ورود به سایت

نظرات

مهمان - afuvix
http://penisznovelo-eljarasok-hu.eu/Turbo-Max-Blue.html http://penisz-novelo-tabletta-hu.eu http://p...
عدالت درامام جماعت در مطالب سایت
مهمان - 1adwny
http://penisznovelo-eljarasok-hu.eu/Turbo-Max-Blue.html http://penisz-novelo-tabletta-hu.eu http://p...
مهمان - 0azgp1
http://penisznovelo-eljarasok-hu.eu/Turbo-Max-Blue.html http://penisz-novelo-tabletta-hu.eu http://p...
مهمان - wdzivs
http://penisznovelo-eljarasok-hu.eu/Turbo-Max-Blue.html http://penisz-novelo-tabletta-hu.eu http://p...
مهمان - zc2k8x
http://penisznovelo-eljarasok-hu.eu/Turbo-Max-Blue.html http://penisz-novelo-tabletta-hu.eu http://p...
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع). کربلا آرزوی ماست خدایا برسان.
به حول و قوه پرودگار و توجه خاص جضرت ولی عصر (عجج) مسجد جامعع، حوزه علمیه و مرکز فرهنگی تحقیقاتی سرور کائنات (ص) واقع در غرب کابل جاده شهید مزاری-سرگ بیست متره -شهرک عرفانی به بار نشسته و به تاریخ 1396/9/15 مراسم افتتاحیه آن برگزار گردیده و هم اکنون تعداد 200 نفر متعلم و 10 نفر استاد در آن مشغول تعلیم و تعلم است.
مراسم افتتاحیه مسجد جامعع، حوزه علمیه و مرکز فرهنگی تحقیقاتی سرور کائنات (ص) واقع در غرب کابل جاده شهید مزاری-سرگ بیست متره -شهرک عرفانی
مسجد و مدرسه محمدیه واقع در- غزنی - شهرگ قلعه امیری
مسجد جامع حضرت زینب (س) واقع در بلدرغان - ولسوالی قره باغ - ولایت غزنی
غریبی، بی‌کسی، منزل به منزل/ خبر دارد ز حالم چوب محمل/چهل روز است در سوز و گدازم/فقط خاکستری جا مانده از دل/ایام اسارت آل الله را بر شیفتگان راهش تسلیت می گوییم.
سلام بر حسین (ع) سلام علی بن الحسین (علیهما السلام) سلام بر محرم حسین (ع) سلام بر اصحاب حسین (ع)

عنوان: نقش امنیت ملی در مشارکت سیاسی افغانستان                   
 رحمت الله نبوی
چکیده
از آن جا که مشارکت سیاسی ازجمله مسائل بسیارمهم و از ویژگی‌های یک جامعه توسعه یافته به شمار می‌رود، به گونه­ی که همه نظام­های سیاسی دنیا برای مشروعیت بخشیدن به علمکرد شان، خواهان مشارکت سیاسی شهروندان خود هستند. مشارکت سیاسی را می‌تواند به مثابه مؤثرترین و مناسب‌ترین پشتوانه برای حل و فصل مشکلات، معضلات و بحران‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و امنیت دریک جامعه تلقی کرد. از سوی دیگر امنیت ملی نیز یکی از ضروری‌ترین و مهم‌ترین مسائل و اولویت­های زندگی بشر محسوب می­گردد. یکی از وجوه مهم امنیت در بعد داخلی و خارجی که بیشتر مورد توجه اکثر تحلیل گران قرار گرفته، امنیت ملی است.در این تحقیق این فرضیه دنبال می­شود که امنیت ملی چه نقشی در مشارکت سیاسی دارد و آیا بین مشارکت سیاسی و امنیت ملی رابطه­ی وجود دارد یانه؟ امنیت ملی می­تواند نقش مهمی در مشارکت سیاسی داشته باشد. مشارکت سیاسی، موجب افزایش درک سیاسی شهروندان، مسئولیت پذیری، تقویت احساس کنترل مردم نسبت به نظام سیاسی و تعهدات آنان نسبت به نظام سیاسی و حکومت خواهد بود و دریک جمله، مشارکت سیاسی با افزایش ضریب امنیت ملی همراه خواهد بود. در واقع میان مشارکت سیاسی و امنیت ملی رابطه وجود دارد و با کاهش امنیت ملی، مشارکت سیاسی کاهش خواهد یافت.


واژگان کلیدی:
مشارکت سیاسی، بحران مشارکت، امنیت ملی، مشارکت سیاسی و قانون اساسی افغانسان و امنیت ملی افغانستان.









مقدمه:
نظام‌های سیاسی در طول تاریخ، برپایه­ی اعتماد مردم استوار بوده و هر نظام سیاسی که نتواند اعتماد مردم را جلب نماید، از هم فرو خواهد پاشید؛ زیرا اقتدار و استمرار هر نظام، وابسته به مشارکت و دخالت مردم است. هر نظام سیاسی برای مشروعیت بخشی خودش، خواهان مشارکت مردم در نظام سیاسی است؛ زیرا مشارکت مردم، تجلی مشروعیت حاکمیت و ضامن تأمین ثبات خواهد بود. با توجه به اهمیت و ضرورت مشارکت سیاسی، جا دارد که زمینه­های فعالیت و مشارکت مؤثر مردم در تمام عرصه­ها فراهم شود، تا مردم بتوانند به صورت فعالانه و مؤثر در تعیین سرنوشت خودشان که حق قانونی و طبیعی هر انسان می­باشد، مشارکت داشته باشند. یکی از عوامل مهم و مؤثر در مشارکت افراد در یک جامعه، امنیت ملی است؛ زیرا، اگر مردم دریک جامعه از امنیت برخور دار نباشند، نمی­توانند به طور مؤثر و فعال مشارکت داشته باشند. برای این که بتوانند حضور فعال داشته باشند، باید از امنیت(امنیت اجتماعی، فردی، سیاسی، ملی و...) برخور دار باشند. اما افغانستان. از آن جا که این کشور در طول تاریخ و حیات سیاسی خود، حکومت­های استبدادی را تجربه نموده، مشارکت سیاسی همواره با چالش­ها و موانعی جدی مواجه بوده است. هر چند در این دهه­ اخیر و بعد از کنفرانس بن برای افغانستان و به وجود آمدن دولت جمهوری اسلامی افغانستان و برگزاری انتخابات، زمینه های برای مشارکت سیاسی در این کشور فراهم گردیده. اما چالش­های هم فرا روی مشارکت سیاسی مردم در این کشور قرار دارد، از جمله، امنیت، خصوصاً امنیت ملی است که امروز با موانع جدی مواجه می­باشد.
چارچوب نظری تحقیق «تفسیری- رفتاری»
با توجه به این که رفتار انسان­ها، معنی دار می­باشد ، ما می­توانیم با تفسیر این رفتارها به چرایی و چگونگی کنش­های آنان پی ببریم؛ چرا که اعمال و رفتار های فردی و اجتماعی افراد بر اساس پندار های نهفته در درون و انگیزش‌های نفسانی انجام می‌گیرد و بنابراین مشارکت کننده بر اساس انگیزش‌ها و پندارهای خود رفتارمی کند و انسان‌ها بر اساس پیش فرض‌های ذهنی خود اقدام به مشارکت می‌کنند. بنابراین روش تحقیق در این تحقیق، بر اساس روش تفسیری و رفتاری است؛ نگرش مکتب تفسیری در پی این صلی است که افعال آدمی، ظاهری دارد و باطنی که در این میان اصالت با باطن است. فهم ظاهر افعال و رفتارها نیز یک راه بیشتر ندارد و آن مراجعه به درون و درک آن است؛ یعنی وقتی می‌بینیم فردی رفتار خاصی انجام می‌دهد و به مشارکت سیاسی دست می‌زند، باید رفتار وی را تحلیل کنیم که آیا مشارکت وی از روی قبول نظام سیاسی بوده و یا برای اشتهار خود در جامعه و یا برای کسب منفعت مالی و ... از همین روست که رفتارگرایان بر دو نکته تأکید دارند: نخست این که تحلیل باید بر رفتار مشاهده شدنی، چه در سطح فردی یا اجتماعی تمرکز یابد و دوم این که هرگونه توضیح این رفتار باید آزمون پذیری تجربی را داشته باشد. مایکل راش معتقد است« اجتماعی شدن در مشارکت سیاسی تأثیردارد، اما نباید اجتماعی شدن سیاسی و مشارکت سیاسی را تنها در امتداد یکدیگر در نظر گرفت. اجتماعی شدن ممکن است هم متضمن بازاجتماعی شدن باشد و تعدیل کننده آن. از این طریق، فرد ممکن است نسبت به پدیده‌ها و انگیزه های سیاسی خارجی(مثل امنیت و تهدید امنیت) واکنش‌های متفاوتی نشان دهند. روشن است که در این زمینه، رفتار مناسب ممکن است، حتی شرکت نکردن در فعالیت‌های سیاسی باشد»

