ورود به سایت

نظرات

مهمان - 3hmjq8
http://penisznovelo-eljarasok-hu.eu/Turbo-Max-Blue.html http://penisz-novelo-tabletta-hu.eu http://p...
مهمان - e2bb6x
http://penisznovelo-eljarasok-hu.eu/Turbo-Max-Blue.html http://penisz-novelo-tabletta-hu.eu http://p...
مهمان - qhersv
http://penisznovelo-eljarasok-hu.eu/Turbo-Max-Blue.html http://penisz-novelo-tabletta-hu.eu http://p...
مهمان - 9aa5he
http://penisznovelo-eljarasok-hu.eu/Turbo-Max-Blue.html http://penisz-novelo-tabletta-hu.eu http://p...
مهمان - tfissr
http://penisznovelo-eljarasok-hu.eu/Turbo-Max-Blue.html http://penisz-novelo-tabletta-hu.eu http://p...
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع). کربلا آرزوی ماست خدایا برسان.
به حول و قوه پرودگار و توجه خاص جضرت ولی عصر (عجج) مسجد جامعع، حوزه علمیه و مرکز فرهنگی تحقیقاتی سرور کائنات (ص) واقع در غرب کابل جاده شهید مزاری-سرگ بیست متره -شهرک عرفانی به بار نشسته و به تاریخ 1396/9/15 مراسم افتتاحیه آن برگزار گردیده و هم اکنون تعداد 200 نفر متعلم و 10 نفر استاد در آن مشغول تعلیم و تعلم است.
مراسم افتتاحیه مسجد جامعع، حوزه علمیه و مرکز فرهنگی تحقیقاتی سرور کائنات (ص) واقع در غرب کابل جاده شهید مزاری-سرگ بیست متره -شهرک عرفانی
مسجد و مدرسه محمدیه واقع در- غزنی - شهرگ قلعه امیری
مسجد جامع حضرت زینب (س) واقع در بلدرغان - ولسوالی قره باغ - ولایت غزنی
غریبی، بی‌کسی، منزل به منزل/ خبر دارد ز حالم چوب محمل/چهل روز است در سوز و گدازم/فقط خاکستری جا مانده از دل/ایام اسارت آل الله را بر شیفتگان راهش تسلیت می گوییم.
سلام بر حسین (ع) سلام علی بن الحسین (علیهما السلام) سلام بر محرم حسین (ع) سلام بر اصحاب حسین (ع)

شرک؛ آثار و پیامدها

محمد انور فیاضی

چکیده

شرک از مذموم‌ترین و زشت‌ترین گناهانی است که یک انسان می‌تواند مرتکب گردد. شرک از گناهان کبیره و بزرگ‌ترین گناه است

. شرک خدشه وارد کردن در باور اعتقادی و در افتادن با مهم‌ترین و زیربنایی‌ترین اصل اعتقادی یعنی «توحید» می‌باشد. به تناسب رویارویی توحید و شرک، شرک دارای مراتب گوناگون، درجات و دسته‌‌بندی‌های مختلف است. پیامدها و عواقب ناگواری بر شرک مترتب است که می‌توان در دو بخشِ پیامدهای دنیوی و آثار اخرویِ شرک، آن‌ها را دسته‌بندی نمود. مهم‌ترین اثر سوء شرک‌ورزی خلود و ماندگاری مشرک در آتش جهنم می‌باشد. این کیفر برخاسته از نیت و عملی است که مشرک، مرتکب می‌‌شود و پیوند حقیقی میان شرک و کیفر آن برقرار است.

کلیدواژه‌ها: شرک، توحید، گناه کبیره، کیفر، خلود در آتش و...

