گسترده، هرگز از این وظیفه نیز بازنمانده و طی 28 غزوه و 38 سریه، فعالیت های نظامی را در چارچوب ارزشهای انسانی، در خدمت پیشرفت روابط صلح جویانه و رسیدن به توافق با ملت های ستم دیده و اقوام تحت اسارت قرار داده است. بی شک دیپلماسی به آن معنی که در سیره پیامبر اکرم (صلى الله عليه و آله و سلم) مشاهده می شود براساس خط مشی ها و برنامه های اصولی سیاست خارجی اسلام و در جهت تحقق بخشیدن به هدفهای اصلی مکتب بوده است، لیکن همواره این نتیجه شکوهمند را همراه داشته که زمینه بسیاری از اختلافات را متنفی و از بروز جنگ های ناخواسته جلوگیری نموده است و در یک کلام راهی را به سوی حذف جنگ برای آیندگان گشوده است. مذاکرات و استفاده از راه حل های سیاسی و دیپلماتیک می تواند در اثنای جنگ و با دشمن در حال مخاصمه باشد. در اینجا به بعضی از مواردی از این نوع مذاکرات پیامبر گرامی اسلام(ص) با دشمنان در حال مخاصمه اشاره می کنیم: 1-مذاکره با نمایندگان قریش که در این مورد، پیامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) برای اینکه مذاکرات به شکست نیانجامد، کلمه رسول الله را از متن قرارداد پاک نمود و در سایه این اقدام انسان دوستانه، راه پیشرفت اسلام هموار و سایر اهداف اسلام نیز تحقق پذیرفت و دیپلماسی جایگزین عملیات نظامی شد و مکه بدون خونریزی فتح گردید. 2-مذاکره پیامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) به منظور حل اختلاف با یهودیان بنی نضیر و اعزام محمد بن مسلمه انصاری از قبیله اوس از طرف پیامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) برای انجام مأموریت مذاکره با سران بنی النضیر و موفقیت وی در این مأموریت.(37) وفای به عهد در ذیل مبحث پیمان های سیاسی آنچه لازم است که به دلیل اهمیت اش به صورت بخشی مجزا مورد تاکید و اشاره قرار گیرد اصل«وفای به عهد» است هر چند در سطرهای گذشته جسته و گریخته به آن اشاراتی شد. اصل وفاى به عهد و پيمان يكى از دستورهاى مؤكد اسلام است كه آيات بسيارى به آن توصيه كرده‏اند . (38) وفاى به عهد در زمره اصول سياست‏خارجى دولت اسلامى قرار دارد. دولت اسلامى موظف است‏ بر اساس آن به كليه ی معاهدات و پيمان‏هاى سياسى و نظامى بسته شده با ديگر جوامع با ديده احترام بنگرد و التزام و پاى‏بندى خويش را حفظ كند. در برخى آيات قرآن به طور مطلق به رعايت پيمان‏ها اشاره شده، و برخى ديگر، التزام به پيمان را يك تكليف و مسؤوليت عنوان مى‏كنند; همچنين برخى آيات ضمن تاكيد بر وفاى به عهد و التزام به پيمان‏ها، پيامدهاى زيانبار نقض پيمان را هم گوشزد مى‏كنند . اصل وجوب وفاى به عهد و التزام به پيمان‏ها مورد اتفاق مفسران است و همگان به وجوب وفاى به عهد و حرمت ‏خيانت و غدر در حق مسلمان و غيرمسلمان اذعان كرده‏اند . در مورد اين اصل و همچنين حوزه شمول و ابعاد آن، تفاسير و ديدگاه‏هاى متفاوتى ارائه گرديده است. آيا وجوب وفاى به عهد كليه عهدها، اعم از پيمان‏هاى مكتوب و شفاهى را در بر مى‏گيرد يا اختصاص به پيمان‏هاى رسمى و مكتوب دارد؟  عده‏اى از مفسران با استناد به مطلق بودن «عهد» ، پيمان شفاهى و مكتوب را مشمول آن مى‏دانند . برخى بالاتر از اطلاق، ادعاى عموم لفظ «عهد» را مطرح كرده و آن را شامل كليه مواثيق و تعهدات مى‏دانند و مى‏گويند: اين حكم از نظر حوزه شمول به معاهدات ميان مسلمانان اختصاص ندارد، بلكه مربوط به تمام افراد و كليه پيمان‏ها مى‏گردد، البته با رعايت‏ حلال و حرام الهى; بنابراين لفظ عهد، عام و شامل كليه عقود و پيمانى است كه مطابق ديانت در مسائل اقتصادى (بيع) و اجتماعى و سياسى منعقد گرديده است . (39) از مجموع آياتى كه به وجوب وفاى به عهد اشاره دارند، چند نكته برداشت مى‏شود: 1- اصل بقاى معاهدات و اعتبار آن تا زمان انقضاى مدت; 2- جايز نبودن خدعه و غدر با طرف مقابل و وجوب وفاى به عهد تا زمان انقضاى مدت; 3-  وقتى قرارداد بسته شد از نظر قرآن تحت هيچ شرايطى نبايد آن را شكست، مگر آن‏كه طرف مقابل آن را نقض كند و به خدعه روى آورد. (40) بيشتر مفسران، چنان كه اشاره شد، با استناد به اطلاق يا عموم لفظ عهود و عقود آن را شامل كليه مواثيق و پيمان‏هاى كتبى و شفاهى مى‏دانند; همچنين اطلاق مزبور، از نظر حوزه و