.بنابراین، افراد با توجه به شناختی که از شرایط دارند و با بررسی وضعیت‌های سیاسی واقعی و یا ظاهری، تصمیم بگیرند که مشارکت بکنند یا نکنند. یکی از نظریه‌پردازان رفتارگرا در باب مشارکت سیاسی، رابرت دال است که تلاش کرده تا پدیده گرایش وعدم گرایش افراد به مشارکت سیاسی را تبیین نماید. در این مورد وی معتقد است که« اگر میزان اثر بخشی سیاسی بالا باشد، میزان مشارکت سیاسی نیز افزایش می‌یابد و اگر میزان اثربخشی سیاسی پایین باشد، بی تفاوتی را به ارمغان می‌آورد. به نظر وی، وقتی افراد تصور کنند آنچه انجام می‌دهند اثر قابل توجهی بر نتایج سیاسی خواهد گذاشت، بیشتر در امور سیاسی درگیر می‌شوند و بعکس. دال بر این نکته تأکید دارد که عقاید سیاسی مثل نیاز به امنیت و تهدید امنیت، در عمل سیاسی فرد اثر می‌گذارد و ساختار و کارکرد نهادها و نظام‌های سیاسی را متأثرمی سازند». بنابراین، می‌توان برای بررسی مشارکت سیاسی و امنیت ملی از روش تفسیری و رفتاری استفاده کرد.
مشارکت سیاسی « political participation »
مشارکت، واژه ای عربی است از ریشه «شرک» و«شرکت» به معنای« انبازی» و«حصه برداری» است. در زبان انگلیسی، از مشارکت به « participation» تعبیر شده که به معنای شریک شدن، دخالت کردن و شریک کردن است. واژه مشارکت در اصطلاح علوم سیاسی معانی متفاوتی دارد. بر این اساس، در کتاب‌های گوناگون، با تعاریف متفاوت مواجه می‌شویم که بیانگر عدم توافق در مورد تعریف این پدیده است. با توجه به تعاریف گوناگون از این امر، به برخی ازآنها اشاره می‌شود:«مشارکت سیاسی عبارت است از: هر نوع اقدام داوطلبانه، موفق یا ناموفق، سازمان یافته یا بی سازمان، مقطعی یا مستمر که برای تأثیرگذاری بر انتخاب سیاست‌های عمومی، اداره عمومی و یا گزینش رهبران سیاسی در سطوح مختلف حکومتی(اعم از) محلی و یا ملی، روش‌های قانونی یا غیرقانونی را بکار گیرد».با توجه به این تعریف از مشارکت سیاسی می‌توان ویژگی‌های این تعریف را به صورت زیر بیان کرد :
یک) در این تعریف، مشارکت به عنوان یک اقدام معرفی شد که تنها واکنش‌ها یا احساس‌های انتزاعی را شامل نمی‌شود، بلکه احساسات شخصی را نیز در برمی گیرد. در تمام نظام‌های سیاسی مردم نسبت به حکومت و سیاست دارای موضع هستند. ولی زمانی می‌توانیم این موضع را« مشارکت» به حساب آوریم که با نوعی اقدام همراه باشد.
دو) مراد از مشارکت، اقدامات داوطلبانه شهروندان است. بنابراین، اقدامات غیر داوطلبانه،مانند خدمت اجباری در نیروی مسلح و یا پرداخت مالیات،از حوزه مشارکت خارج است.بر این اساس، پیوستن به سازمان‌ها یا حضور در اجتماعات توده­ای به فرمان حکومت هم، همین حکم را دارد.
سه) شهروندان دارای حق انتخاب مقامات دولتی است؛ بنابراین، رأی دادن در انتخابات‌تک لیستی که حق انتخاب را از شهروندان سلب می‌کند، جزو مشارکت محسوب نمی‌شود. یک چنین" مشارکت حمایتی" یا به بیان دقیق‌تر، بسیج اجباری، برای رژیم‌های  اقتدارطلب حائز اهمیت است. ولی نباید این نوع از مشارکت را با مشارکت سیاسی خالص، که عبارت از انتخاب‌های داوطلبانه شهروندان می‌باشد، اشتباه گرفت.برخی دیگر معتقدند که مشارکت سیاسی را می‌توان«فعالیت‌های داوطلبانه که بوسیله آن اعضای یک جامعه در گزینش حکومت گران و بطور مستقیم و یا غیرمستقیم، درشکل گیری سیاست عمومی، سهیم می‌شوند، تعریف کرد» بر این اساس می‌توان، مشارکت سیاسی را به دو دسته تقسیم کرد:
1     مشارکت عادی« شرکت در انتخابات و رأی دادن، شرکت در احزاب سیاسی و مبارزه سیاسی».
2    مشارکت غیرعادی «شرکت در جنبش‌های اجتماعی، فعالیت‌های سیاسی رادیکال و انقلابی.» علی آقا بخشی، مشارکت سیاسی را این گونه تعریف نموده است « مساعی سازمان یافته شهروندان برای انتخاب رهبران خویش، شرکت مؤثر در فعالیت‌ها و امور اجتماعی و سیاسی و تأثیر گذاشتن بر صورت بندی و هدایت سیاست دولت. وی معتقد است که در بسیاری از کشورها، نه تنها شرکت توده­های مردم در سیاست، مورد تشویق قرار نمی‌گیرد، بلکه به آن‌ها اجازه مداخله در سیاست هم داده نمی‌شود، علت اکراه برگزیدگان حاکم از شرکت ندادن مردم در قدرت، دو علت اساسی دارد:
 الف- دولت و حکومت، قدرت محدود کردن دخالت در سیاست را دارد. تا وقتی که بی سوادی، بی خبری عمومی، ضعف و عدم تشکل و نا آگاهی توده‌ها، ناتوانی آن‌ها در درک مسایل سیاسی وجود داشته باشد، در این صورت برای دولت، کار آسان است که دخالت در سیاست را محدود سازد.
 ب - برگزیدگان حاکم، اغلب ترس دارند که مبادا ارزش‌ها، منافع، علائقشان و... از میان برود.
در دنیایی امروز« به لحاظ این که مشارکت از لحاظ مفهومی، یک پدیده مدرن و متعلق به دولت‌های مدرن است» همه کشورها به دنبال نوسازی و توسعه و پیشرفت هستند، این نوسازی و توسعه،فشارها و اجبارهایی، در راستای مشارکت سیاسی به وجود می‌آورد و کسانی که خارج از اریکه قدرت نظام سیاسی قرار دارند، همواره در تلاش برای تأثیرگذاری بر تصمیمات گرفته شده از سوی حکومت کنندگان هستند و برای اثرگذاری بر حکومت، اقدام به تشکیل انجمن‌های ملی و محلی، احزاب سیاسی و... می‌کنند و این تلاش‌ها می‌تواند بحران‌هایی را در جامعه ایجاد کند.در این جا این سوال مطرح می‌شود که چرا و چگونه اقدامات و فعالیت‌های عده ای برای دستیابی به قدرت و