مقدمه

انسان موجودی است که دارای اراده واختیارآفریده شده است . او آزاد است تا با اختیار خود مسیرش را به سوی رستگاری یا نیستی، صعود و یا سقوط انتخاب کند. در کنار نیروی اراده وقوه عقل وفکر، خداوند برای نشان دادن راه درست و سالم، راه‌نمایان و هادیانی را فرستاده است؛ تا افراد بشر بتواند درست‌ترین راه و صحیح‌ترین شیوه زندگی را برگزینند. لیکن علی‌رغم تمام تمهیدات جهت رستگاری بشر، سرنوشت انسان همواره به سرانجام نیک منتهی نمی‌شود و این‌گونه نیست که همه و یا اکثر انسان‌ها در مسیر درست گام بگذارند.

از گذشته تا به حال همواره مشاهده شده که افراد، گروه‌ها و جوامعی بسیاری در گمراهی افتاده و در ظلمانی‌ترین مسیرها قدم نهاده‌اند. بدترین، ناپسندترین و تاریک‌ترین راهِ گمراهی «شرک» به خداوند متعال است. چالشی که بشر در آن گرفتار است و از منظر دینی ظلمی است که انسان‌ها با گرفتاری در آن به خود و پروردگار شان مرتکب می‌گردند. سطرهای پیش‌رو با عنوان «شرک؛ آثار و پیامدها» پس از تبیین مفهوم شرک و بیان مراتب، به عواقب ناگوار آن در دنیا و آخرت اشاره می‌کند، تا به عنوان تذکری بتواند، بازخورد مثبتی در پی داشته باشد.

مفهوم شرک

الف) شرک در لغت:

واژه شِرک از مشارکت است. به تعبیر اهل لغت شرکت: «جمع بودن دو شریک است» . شِرک نیز جمع کردن دو کس و یا دوچیز در امری است. اصولا شرک از مشارکت زمانی معنا می‌یابد که در کس و یا دو چیز پهلوی هم قرار گیرد. «شرک و شرکت، دال بر مقارنت است نه تنهایی، و بدین معنا است که یک چیز بین دوکس و برای دوتا باشد» ؛ مانند: شریک کردن غیر خدا با خداوند در عبادت.

ب) شرک در اصطلاح:

مفهوم اصطلاحی شرک با برداشت از منابع دینی و گفتار بزرگان، مسأله‌ی مبهمی نیست؛ و آن شریک قائل شدن برای خداوند است. مرحوم نراقی راجع به شرک می‌نویسد: «شرک آن ‌است که غیر از خدای متعال مؤثری در وجود قائل باشد» . به بیان دیگر: هرچه غیر خدا را مستقل دانستن و در زندگی خویش نقش دادن شرک است . بیان مرحوم ملا احمد نراقی در کتاب مهم اخلاقی ـ عرفانی «معراج السعاده» در تبیین مفهوم اصطلاحی شرک بدین نحو است: «شرک عبارت است از این‌که غیر حق دیگری را هم مصدر امری و منشأ اثری داند و چنان داند که از غیر پروردگار هم کار متمشی می‌شود» .

به هرصورت ابهامی در معنای شرک وجود ندارد. معنای شرک به راحتی قابل فهم و روشن است. می‌توان شرک را خدشه در باور توحیدی دانست. به این معنا که به دو یا چند مؤثر مستقل قائل باشیم و آن‌ها را شریک امور بدانیم. انسان به هر میزان از توحید فاصله بگیرد، راهی دیار شرک می‌شود و به درجات شرک نزدیک‌تر می‌گردد.

شرک در برابر توحید

توحید رکن دین و اساسی‌ترین اصل اعتقادی است. این اصل مهم معنایی جز یگانه دانستن خداوند ندارد. شرک در نقطه‌ مقابل توحید قراردارد و دقیقا ضد توحید است.  بنا براین از باب این‌که «اشیاء با ضد خود بهتر قابل درک است» ، هرچه برای توحید از مراتب، تقسیمات و شعبه‌ها می‌توان بیان کرد، برای شرک نیز قابل طرح می‌باشد.