گستره، كليه پيمان‏ها اعم از پيمان‏هاى اقتصادى و امنيتى و سياسى را در برمى‏گيرد; بنابراين مقصود از «اوفوابالعهد» و «اوفوا بالعقد» كليه عقود و پيمان‏هايى است كه مردم يا براى برقرارى صلح يا مسائل مالى و بيع و اجاره و غيره با طرف مقابل مى‏بندند . (41) در سيره عملى رهبران معصوم به خصوص پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) نيز اين اصل در چارچوب كلى رفتار خارجى دولت اسلامى با غيرمسلمانان قرار مى‏گيرد . احاديث متواترى از رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) در اين زمينه وجود دارد كه حضرت مسلمانان را از لزوم پاى‏بندى به پيمان‏ها و حرمت نقض پيمان آگاه مى‏سازد . سيره عملى حضرت نيز به‏ خوبى اين مطلب را تاكيد مى‏كند كه برجسته‏ترين آن، التزام و پاى‏بندى حضرت به مفاد صلح حديبيه است كه پيامبر با ناخشنودى، افراد تازه مسلمانى را كه از شكنجه و آزار قريش به سوى مدينه هجرت كرده بودند باز مى‏گرداند. هم چنین در تاریخ آمده است زمانى كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) مكه را فتح كردند، عثمان بن طلحه را كه كليددار كعبه بود احضار فرمودند و كليد را از او گرفتند تا درون كعبه را از وجود بتها پاك سازند. عباس عموى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) پس از انجام اين مقصود تقاضا كرد كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) با تحويل كليد كعبه به او، مقام كليددارى بيت الله را كه در ميان عرب يك مقام برجسته بود، به او بسپرد;  ولى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) ، برخلاف اين تقاضا، پس از تطهير خانه ى خدا از لوث بت ها، در حالى كه آيه ى (إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها) را تلاوت مى نمود در خانه را بستند و كليد را به عثمان بن طلحه دادند. (42) امام على عليه السلام نيز در نهج‏البلاغه لزوم وفاى به عهد و التزام به پيمان‏هاى سياسى و نظامى را آن‏چنان مهم مى‏خوانند كه شكستن آن را صلاح نمى‏دانند، امام مى‏فرمايند: اگر ميان تو و دشمنت پيمانى بسته شد و يا تعهد كردى كه به وى پناه دهى، جامه وفا را بر عهد خويش بپوشان و تعهدات خويش را محترم بشمار و جان خويش را سپر تعهدات خويش قرار ده، زيرا هيچ يك از فرايض الهى نيست كه همچون وفاى به عهد و پيمان مورد اتفاق مردم جهان - با همه اختلاقى كه دارند - باشد، حتى مشركان زمان جاهليت آن را مراعات مى‏كردند، زيرا عواقب پيمان‏شكنى را آزموده بودند; بنابراين هرگز پيمان شكنى مكن و در عهد خود خيانت روا مدار، هرگز نبايد در تنگناها، كه تو را به پيمان شكنى مى‏خوانند، به نقض پيمان روى آورى، زيرا شكيبايى در تنگناها، كه اميد گشايش و پيروزى در عاقبت آن دارى، بهتر از پيمان شكنى و خيانتى است كه مجازات الهى را در پى‏دارد . (43) اهمّيّت اداى امانت به حدى است كه امام صادق (عليه السلام) نیزمى فرمايند :  اگر قاتل على امانتى پيش من مى گذاشت و يا از من نصيحتى مى خواست و يا با من مشورت مى كرد و من آمادگى خود را اعلام مى داشتم، قطعاً حق امانت را ادا مى كردم (44) بنابراين از نظر اسلام التزام به پيمان و وفاى به عهد يك سياست استراتژيك و بلند مدت است كه تحت هيچ شرايطى، مجوزى براى نقض آن وجود ندارد . از مجموع آيات و روايات در اين قسمت چنين استفاده مى‏شود: هنگامى كه مسلمانان يا حكومت اسلامى با دولت‏ يا مردمانى كه مسلمان نيستند، با رعايت‏ساير اصول، معاهده‏اى را امضا كردند يا با مؤسسات تجارى و خدماتى آنان قراردادى بستند، جز در صورت تخلف طرف مقابل، نقض آن به هيچ وجه جايز نيست و وفاى آن به حكم عقل و شرع لازم است . (45)   نتیجه گیری   این نوشتار به مبحث سیاست خارجی در فقه سیاسی پرداخت. نگارنده، این مبحث را از متن اضلاع حدیث شریف ثقلین یعنی قرآن و حدیث استخراج کرده و آن را تحت چهار اصل که به نظر می رسد تنها اصول سیاست خارجی در اسلام هستند بیان نموده است. این نوشتار که پردازش آن یکبار دیگر حقانیت اسلام در پاسخگویی به تمامی نیازهای روز را به اثبات می رساند، این هدف را دنبال می نمود که برای اجرای سیاست خارجی دول اسلامی، نقشه راهی را ترسیم و تصویر کند تا با نظرات شارع مقدس مطابقت کامل و جامعی داشته باشد.