یا تأثیر گذاری بر سیاست، منجر به بحران می‌گردد؟. در این جا به تعریف از بحران و عوامل بحران می پردازیم.
بحران مشارکت
در تعریف بحران مشارکت می‌توان گفت: « وقتی نخبگان حاکم تقاضاها و یا رفتار افراد و گروه‌هایی را نامشروع و غیرقانونی تلقی نمایند که خواستار مشارکت در نظام سیاسی‌اند، تعارضی روی می‌دهد، این تعارض را بحران مشارکت می‌نامند».
عوامل بحران مشارکت
یک) این که نخبگان حکومتی ممکن است  معتقد باشند که به تنهایی حق حکومت کردن دارند وبر این اساس، تقاضاهایی مشارکت سیاسی دیگر گروه های اجتماعی را، نامشروع پنداشته و رد می‌کند؛زیرا ممکن است نخبگان احساس کنند که قدرت مخصوص طبقات اجتماعی متمایزی است و گروه های که فاقد ارزش گروه حاکم هستند، نباید در قدرت سهیم شوند. وقتی یک گروه قومی خاص بر نظام سیاسی حاکم باشد و از واگذاری قدرت به دیگر گروه‌هایی قومی خواهان قدرت ممانعت نماید، در چنین موقعیتی بحران ایجاد می‌شود.
دو) دومین علت بحران مشارکت، گروه‌های پرتوقع اند که ممکن است در نهادهایی تشکل یابند که نخبگان حاکم این نهادها را غیرقانونی و نامشروع قلمداد می‌کنند. به عنوان مثال: گروه‌های حاکم در شماری از کشورهای توسعه نیافته، این اصل را می پذیرند که شهروندانشان برای تأثیرگذاری بر سیاست عمومی می‌توانند سازماندهی شوند. ولی در عین حال انجمن‌های قومی را نیز گونه‌هایی غیرقانونی و نامشروع از گروه بندی‌های سیاسی به حساب می‌آورند.
سه) سومین علت عبارت است از این که، نخبگان حاکم به دلیل غیرقانونی و نامشروع بودن روش‌های بیان تقاضا های مشارکت سیاسی، این تقاضاها را غیرقانونی قلمداد کنند. مانند تعدادی از نظام‌های سیاسی اقتدارطلب که حاضرند قدرت خود را فقط باکسانی تقسیم کنند که از طریق راه‌هایی که معین شده، به سیاست وارد شوند.
مؤلفه­های مشارکت سیاسی
هر نظام سیاسی که خواستار مشارکت و فعالیت شهروندان است،افراد و شهروندان بتوانند به صورت مؤثر در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی مشارکت داشته باشند، باید زمینه و شرایط برای مشارکت فعال مردم دریک جامعه و نظام دموکراتیک مهیا گردد، در غیر صورت نمی‌توان آن جامعه و نظام سیاسی آن را،یک نظام سیاسی دموکراتیک نام نهاد؛ زیرا یکی از دستاورد های نظام دموکراتیک، مشارکت سیاسی است، مشارکت سیاسی،زمینه و شرایطی را ایجاب می‌کند که مردم بتوانند به طور آزادانه در آن فضا مشارکت داشته باشند ویکی از موارد مهم و اساسی،  آزادی‌های اساسی و قانونی مردم است که در زیر به برخی از آنان اشاره می‌گردد.
الف- آزادی سیاسی:
اگرچه برای آزادی سیاسی، تعریف‌های زیادی ارائه شده است، تعریفی که به نظر از همه جامع تر می­باشد عبارت است از: «آزادی سیاسی یعنی این که فرد بتواند در زندگی سیاسی و اجتماعی کشور خود، از راه انتخاب زمامداران و مقامات سیاسی، شرکت جوید و به تصدی مشاغل عمومی و اجتماعی کشور نایل آید و یا در مجامع، آزادانه، عقاید و افکار خود را به نحو مقتضی ابراز نماید.
ب- آزادی انتخاب و حق رأی:
انتخاب حاکم و حکومت و مشارکت مردم در فرایند تصمیم گیری سیاسی، مهم‌ترین رفتار سیاسی است که در صورت عدم مانع در این زمینه، آزادی انتخاب و رأی شکل می‌گیرد.
ج- آ زادی بیان:
یکی از رفتارهای سیاسی مردم، تأثیرگذاری آنان بوسیله اظهار دیدگاه‌های خود، بر تصمیمات و عملکرد دولت و دولت مردان است که از آن به آزادی بیان، آزادی قلم و مطبوعات تعبیرمی گردد.
د- آزادی تشکیل اجتماعات و احزاب:
ازجمله رفتارهای سیاسی دیگر مردم، رقابت سیاسی است که می‌توان ، تشکیل انجمن‌ها،اجتماعات احزاب را مهم‌ترین راه نهادینه شدن این رقابت‌ها دانست.
عوامل مؤثر در مشارکت سیاسی
در این که چه عواملی در مشارکت سیاسی مؤثر هستند، می‌توان عوامل زیادی را مطرح کرد ازجمله جنسیت، منطقه، تحصیلات، عضو سازمان، تشکیلات، احزاب سیاسی، زندگی شهری و...«به­ نظر میلبرات وگوئل، مشارکت سیاسی بسته به چهار عامل مهم تغییر می‌کند که عبارت انداز:
1- انگیزه های سیاسی: هرچه فرد بیشتر در معرض انگیزه­های سیاسی به صورت بحث درباره سیاست، تعلق به سازمانی که به شکلی به فعالیت سیاسی می‌پردازد یا دسترسی داشتن به اطلاعات سیاسی مربوطه قرار داشته باشد، احتمال مشارکت سیاسی بیشتر است.
2- موقعیت اجتماعی: موقعیت اجتماعی که با میزان تحصیلات، محل سکونت، طبقه و قومیت سنجیده می‌شود، به طور قابل توجهی در مشارکت سیاسی تأثیر دارد.
3- ویژگی‌های شخصی: مشارکت سیاسی بر اساس ویژگی شخصی فرد فرق می‌کند. شخصیت‌های اجتماعی‌تر، مسلط‌تر و برونگرا تر، بیشتر احتمال دارد که از نظر سیاسی فعال باشند.   
4- محیط سیاسی: محیط سیاسی نیز دارای اهمیت است، از این نظر که فرهنگ سیاسی ممکن است مشارکت و شکل و یا شکل‌های مشارکت را که مناسب تلقی می‌گردد تشویق کند و یا برعکس، مشوق مشارکت نباشد. بنابراین، « قواعد بازی» مانند حق رأی در انتخابات، فراوانی انتخابات، تعداد مقامات سیاسی مورد انتخاب، نگرش‌ها نسبت به اجتماعات و تظاهرات خیابانی و دامنه و ماهیت احزاب سیاسی و گروه های فشار، همه متغیر های، مهمی هستند. با وجود اين، در نظر گرفتن مهارت‌هایی که فرد دارد و منابع در دسترس او نيز مهم است، مهارت‌های اجتماعي، مهارت‌های تحليلي، توانايي سازماني، مهارت‌های سخنوري، همه ممکن است مشارکت را افزايش دهند. اما فعاليت سياسي نيازمند منابع نيز است، بویژه وقت و اغلب پول، يا مستقيما به صورت تعهد مالي و کمک‌های اهدايي و يا به طور غير مستقيم به صورت اختصاص دادن وقت و کمک‌های متعدد.  »
عوامل مشارکت سیاسی: در مورد مشارکت سیاسی، دو پرسش مطرح است:
1     چرا افراد در سیاست مشارکت می­کنند؟
2     چرا بعضی از مردم از نظر سیاسی بی تفاوت بوده و در سیاست( امور سیاسی جامعه) مشارکت نمی­کنند؟ در پاسخ می­توان گفت که دو عامل در مشارکت سیاسی افراد، نقش مؤثری ایفا می­کند که عبارت اند از:
الف- عامل اقتصادی: «افراد می‌خواهند از طریق وسائل سیاسی، شرایط اقتصادی یا مادی خود را بهبود بخشند. افراد گروه‌های اجتماعی که قدرت سیاسی را در دست دارند، همواره امتیازات اقتصادی را برای خودشان تضمین می‌کنند و هرچه قدرت اقتصادی بیشتر باشد، سهم تمکن اقتصادی هم بیشتر خواهد بود. عکس آن نيز درست است يعني هر چه تمکن اقتصادي بيشتر باشد دسترسي به قدرت سياسي هم ممکن‌تر است. در واقع می‌توان گفت، مبارزه سیاسی، بازتاب مبارزه طبقاتی اجتماعی است و طبقات اجتماعی، اساسا برای منافع اقتصادی خود مبارزه می‌کنند و طبقات مسلط، برای حفظ سلطه خود، از دولت استفاده می‌کند. به گفته مارکس، دولت ابزار سلطه طبقه مسلط است»  
ب- عوامل اجتماعی- روانی
«هرولد لاسول، برخي از نياز هاي اجتماعي- رواني را مطرح مي­کند که با مشارکت سياسي ارضا می‌شوند، مانند نياز به قدرت، ثروت، مهارت، روشنگري، رفاه، علاقه و محبت، راستي و دوستي و احترام. "رابرت لين" نيز برخي نيازها و انگيزه هاي آگاهانه و ناخودآگاه را که با مشارکت سياسي در زندگي سياسي ارضا مي­شوند مانند نيازهاي مادي و نياز به دوستي و محبت، تسکين تنش‌های رواني و سلطه جويي بر ديگران را مطرح مي­کند». بنابراین، مشارکت سیاسی یکی از رفتارهای اجتماعی است؛ زیرا از یک سو، یکی از ارکان و شاخصه­های عمده توسعه سیاسی به شمار می‌رود و از سوی دیگر ارتباط نزدیکی با مشروعیت نظام‌های سیاسی دارد و بیانگر نوع نظام سیاسی جامعه است. بر این اساس با مطالعه مشارکت سیاسی جامعه، می‌توان شناختی در ارتباط با رفتاری سیاسی آن‌ها پیدا کرد و مشخص می‌شود که میزان مشارکت مردم، چگونه و تحت چه عواملی تغییرمی پذیرد.