مراتب شرک

دسته‌بندی و مراتب گوناگونی برای شرک وجود دارد. با مراجعه به آثار بزرگان در حوزه معرفت دینی می‌توان این دسته‌بندی‌ها را مشاهده کرد . به تبع مراتب و درجات توحید، در نقطه‌ی مقابل آن مراتبی برای شرک ذکر می‌شود. مانند: شرک در ربوبیت، شرک در حاکمیت، شرک در تدبیر، شرک در خالقیت و امثال آن. این دسته‌بندی‌ها در اصل به توحید برمی‌گردد و به تبع برای شرک نیز قابل بیان است. هرچند دسته‌بندی‌های گوناگونی از توحید و شرک وجود دارد، ولی می‌توان برخی از مراتب را در مرتبه‌ی دیگر گنجاند. به عنوان نمونه: توحید و شرک در ربوبیت، حاکمیت و تدبیر را می‌توان در مرحله‌ی توحید در خالقیت قرارداد و گفت: کسی که مخلوقات را آفریده حاکمیت و تدبیر نیز از آن اوست و او سزاوار ربوبیت است. «بعد از این‌که پذیرفتیم آفرینندة جهان یکی است آیا غیر از خدا کسی دست اندرکار تدبیر جهان هست که بدون اذن و اراده‌ی او در تدبیر جهان مؤثر باشد؟». 

1. شرک در ذات

شرک در ذات؛ اعتقاد به چند مبدء داشتن مانند ثنویت و تثلیت است. این نوع شرک، شریک قائل شدن برای خدا و مانند گرفتن برای اوست. در مرتبه‌ی این چنینی تعدد و تکثر در مبدء است. مبدء خیر و مبدء شر در باور زرتشتیان، در واقع مرتبه شرک در ذات است. «شرک ذاتی متعدد دانستن مبدء هستی»  است. این مرتبه‌ی از شرک انسان را از حوزه دین اسلام خارج می‌سازد.

پرسش قابل طرح در زمینه‌ی باور به مبدء متعدد داشتن این است که: آیا یک چنین پندار و اعتقادی از اصول و نظام حاکم بر جامعه و فضای موجود در آن نشأت می‌گیرد؟ آیا باورِ اجتماعی تعیین کننده‌ی تفکرات و پندارهای انسان می‌باشد؟. زیر بنای ساختمان فکری هر فرد، جامعه و تحولات آن نیست؟ اجتماعی که فضای حاکم بر آن به سوی گرایش دارد که نتیجه اش تعدد و تکثر در مبدء هستی است، چنین بینشی در افراد آن ناگزیر به وجود نخواهد آمد؟. بنا براین فرد مقصر نیست و از منظر دینی نباید مواخذه‌ی ولو در قیامت، در انتظارش باشد.

پرسشی از این دست در واقع به بحث اصالت جامعه و یا اصالت فرد برمی‌گردد. بررسی و واکاوی آن خارج از حیطه بحث اصلی است، ولی با مراجعه به منابع اسلامی و مطالعه آثار دانشمندان مسلمان، به طور فشرده می‌توان بیان کرد: اسلام در عین این‌که به محیط اهمیت می‌دهد و نقشی برای جامعه و هم‌چنین وراثت و تربیت قائل است، برای آن اصالت قائل نیست. یعنی جامعه و فضای حاکم بر آن نقش محوری و زیربنایی ندارد. جامعه و امور مربوط به اجتماع، عوامل زمینه‌ساز است که ایجاد زمینه می‌کند. از نظر فکرِ اسلامی انسان موجودی است که از خود اراده و اختیار دارد. موجودی که می‌تواند با تکیه به اختیار خویش راه خود را انتخاب کند. اصل در تصمیم‌گیری انسان خود او و نیروی است که از آن برخوردار است. در بحث شرک نیز این خود انسان است که می‌تواند موحد و یا مشرک باشد. اساسِ تفکر توحیدی و یا غیرتوحیدی را انسان پایه گذاری می‌کند نه محیط.