پى‏نوشت‏ها:

1) سایت اینترنتی دانشنامه موضوعی قرآن

2) همان                                                                                                          

3) ر . ك: كى . جى . هالستى، مبانى تحليل سياست‏بين الملل، ترجمه بهرام مستقيمى (تهران: دفتر مطالعات سياسى و بين المللى، 1376)

4) سایت اینترنتی دانشنامه موضوعی قرآن

5) همان                                                                                                          

6) از جمله آيات ناظر به اصل دعوت ر . ك: سورهاى: انبياء (21) آيه 107 و بقره (2) آيه 151 و اسراء (17) آيه 15 و مائده (5) آيه 19 و نساء (4) آيه 165 و مزمل (73) آيه 15 و احزاب (33) آيه 45، 46 و الحاقه (69) آيه 10 و توبه (9) آيه 128 و . . . .  

7) اسراء (17) آيه15

8) آل عمران (3) آيه64

9) ر . ك: محمد تقى جعفرى، ترجمه و شرح نهج البلاغه، ج‏10، ص 174- 176 .  

10) سایت اینترنتی دانشنامه موضوعی قرآن  

11) عمید زنجانی - فقه سیاسی- جلد 3– نشر امیرکبیر- تهران1367- صص459-460

12) سوره توبه (9) آيه 36 .

13) سوره انفال (8) آيه 39 .

14) سوره توبه (9) آيه 5 .

15) سایت اینترنتی دانشنامه موضوعی قرآن

16) محمد حسين طباطبايى، تفسير الميزان (قم: انتشارات اسلامى، 1368) ج‏2، ص67-66

17) سایت اینترنتی دانشنامه موضوعی قرآن

18) مرتضى مطهرى، جهاد (تهران: صدرا، 1368) ص‏29 .  

19) بقره (2) آيه 208 .  

20) سایت اینترنتی دانشنامه موضوعی قرآن

21) سوره نساء (4) آيه 141 .  