امنیت ملی « National  security» 
پیدایش مفهوم امنیت ملی: در مورد پیدایش مفهوم امنیت ملی، بحث‌های زیادی صورت گرفته است که نمی‌توان به همه آن‌ها پرداخت و آنچه به طور مختصر می‌توان اشاره کرد، این است که با به وجود آمدن دولت‌های ملی، منافع ملی، و به تبع آن، مفهوم امنیت ملی معمول گردید. دولت‌های ملی، ناشی از رشد مناسبات سرمایه داری و فروپاشی نظام‌های فئودالی است که از قرن پانزدهم در اروپا آغاز و در قرن هفدهم و هجدهم به اوج خود رسید. هرچند در ابتدا، بر مفهوم امنیت نظامی تأکید می‌شد. اما با پیشرفت‌های فنی، بویژه پیدایش سلاخ‌های اتمی، این مسئله روشن گردید که نمی‌توان مسائلی نظامی را، جدا و بی ارتباط با مسائل اقتصادی و سیاسی بررسی کرد، قبل از این، مفهوم امنیت ملی، با مفهوم امنیت نظامی درآمیخته بود.
تعریف امنیت ملی
یکی از وجوه مهم امنیت در بعد داخلی و خارجی که بیشتر مورد توجه اکثر تحلیل گران قرارگرفته، امنیت ملی است،که در بعد داخلی شامل تهدیدهای آشکار و پنهان، در درون مرزها نا امنی را به وجود می‌آورند، از قبیل تهدیدات سیاسی ( شورش، جدایی طلبی، انقلاب و...) اقتصادی ( نابسامانی و بحران اقتصادی، شغلی، فنی و حرفه ای) نظامی ( کودتا، جنگ‌های داخلی و...) و اجتماعی ( آشوب‌های اجتماعی و...) که هر یک از این موارد، مردم را تحت فشار قرار می‌دهد.در بعد خارجی، امنیت ملی می‌تواند از ناحیه مسایل سیاسی (انزوا، اعمال فشار های سیاسی)، نظامی( حمله، تعرض نظامی و تقویت قدرت نظامی دشمن) اقتصادی ( تحریم‌های اقتصادی و...) مورد تهدید قرار گیرد .مفهوم واژه امنیت ازجمله مفاهیمی است که تعریفی واحدی از آن ارائه نشده است؛ شاید بتوان علت آن را دربرداشت های متفاوت افراد، گروه‌ها و کشورها از این واژه دانست و هر یک براساس مقتضیات و شرایط زمانی و مکانی خود  تعاریفی را ارائه نموده‌اند.که به برخی از آن‌ها اشاره می‌گردد: «والترلیپمن معتقد است که یک ملت هنگامی از امنیت برخوردار است که در موقع خطر، مجبور به فدا کردن ارزش‌های حیاتی خود نباشد، اگر مایل بود بتواند از جنگ اجتناب کند و اگر وارد جنگ شد، بتواند ارزش‌های حیاتی خود را از طریق پیروزی در نبرد پاس دارد» برخی دیگر برای تعریف امنیت ملی دو دیدگاه را مطرح نموده که ذیلا به آن می پردازیم
1    دیدگاه کلاسیک
در نظریه کلاسیک، امنیت ملی عبارت است «از توانایی کشور در رفع تهدیدهای خارجی علیه حیات سیاسی یا منافع ملی خود و یا نبود تهدید نظامی»
2-    دیدگاه جدید
نظریه جدید را با توجه به وجود آمدن دو تحول که بر مفهوم امنیت ملی تأثیر می­گذارد، می‌توان بیان کرد الف- وابستگی متقابل کشورها
با توجه به این که، عصر ما، عصری است که در آن کشورها به دلیل پیشرفت در صنعت، بازرگانی، تکنولوژی و ارتباطات، به یکدیگر وابسته شده‌اند. این تحولات، کشورها را بیش از پیش به سوی همکاری و همزیستی سوق می‌دهد و این تحولات بر مفهوم امنیت ملی تأثیر داشته و آن را هم چون مفاهیم منافع ملی و قدرت ملی، دست‌خوش تغییر کرده است.از این رو، کشورهای که از لحاظ اقتصادی، نظامی و... وابسته هستند، همواره امنیت ملی شان در معرض تهدید قرار خواهد داشت. در مقابل، کشورهای قدرت مند، می­توانند با ایجاد بحران، آسیب پذیری آنها را تشدید نمایند.
ب- تحولات اقتصادی
 مسئله دیگری که مفهوم امنیت ملی را دست‌خوش تحول ساخته، تحولات اقتصادی عصر ماست کشورهای که از لحاظ اقتصادی، از توانایی بالای برخور دارند، می‌توانند کشورهای ناتوان را ( از لحاظ اقتصادی) به خودشان وابسته نمایند. با توجه به این دو تحول، امنیت ملی را می‌توان این گونه تعریف گرد: « امنیت ملی یعنی دستیابی به شرایطی که به یک کشور امکان می‌دهد از تهدید­های بالقوه یا بالفعل خارجی و نفوذ سیاسی و اقتصادی بیگانه در امان باشد و در راه پیشبرد امر توسعه اقتصادی، اجتماعی و انسانی و تأمین وحدت و موجودیت کشور و رفاء عامه، فارغ از مداخله بیگانه، گام بر دارد» رابرت دال معتقد است که امنیت ملی« شامل تعقیب روانی و مادی ایمنی است و اصولا جزء مسئولیت حکومت‌های ملی است، تا از تهدیدات مستقیم ناشی از خارج، نسبت به بقایی نظام، نظام شهروندی و شیوه زندگی شهروندان خود ممانعت به عمل آورد. در این تعریف، ایمنی شامل، ایمنی مادی و روانی است؛ زیرا همان گونه که مورگنتا به خوبی اشاره کرده است: ملت‌ها به طور روزافزون درصدد استفاده از قدرت، برای کنترل افکار انسان‌ها بوده‌اند تا کسب قلمرو ارضی»
 اهداف امنیت ملی
هرچند برای امنیت ملی هدف‌های زیادی را بیان کردند. اما در این جا به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌شود که عبارت انداز:
1     حفظ استقلال و تمامیت ارضی.
2     تحقق رفاء مردم و ثبات سیاسی.
3     حفظ و اشاعه ارزش‌های ملی و اعتقادی.
4     فراهم کردن امکان فراعت خاطر نسبت به تهدیدهای احتمالی.
عوامل مؤثر در ایجاد امنیت ملی:
یکی از مسایل مهم در مورد امنیت، عوامل مؤثر در ایجاد امنیت در یک واحد سیاسی و یا کشور است. باید بررسی شود، چه عواملی در ایجاد امنیت نقش دارند. قابل ذکر است، عوامل که در ایجاد امنیت نقش دارند، هر یک به تنهایی ایجادکننده­ی امنیت نخواهند بود؛ بلکه این عوامل در کنار هم می‌توانند امنیت را به وجود آورند. که ذیلا به برخی ازآنها اشاره می‌شود :   
  1- قدرت نظامی:
   بدون تردید، دولت برای مقابله با تهدیدات خارجی و داخلی، نیازمند قدرت نظامی است و تجارب تاریخی بیانگر این مطلب است. بر این اساس، کشورهایی که از لحاظ نظامی دارای توانایی برتر هستند، در برقراری امنیت، نسبت به کشورهای که از لحاظ نظامی ضعیف هستند، موفق بوده‌اند. قدرت نظامی «به تعداد پرسنل، کیفیت آموزش نظامی، توان رزمی آن‌ها، انواع تسلیحات، کیفیت و کمیت آن‌ها و میزان به‌کارگیری تاکتیک و استراتژی‌های نظامی توسط قوای نظامی، بستگی دارد». دولت‌ها برای به دست آوردن قدرت و توان نظامی، تجهیز نیروی نظامی و تأمین امنیت داخلی، نیازمند به قدرت اقتصادی است؛ چون که توانمندی و قدرت اقتصادی یک کشور، کیفیت نیروها و تجهیزات نظامی آن کشور را افزایش می‌دهد.
 2 - قدرت اقتصادی:
امروزه در نقش و جایگاه اقتصاد، در ایجاد، حفظ و تثبیت امنیت، تردیدی وجود ندارد. همه باور دارند که، اقتصاد نقش ویژه­ای در ایجاد امنیت یک کشور دارد. از این لحاظ، کشورهای که از لحاظ اقتصادی وابسته هستند، همواره احساس نا امنی می‌کنند. اگر یک کشور از لحاظ اقتصادی ضعیف باشد، نمی‌تواند از صنایع نظامی و تأسیسات دفاعی ملی حمایت کند و یا تجهیزات لازم را برای تقویت نیروی نظامی از خارج به دست آورد. در مقابل، دولت‌های مخالف، می‌توانند آسیب پذیری  یک کشور را از طریق اعمال تحریم‌های اقتصادی افزایش دهند.از طرف دیگر، اقتصاد قوی می‌تواند یک دولت را قادر سازد، تا ضمن تقویت  نیروی نظامی و برنامه های رفاهی، با تهدیدات ناشی از محدودیت‌های منابع طبیعی مقابله کند اما متسأسفانه باید گفت که افغانستان از لحاظ اقتصادی در مقامی نیست که بتواند در برابر تهدیدات مقاومت کند باید به این نکته توجه نمود که قدرت اقتصادی، در صورتی می‌تواند در ایجاد امنیت مؤثر باشد که واحد سیاسی، توانایی لازم برای بهره­گیری از آن را داشته باشد، مانند انسانی ماهر و مبتکر، ظرفیت تولیدی بالا صنایع استراتژی، کشاورزی، تجارت‌های خارجی، راه های ارتباطی و حمل نقل مناسب و...