2. شرک در خالقیت

شرک در خالقیت؛ مرتبه‌‌ی دیگر از شرک است. به این معنی است که برخی مخلوقات را در خالقیت خداوند شریک بدانیم، مانند این‌که باور داشته باشیم برخی کارها خارج از حیطه‌ی خلقت الهی است و خداوند بعضی کارها را انجام نمی‌دهد. خداوند شر نمی‌آفریند و خالق آن‌چه بلا می‌نامیم خداوند نیست. همان‌گونه که بیان شد، دسته‌ي دیگر از مراتب شرک، در این قسم قابل تحلیل است. مانند: شرک در حاکمیت؛ به این معنی که غیر از خداوند حاکمی برای مخلوق قائل شویم، و شرک در ربوبیت؛ یا اعتقاد به رب و اربابی غیر خدای یگانه، و شرک در تدبیر؛ به معنی باور به مدبّری غیر از باری تعالی.

3. شرک در صفات

شرک صفاتی این است که خداوند را مرکب از ذات و صفات بدانیم. ذات را مستقل و جدا و صفات را نیز مستقل از ذات در نظر بگیریم و برای صفات هویتی قائل گردیم که عملا به تعدد ذات و صفات یا به تعبیری «تعدد قدما»  منتهی گردد. باور شرک آلودی که متکلیمن اشاعره گرفتار آن شده‌اند.

4. شرک در عبادت

شرک در عبادت؛ یا شرک در پرستش. در واقع پرستیدن غیرخدا همراه خداوند است. به بیان روشن‌تر این‌که رضایت غیر خدا در رضای الهی داخل گردد. هر مرحله از شرک درجات متفاوتی دارد و شرک در عبادت نیز از این روند پیروی می‌کند. «تعریف جامع شرک در عبادت که تمام مراتب آن را شامل گردد، ادخال رضای غیر حق است در آن، چه رضای خود باشد یا غیر خود» .

سوال قابل طرح در زمینه، این است که: انگیزه‌های شرک در عبادت چیست؟ چرا انسان تنها خداوند را نمی‌پرستد و در پرستش گرفتار شرک می‌شود؟. شرک در عبادت انگیزه‌های گوناگونی می‌تواند داشته باشد . اعتقاد و تصور باطل هر فردی می‌تواند او را به سمت شرکی این گونه راهبری کند:

الف) اعتقاد به تعدد خالق؛ و این‌که پدیده‌های جهان و مخلوقات، دو یا چند پدیدآورنده دارد. مثلا باد خالقی دارد. دریا خدایی دارد و...؛ و هر خدا سزاوار خضوع و پرستش است.

ب) تصور این‌که فیض خداوند به انسان واسطه می‌خواهد. در مقابل شکر و سپاس بندگان حقیرتر از آن است که خود، بلاواسطه به خدا برسد. باید واسطه و یا واسطه‌هایی در میان باشد تا آن‌ها را نیز عبادت کند و عبادت به تدریج به خدا برسد. 

ج) واگذاری امور کوچک‌تر به خدایان پست‌تر (اجسام مشاهد). انسان به جهت تماس دائمی با عالم ماده و خو نگرفتن با ماوراء طبیعت، همه چیز را از روزنه‌ي حواس و ماده می‌نگرد. در صورت عدم پرورش درست افکار و اندیشه‌هایش و عدم درک صحیح، برای هر چیزی خدایی قائل است.

شرک نظری و عملی

هریک از مراتب چندگانه فوق در نوع دیگر از تقسیم بندی تحت عنوان شرک نظری و عملی قرار می‌گیرد. مراتبی چون شرک ذاتی، شرک در خالقیت و شرک در صفات، شرک نظری اند. اقسام یادشده شرک در بینش و عقیده می‌باشد. اندیشه‌، اندیشه شرک‌آلود است، که خود می‌تواند خفی و یا جلی باشد. شرک در مرتبه عبودیت از قسم شرک عملی است. در شرک عملی انسان عملا غیر خدا را در عبادت شریک می‌سازد. در برابر غیر خدا زانو می‌زند و برای غیر خدا تلاش می‌کند. مرحله‌ی ضعیف‌تر شرک عملی انجام عبادت برای رضای خود است. به نحوی که «اگر رضای غیر خود از سایر مردم [مد نظر] باشد، شرک ظاهر و اگر رضای خود باشد شرک خفی است» .