22) سایت اینترنتی دانشنامه موضوعی قرآن

23) رك: ابوالفضل شكورى، فقه سياسى، ج‏2، ص‏384 .  

24) اسراء (7) آيه 34 .  

25) سایت اینترنتی دانشنامه موضوعی قرآن  

26) براى توضيح بيشتر ر . ك: محمد رضا دهشيرى، اصول و مبانى ديپلماسى اسلامى در: مجموعه آثار امام خمينى و حكومت اسلامى، ج‏6، ص‏63 .

27) امام روح الله خمينى، صحيفه نور، ج‏3، ص‏4 .

28) از جمله به آيات زير استناد شده است: سوره نساء (4) آيه 138، 139 و انفال (8) آيه 73 و مائده (5) آيه 55، 65 .

29) « يا ايها الذين آمنوا لاتتخذوا بطانة من دونكم‏»  

30) سایت اینترنتی دانشنامه موضوعی قرآن  

31)امام روح الله خمينى، تحرير الوسيله، ج‏1، ص‏485، مسائل 4، 5 و 6 .

32) از جمله ر . ك: سوره نساء (4) آيه  138 و منافقون (63) آيه 8 .

33) »ان الدين عندالله الاسلام‏» و « و لن يقبل غيرالاسلام دينا»

34) و بشر المنافقين بان لهم عذاب اليم الذين يتخذون الكافرين اولياء من دون المؤمنين ايبتغون عندهم العزة فان العزة لله جميعا-  نساء (4) آيه 138

35) انفال (8) آيه 39

36) عمیدزنجانی – همان - صص481-483 

  37) همان - جلد 5 - صص187-191

38) از جمله آياتى كه وجوب وفاى به عهد و التزام و پيمان‏ها را مورد تاكيد دارد عبارتند از : اسراء (17) آيه 34 و البقره (2) آيه 177 و مؤمنون (23) آيه 8 و معارج (70) آيه 32، مائده (15) آيه 1 و آل‏عمران (3) آيه 76 .

39) ر . ك: علامه طباطبايى، تفسير الميزان، ذيل آيه «اوفوا بالعهد»

40) سایت اینترنتی دانشنامه موضوعی قرآن

41) تفسير الطبرى، ج‏15، ص61

42) سایت اینترنتی دانشنامه موضوعی قرآن

43) نهج البلاغه، نامه 53 به مالک اشتر  

44) سایت اینترنتی دانشنامه موضوعی قرآن

45) حسينعلى منتظرى - مبانى فقهى حكومت اسلامى - ج‏5 - نشر تفكر - 1374 - ص‏258

نظرات (0)

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest. Sign up or login to your account.
0 Characters
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟
حضرت علی علیه السلام اَلْخَيْرُ لا يَفْنى؛ كار خير هرگز فانى نمى شود. شرح غررالحكم: ج 1، ص 229
  • در سایۀ قرآن و عترت
  • بانگ ادعیه و اذکار ماهها سال به تفصیل ساعات مختلف در طول روز، هفته، ماه، سال
  • ویژه نامه اعمال شب و روز عید قربان
  • اطلاعات جامع و کامل در مورد عید غدیر خم - کلیک کنید
  • اطلاعات راجع به محرم و عاشورا -کلیک کنید
  • عاشورا و مهدویت
  • انواع تصاویر - بیا و بیبین
  • تصاویر زیبا و جذاب
  • عکسهای زیبا و دیدنی
  • اربعین حسینی و دهه آخرصفر
  • تصاویر دیدنی - عید سعید فطر
  • SMS به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) ـ
  • اس ام اس های مذهبی ویژه ایام فاطمیه2
  • 13 رجب سالروز مولود کعبه
  • مولو کعبه شهید محراب
  • ماه مبارک رمضان ماه مهمانی خدا
  • روزه در اسلام
  • ماه رمضان ماه بخشش ماه وصال ماه رحمت
  • روز قدس در کلام امام خمینی (ره)
  • مناسبت های ماه ربیع الاول
  • تفصیل مناسبت هایی ماه ربیع الاول
  • ولایت فقیه
  • اعمال ماه های قمری
  • مشرق نیوز+خبرهای تازه
  • تمامی حقوق برای مجمع علمی فرهنگی اجتماعی ارشاد محفوظ است.