3-    قدرت سازماندهی: 
قدرت و توان سازماندهی، نقشی قابل توجهی بر امنیت دارد" قدرت سازماندهی به نحوه حکومت، رهبری، چه در مرکز و چه در واحدهای داخلی کشور، میزان استقرار و ثبات حکومت و احترامی که حکومت در داخل و خارج به دست آورده است بستگی دارد، هرچه یک حکومت از مشروعیت سیاسی و از اقتدار لازم در همه نقاط سرزمین برخوردار باشد، توانایی زیادی برای برقراری امنیت خواهد داشت". دولت افغانستان به رهبری حامد کرزی از چنین قدرت، توان و اقتدار لازم، در سراسر افغانستان برخور دار نیست و در واقع قدرت سازماندهی ندارد.
عوامل تهدیدکننده امنیت ملی
قبل از بررسی عواملی که می‌تواند امنیت ملی را  مورد تهدید قرار دهد، باید مفهوم تهدید امنیت ملی روشن شود که منظور از مفهوم تهدید امنیت ملی چیست؟. در این مورد ریچارد اولمان می‌گوید: « تهدید نسبت به امنیت ملی، عبارت است یک عمل یا یک سلسله از حوادثی که، طی زمان کم و بیش کوتاه، کیفیت زندگی ساکنان یک کشور را شدید تهدید کند و یا این که اختیارات یک حکومت یا یک کشور و یا واحد­های خصوصی متعلق به یک کشور( افراد، گروه‌ها و شرکت‌ها) را در انتخاب سیاست مقتضی، به شدت به مخاطره اندازد.
بر این اساس، می‌توان عوامل تهدید امنیت ملی را به عوامل داخلی و خارجی دسته بندی کرد. هرچند در برخی ازموارد تفکیک میان عوامل تهدید خارجی و داخلی دشوار است. در هر صورت، برخی از تهدیدات، خارجی تلقی می‌گردد مانند تهدید نظامی، مداخله نظامی و تبلیغات و برخی دیگر از تهدیدات، داخلی‌اند مانند ضعف بنیان‌های اقتصادی و بی ثباتی سیاسی و اجتماعی.
مشارکت سیاسی و امنیت ملی در افغانستان
چگونگی مشارکت سیاسی مردم دریک کشور با ساختار سیاسی حکومت و دولت آن کشور ارتباط تنگاتنگی دارد. در کشورهای که نظام سیاسی‌شان، بر اساس قانون اساسی که در آن، جایگاه مردم، آزادی‌های مردم، حقوق مردم، وظایف متقابل مردم و دولت، نوع نظام سیاسی، میزان حضور و مشارکت مردم به عنوان بخشی از حقوق اساسی، تبیین می‌گردد، مشارکت مردم چشم گیر خواهد بود. اما ساختار سیاسی و سیستم حکومتی افغانستان درگذشته بر مبنای فئودالیسم قومی و قبیله­ای بوده. دولت‌ها معمولا با سران و رهبران قبایل ارتباط نزدیک‌تری برقرار می‌کردند و رهبران اقوام و قبایل، نیز از رهبرانی حمایت می‌کردند که منافع شان را تأمین می‌کردند و روی کار آمدن دولت‌ها، به سه صورت عملی می‌شده است که عبارت انداز:
1     از طریق شایستگی نیروی فردی.
2     از طریق کودتا و اختناق.
3     از طریق لوی جرگه( پارلمان و مجلس).
بر این اساس، تا قبل از دولت فعلی، دولتی که بر مبنای رأی عمومی باشد، به وجود نیامده است و نظام­های سیاسی افغانستان در گذشته، از دو نوع اول بودند که مردم در آنها، حق مشارکت نداشتند. بلکه اساس دولت­ها بر اساس سلطه، اختناق، استبداد و خانواده سلطنتی استوار بود و مردم از حقوق اساسی شان محروم بودند. بنابراین، در دولت‌های گذشته، مردم هیچ گونه نقش و اختیاری نداشتند. اما بعد از طالبان و در شرایط فعلی، موقعیت و زمینه­های خوبی برای فعالیت و مشارکت مردم به وجود آمده و در قانون اساسی افغانستان، جایگاه مردم و حقوق شهروندی و از جمله حقوق سیاسی مردم به رسمیت شناخته است که به برخی از آنها اشاره می‌گردد :
حقوق سیاسی مردم در قانون اساسی افغانستان
1- مشارکت سیاسی: یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین حقوق مردم در هرجامعه،حق انتخاب کردن و انتخاب شدن است که این مهم در قانون اساسی افغانستان بیان شده است.در فصل دوم، ماده سی و سوم قانون اساسی آمده: « اتباع افغانستان حق انتخاب کردن و انتخاب شدن را دارا می‌باشند. شرایط و طرز استفاده از این حق توسط قانون تنظیم می‌گردد. 
2- آزادی بیان: یکی دیگر ازحقوق مردم، آزادی بیان است که در قانون اساسی افغانستان به رسمیت شناخته شده است. در ماده سی وچهام آمده « آزادى بیان از تعرض مصون است. هر افغان حق دارد فکر خود را به وسیله گفتار، نوشته ، تصویر و یا وسایل دیگر، با رعایت احکام مندرج این قانون اساسی اظهار نماید.     
3- تأسیس و تشکیل حزب: یکی دیگر از حقوق شهروندی که در قانون اساسی افغانستان به رسمیت شناخته شده، تأسیس و تشکیل حزب و اجتماعات است که درماده سی وپنج چنین آمده: « اتباع افغانستان حق دارند به منظور تأمین مقاصد مادى و یا معنوى ، مطابق به احکام قانون ، جمعیتها تاسیس نمایند.
4- اعتراض و انتقاد: یکی دیگر از حقوق شهروندان، داشتن حق اعتراض و انتقاد است که این حق هم در قانون اساسی آمده است «اتباع افغانستان حق دارند براى تأمین مقاصد جایز و صلح آمیز، بدون حمل سلاح ، طبق قانون اجتماع و تظاهرات نمایند»
بنابراین، مشارکت سیاسی و فعالیت‌های مردم در قانون اساسی افغانستان به رسمیت شناخته شده و مردم حق انتخاب کردن و انتخاب  شدن را دارند. از این رو، مردم می‌توانند از طریق تشکیل حزب، مطبوعات و رسانه‌ها، (از مجرای قانون) بر تصمیمات دولت نظارت داشته و به طور فعال در صحنه­های سیاسی و اجتماعی حضور داشته باشند. اما در عین حال که مشارکت سیاسی در قانون اساسی افغانستان به رسمیت شناخته شده و می‌تواند گامی بلندی در راستای توسعه، ترقی و پیشرفت کشور و باعث حضور فعال شهروندان شود، با چالش‌های جدی هم روبرو است که به برخی از آنها اشاره می‌گردد:
چالش‌های مشارکت سیاسی
1     تعصب مذهبی:
دین و مذهب را می‌توان به عنوان مهم‌ترین عامل برای مشارکت عمومی تلقی کرد.ادیان و مذاهب مشارکت جو مثل تشیع، همواره مردم را برای مشارکت در امور سیاسی و اجتماعی و برای تعیین سرنوشت شان، دعوت می‌کند. براین اساس، از منظر دین اسلام، مردم می­توانند از طریق امر به معروف و نهی از منکر، نصیحت و اعتراض و انتقاد در سرنوشت سیاسی و اجتماعی شان مشارکت داشته باشند. « جامعه افغانستان از لحاظ مذهبی، به دو دسته اصلی تشیع و تسنن تقسیم می‌گردد و شکاف مذهبی میان پیروان این دو مذهب، شکاف تاریخی و فعال بوده و همواره تأثیر زیادی در زندگی سیاسی جامعه و به ویژه در شکل­گیری وحدت ملی داشته است. این تعصب مذهبی همواره باعث شده است که نه تنها شهروندان افغانستان، نسبت به همدیگر، همدلی وهم سویی نداشته باشند، بلکه پیروان مذهب تسنن نسبت به پیروان مذهب تشیع، به دید تحقیرآمیز نگریسته و همواره، تحت فشارهای سیاسی و اجتماعی قرار داده‌اند » بنابراین،تعصب مذهبی ،یک عامل و مانع جدی در راستای مشارکت سیاسی در افغانستان است.
2-     عوامل فرهنگی
فرهنگ، نقش مؤثر و مهمی در مشارکت افراد دارد، جامعه­ای که دارای فرهنگ سیاسی مشارکتی است، مشارکت مردم در آن جامعه گسترده است. جامعه­ای که فاقد چنین فرهنگی است، مردم نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی، به صورت انفعالی برخورد می‌کنند. «فرهنگ‌های مختلف، انگیزه‌ها و توقعات متفاوتي را در افراد جامعه به وجود می‌آورند، ممکن است در فرهنگ‌هایی که عامل اقتصادي قوي وجود دارد و پيشرفت اقتصادي آرمان افراد آن جامعه است، مردم براي گسترش يا تداوم فعالیت‌های اقتصادي راه‌های سياسي را طي کنند.»