شرک پیدا و شرک پنهان

تقسیم بندی دیگر برای شرک شرک پیدا یا جلی و شرک پنهان و خفی است. شرک پیدا و ظاهر؛ مانند: باور به مبدء چندگانه، خواستن شفاعت از بت‌ها و امثال آن. در برابر این نوع، شرک خفی است، که خود دارای مراتب و درجاتی از ضعیف به قوی حالت تشکیکی دارد. «اعتقاد به استقلال اسباب و این‌که دارو شفا دهنده بیماران است نه خدا و هم‌چنین ضعیف و ضعیف‌تر تا برسد به شرکی که جز بندگان خدا از آن بری نیستند. مانند غفلت از خداوند و توجه به غیر» از مصادیق شرک خفی است.

برخی شرک‌ها آن‌قدر غیر قابل شناخت است که به راحتی نمی‌توان تشخیص داد و تنها معرفت افراد است که دست او را می‌گیرد. رسول گرامی حضرت محمد  در معرفی شرک خفی می‌فرماید: «شرك نا پيداتر است از صداى حركت ذره بر روى سنگ صاف آن‌هم در شب ظلمانى و سبك‏تر و كم‌ترين درجه‏ شرك اين است كه آدمى كسى را دوست بدارد، با اين‌كه بداند شايبه‏اى از جور و ستم دارد، و كسى را دشمن بدارد با اين‌كه بداند او عادل است و آيا دين جز حب و بغض در راه خدا چيزى ديگر است؟ با اين‌كه خداى عز و جل فرموده است: «بگو اگر مرا دوست دارید مرا پیروی کنید تا من شما را دوست بدارم» .

از حضرت امام باقر در باره کمترین چیزی که یک بنده با آن مشرک می‌شود، سوال شد. حضرت در پاسخ فرمود: «هرکه به هسته‌ی بگوید سنگ‌ریزه و به سنگ‌ریزه‌ی بگوید هسته و به آن معتقد باشد شرک ورزیده است» . حضرت امام صادق در مورد شرک خفی فرمود: «هر رأیی را که بدعت گذارد شرک ورزیده است، چه به وسیلة آن مبغوض یا محبوب گردد» . این‌ها در حالی است که تاثیر و نقش خداوند در نظر گرفته نشود و انسان در سایه خداوند خود را نبیند. در آن صورت در دامان شرک می‌افتد و از مرز توحید فاصله می‌گیرد.

مرز توحید و شرک

توحید و شرک مرز روشن و مشخصی دارد. در توحید و شرک نظری، مرز و فاصله بین توحید و شرک «از اویی» و در توحید و شرک عملی، مرز مشخص «به سوی اویی» است . از آیه شریفه «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» که ما از خدا هستيم، و به سوى او باز مى‏گرديم، معنی فوق استفاده می‌شود. اگر بینش و باور ما توحیدی نباشد، و استقلال و غنا را برای پروردگار هستی قائل نباشیم و جهان آفرینش را «از اویی» ندانیم در باور خود گرفتار شرک شده‌ایم. در عین زمان اگر سیر هستی را ختم «به سوی او» ندانیم و کار و عمل ما خدایی نباشد، باز گرفتار شرک می‌باشیم. بناءً نگاه هر موحد و رفتار هر انسانِ معتقد به خدا باید «از اویی»‌ و «به سوی اویی» شود. در غیر آن گام نهادن در وادی شرک است.