اما در جامعه افغانستان، با توجه به تجربه نمودن حکومت‌های استبدادی و ساختار سیاسی قوم محور و آثار نامطلوب آن‌ها، هنوز یک فرهنگ مشارکتی که مردم بتوانند در تمام صحنه­های سیاسی و اجتماعی حضور فعال داشته باشند، شکل نگرفته است و هنوز ما شاهد حرکت‌های قوم محورا نه در جهت زندگی سیاسی و اجتماعی هستیم. تفکر و اندیشه قوم محورانه در جامعه افغانستان حاکم است. از این رو، به وجود آمد یک فرهنگ مشارکتی، به گونه­ای که همه مردم به طور فعال و گسترده درتمام صحنه­ها حضور داشته باشند و از درک صحیح از امور سیاسی و اجتماعی برخور دارشوند، زمان لازم دارد.
3-    تعارض قومی:
اختلافات و درگیری‌های قومی، تمامیت ارضی، جامعه و حتی مشروعیت نظام را مورد تهدید قرار می‌دهد. جوامعی که از لحاظ قومی- مذهبی از همگونی برخوردارند، در برابر بحران‌های اجتماعی مقاومت بیشتری دارند، نسبت به جوامعی که از لحاظ قومی و مذهبی ناهمگون هستند . هرچند، نمی‌توان جامعه­ی را یافت که از قومیت و مذاهب متفاوت برخوردار نباشد و افغانستان هم از این قاعده مستثنا نیست. دولت و حاکمان افغانستان، با توجه به خصلت قومی و مذهبی که داشته­اند، نه توانسته‌اند همبستگی ملی را به وجود آورند. لذا، قومیت و مذهب ازجمله مسایلی تأثیرگذار در زندگی اجتماعی- سیاسی مردم افغانستان بوده است. و عمده‌ترین اقوام تأثیرگذار در زندگی اجتماعی- سیاسی افغانستان پشتون، تاجیک، هزاره و ازبک هستند. که مهم‌ترین درگیری‌ها و منازعات را به وجود آورده‌اند. «وجود اقوام مختلف در افغانستان، حقیقت انکار ناپذیر است. علی رغم این واقعیت، تاریخ دولت افغانستان، به علت خصلت قومی خود، هیچ گاه در صدد ایجاد هم بستگی ملی در قالب یک هویت مشترک برنیامده است. جامعه­ی مثل افغانستان که دولت و احساس ملیت ضعیف است، اقوام تعیین کننده بستگی‌ها و به وجود آورنده گروه‌ها می‌باشند و نقش بزرگی را در بازی‌های سیاسی بازی می‌کنند». بر این اساس، تعارض‌های قومی، باعث به وجود آمدن شکاف‌های اجتماعی می‌گردد و سبب می شود که فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی بر اساس جایگاه اجتماعی تعیین گردد و این خود یکی از چالش‌های فرا روی مشارکت سیاسی است.
4-    شرایط اقتصادی
یکی از عواملی که می‌تواند در مشارکت سیاسی نقش داشته باشد، شرایط اقتصادی است. اگر شرايط اقتصادي به گونه­اي باشد که انسان بتواند وسيله اوليه معاش خود را فراهم کند، فرصت بيشتري براي مشارکت سياسي و اجتماعي فراهم می‌شود. «مشارکت در زندگی سیاسی، برای افراد هزینه­های برمی دارد و مستلزم صرف وقت، توان و منابع است، طبعا هرچه هزینه مشارکت کمتر باشد،میزان آن افزایش می­یابد.
در نظام‌های بسته و غیر دموکراتیک، معمولاً افراد برای مشارکت واقعی در سیاست، متحمل هزینه­های کم و بیش سنگینی می‌شوند» بنابراین، با توجه به چنین وضعیتی که کشور و مردم افغانستان با آن روبرو است. مردمی که تلاش دارند حد اقل ضروریات زندگی خود تأمین نمایند، نمی‌توان انتظار تحلیل و درک مسائل سیاسی را داشته باشیم و این خود یکی چالش‌های مشارکت سیاسی است.
امنیت ملی افغانستان
بدون ترديد ايجاد امنيت يكي از اولویت‌های سياسي در هر كشور است و از دیر زماني است كه دانشمندان علوم سياسي، امنيت را يكي از اصول مسلم منافع ملي تعريف کرده‌اند كه گاه به عنوان يك استراتژي يا راهبرد مورد توجه بوده است و گاه به عنوان يك راهكار از آن سود می‌برند. به هر صورت در هردو مورد، تأمين يا ايجاد آن يكي از اولویت‌های زندگي دنياي امروز است وبا توجه به تعریف‌های که از امنیت ملی ارائه شد، امنيت ملي یعنی این که دولت بتواند از تهدید های بالقوه و یا بالفعل خارجی و داخلی در امان باشد و بتواند یک شرایط مناسبی را برای زندگی شهروندان مهیا سازد. اما در جامعه افغانستان، امنیت ملی، چه در بعد داخلی و چه در بعد خارجی با چالش‌های جدی مواجه است. حضور و فعالیت طالبان در مناطق مختلف افغانستان، به گونه­ای است که هرزمانی که خواسته باشند می‌توانند، امینت را به مخاطره اندازند و هر از گاهی اقدام به عملیات انتحاری می­کنند. متأسفانه در این زمینه، هیچ اقدامی جدی صورت نگرفته، که خود علت‌های زیادی می‌تواند داشته باشد که درجای دیگر باید مورد بررسی قرار گیرد و از طرف دیگر، حضور نیروهای خارجی در این کشور، بهانه و دست آویز خوبی برای این گروه قرار داده و از این فرصت برای عملیات تروریستی خود استفاده می‌کند.
چالش دیگر، روابط افغانستان و پاکستان است که در دوران تمام حکومت‌ها، و تقسیم هندوستان و ایجاد دولت پاکستان در 1947 همواره خصومت آمیز بوده است. یکی از مسائل بحران زا در روابط دو کشور، مسئله خط دیورند، میراث به جامانده از سلطه بریتانیا است که تمام حکومت‌های سیاسی افغانستان به شمول حکومت طالبان و کرزی هرگز خط دیورند را به حیث مرز بین‌المللی به رسمیت نشناختند. و همواره صحبت از داعیه پشتون و بلوچ پاکستان شده است و هنوز هم، به عنوان یک عامل تنش میان دو کشور به قوت خود باقی است. تا وقتي كه اين معضل به صورت جدي مطرح نشده و راه حل‌هایی جستجو نشود، بسيار دشوار است كه بتوان به ثبات و امنیت در كشور مطمئن شد و این چالش‌ها نیاز به راهبرد­های دارند که باید از سوی سیاست مداران و دولت مردان اتخاذ گردد. بر این اساس، حوزه­های مختلف زندگی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بدون برخورداری از امنیت، کارکردهای خود را از دست خواهد داد. اگر در جامعه امنیت وجود نداشته باشد، مردم نمی‌توانند به طور فعال در صحنه­های سیاسی و اجتماعی مشارکت داشته باشند و انتخابات اخیر در افغانستان،نقش وتأثیرگذاری امنیت ملی بر مشارکت سیاسی را نشان داد که با توجه تهدیدات که از سوی گروه طالبان صورت گرفته بود،در برخی از مناطق به علت نبود امینت انتخابات برگزار نگردید. با این که انتخابات پایین‌ترین سطح مشارکت سیاسی است و این خود،نشان دهنده، نقش امنیت ملی درمشارکت سیاسی است
نتیجه
با بحث و بررسی نقش امنیت ملی در مشارکت سیاسی افغانستان، با تبیین مفاهیم و کیلد واژه­های مشارکت سیاسی، بحران مشارکت، مؤلفه­های آن،عوامل مشارکت سیاسی، امنیت ملی، عوامل ایجاد امنیت ملی و حقوق اساسی و سیاسی مردم در قانون اساسی این کشور،در این تحقیق روشن گردید،که میان مشارکت سیاسی و امنیت ملی همبستگی وجود دارد و هرچه امنیت ملی کاهش پیدا کند، مشارکت سیاسی هم کاهش پیدا خواهد کرد. در واقع در ا
ین تحقیق، امنیت ملی به عنوان متغیر مستقل و مشارکت سیاسی به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است. از طرف دیگر میان تعارض‌های قومی، تعصب مذهبی، فرهنگ و شرایط اقتصادی، رابطه دوسویه وجود دارد ؛ زیرا هرچه تعارضات قومی و مذهبی دامن زده شود و تشدید گردد، مشارکت سیاسی کاهش پیدا خواهد کرد و شهروندان با انگیزه همدلی، هم سویی و برای دستیابی به اهداف مشترک و وحدت ملی، در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی، حضور پیدا نخواهند کرد. بنابراین، مشارکت سیاسی کاهش خواهد یافت. از سوی دیگر اگر در جامعه، مردم از فرهنگ مشارکتی و شرایط اقتصادی خوبی برخور دار نباشند، با زهم مشارکت مردم کاهش پیدا می‌کند؛ میان فرهنگی مشارکتی و شرایط اقتصادی و مشارکت ارتباط وجود دارد.

منابع:
⦁    - مایکل راش، جامعه و سیاست، ترجمه، منوچهر صبوری، تهران، سمت 1387، ص107
- رابرت دال، تجربه و تحلیل جدید سیاست، ترجمه، حسنظرفیان، تهران، مرندیز1387،95-94، به نقل از علی اخترشهرا،www.qabas.org 
⦁    -  علی اکبر دهخدا، لغت نامه، بی تا، ص 20917
⦁    - علی  آقا بخشی، فرهنگ علوم سیاسی، تهران، نشر چاپار، 1383،ص300
⦁    3 - لوسین دبلیو. پای و دیگران، بحران‌ها و توالی‌ها در توسعه سیاسی، ترجمه، غلام رضا خواجه سروی، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1380،ص247.
⦁    - همان،ص 248
⦁    - منوچهر، جامعه شناسی سیاسی، تهران، نشر سخن 1381،ص140
⦁    - علی آقا بخشی، پیشین، ص522.
⦁    - لوسین، دبلیو. پای و دیگران، پیشین،ص280.
⦁    - همان، ص 282- 280
⦁    - عبدالرسول بیات و دیگران، فرهنگ واژه‌ها، قم، موسسه اندیشه و فرهنگ دینی 1381،ص14.
⦁    - همان،ص 16-15
⦁    - مایکل راش، جامعه و سیاست، ترجمه، منوچهر صبوری، تهران، سمت 1387، ص135
⦁    - همان
⦁    - منوچهرصبوری، پیشین، ص 142.
⦁    - همان.
 - محمد علی بصیری، تحولات در مفهوم امنیت، اطلاعات سیاسی- اقتصادی، شماره های 164- 163، سال 1380، ص 167.
18– جی مارتین. لی. نور، چهره جدید امنیت در خاورمیانه، ترجمه، قدیر نصری، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1382، ص 96
- جلیل روشندل، امنیت ملی و نظام بین‌الملل، تهران، سمت، 1385،ص11.
- همان، ص14.
-  رابرت دال، چهره متغیر امنیت ملی، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، چاپ سوم، 1387،ص43
-  جلیل روشندل، پیشین، ص18
 - احمد کاظمی، امنیت در قفقاز جنوبی، تهران، ابرار معاصر، 1384، ص 30.
 - احمد   کاظمی، ، پیشین، ص 30.
- جلیل روشندل، پیشین، ص140
- قانون اساسی افغانستان، فصل دوم، ماده سی و سوم.
- همان، ماده، سی و چهارم.
- همان، ماده، سی و پنج
- همان، ماده، سی و ششم.
 - عبدالقیوم سجادی، جامعه شناسی  سیاسی افغانستان، قم، موسسه آموزشی عالی باقرالعلوم،1380، ص109
- عوامل مؤثر در مشارکت سیاسی، سایت باشگاه اندیشه، 10/3/1388
- عبدالقیوم سجادی، پیشین، ص62.
- حسین بشیریه، آموزش دانش  سیاسی، تهران، نگاه معاصر،1384، ص379

نظر خود را اضافه کنید.

Post comment as a guest

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

بارگذاری نظرات قدیمی تر

حدیث اخلاقی

حضرت مهدی (علیه السلام) ما أرْغَمُ أنْفُ الشَيْطانَ بِشَىءٍ مِثْلَ الصَّلاةِ، فَصَلِّها وَ أرْ غَمْ أنْفَ الشَّيْطانَ؛ با هيچ چيز مثل نماز، بينى شيطان به خاك ماليده نمى شود پس نماز را به پادار و بينى شيطان را به خاك بمال. بحارالانوار، ج 53، ص 182

لینکستان

همراه با قرآن و عترت

  • در سایۀ قرآن و عترت
  • بانگ ادعیه و اذکار ماهها سال به تفصیل ساعات مختلف در طول روز، هفته، ماه، سال
  • ویژه نامه اعمال شب و روز عید قربان
  • اطلاعات جامع و کامل در مورد عید غدیر خم - کلیک کنید
  • اطلاعات راجع به محرم و عاشورا -کلیک کنید
  • عاشورا و مهدویت
  • انواع تصاویر - بیا و بیبین
  • تصاویر زیبا و جذاب
  • عکسهای زیبا و دیدنی
  • اربعین حسینی و دهه آخرصفر
  • تصاویر دیدنی - عید سعید فطر
  • SMS به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) ـ
  • اس ام اس های مذهبی ویژه ایام فاطمیه2
  • 13 رجب سالروز مولود کعبه
  • مولو کعبه شهید محراب
  • ماه مبارک رمضان ماه مهمانی خدا
  • روزه در اسلام
  • ماه رمضان ماه بخشش ماه وصال ماه رحمت
  • روز قدس در کلام امام خمینی (ره)
  • مناسبت های ماه ربیع الاول
  • تفصیل مناسبت هایی ماه ربیع الاول
  • ولایت فقیه
  • اعمال ماه های قمری
  • مشرق نیوز+خبرهای تازه
  • آمار بازدیدکنندگان

    امروز76
    دیروز0
    این هفته76
    این ماه11912
    کل بازدیدها420351

    آی پی شما: 54.234.13.175
    Powered by CoalaWeb

    تمامی حقوق برای مجمع علمی فرهنگی اجتماعی ارشاد محفوظ است.