قرآن و نمونه‌های شرک

با روشن شدن مرز میان شرک و توحید، باید گفت فاصله گرفتن از توحید، گرفتار آمدن در دام شرک است. شرک تنها باور به تعدد خدا نیست. دوری از توحید و گذشتن از این مرز، خود شرک است. هرنوع هواپرستی، جاه‌پرستی، دل‌بستن به مقام، عشق و دلدادگی به مال و مادیات، دیگر پرستی، خود پرستی و غیره همه از مصادیق شرک است. قرآن نیز مواردی را به عنوان مصادیق روشن شرک عنوان کرده است، که برخی آنان چنین است:

الف. هوا پرستی؛‌ قرآن کریم هوای نفس و هوا پرستی را شرک می‌داند، و به صراحت بیان می‌فرماید: «أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَوَاهُ أَ فَأَنْتَ تَکُونُ عَلَيْهِ وَکِيلاً» ؛ آيا آن كس كه هواىِ [نفس] خود را معبود خويش گرفته است ديدى ؟ آيا [مى‏توانى] ضامنِ او باشى؟ در آیه دیگر می‌فرماید: «أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَوَاهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلاَ تَذَکَّرُونَ» ؛ پس آيا ديدى كسى را كه هوس خويش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانيده و بر گوش او و دلش مُهر زده و بر ديده‏اش پرده نهاده است؟ آيا پس از خدا چه كسى او را هدايت خواهد كرد ؟ آيا پند نمى‏گيريد؟.

ب. پیروی غیر خداوند؛ اطاعت از کسانی که خداوند به پیروی آنان دستور نداده است. یعنی برگزیدن مطاع و اربابی غیر خدا نیز از مصادیق شرک است. به این جهت خداوند یهودیان و نصرانی‌ها را به خاطر پیروی از دانشمندان و راهبان‌ِشان نکوهش می‌کند: «اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَ رُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ مَا أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا إِلهاً وَاحِداً» ؛ اينان دانشمندان و راهبان خود و مسيح پسر مريم را به جاى خدا به الوهيّت گرفتند، با آن‌كه مأمور نبودند جز اين‌كه خدايى يگانه را بپرستند.

ج. سلب آزادی‌های انسان؛ استبداد و به بند کشیدن انسان‌ها شرک است. کسی که اراده و اختیار انسان را سلب کند، به خداوند شرک ورزیده است، زیرا خداوند انسان را مختار آفریده است. قرآن کریم از زبان حضرت موسی به فرعون‌ نسبت به رفتار او با بنی‌اسرائیل، بیان می‌کند: «وَ تِلْکَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرَائِيلَ» ؛ و [آيا] اين‌كه فرزندان اسرائيل را بنده [خود] ساخته‏اى نعمتى است كه منّتش را بر من مى‏نهى؟. در این آیه شریفه حاکمیت ظالمانه فرعون بر قوم بنی اسرائیل تعبید خوانده است، با آن‌‌‌که بنی‌اسرائیل فرعون را پرستش نمی‌کردند.

شرک؛ گناه کبیره

شرک گناهی از نوع گناهان کبیره است. در منابع روایی، روایات فراوانی در این باره وجود دارد. بسیاری از معصومین سلام الله علیهم اجمعین، به کبیره بودن گناه شرک تصریح کرده‌اند. گناهان کبیره هفت مورد گفته شده که شرک بزرگ‌ترین آن است . با توجه به روایات اسلامی که تعبیراتی مانند: «الشرک من اکبر الکبائر»  یا «انَّ من اکبر الکبائر الشرک بالله»  در آن آمده است، کبیره بودن گناه شرک یک امر پذیرفته شده است. نویسندگان مذهبی به آن تصریح دارند که از گناهان بزرگ، به خداوند یگانه شریک قراردادن است. 

نکته قابل توجه که با استفاده از آیات و روایات و تعمق در متون دینی به دست می‌آید، این است که گناهان دو دسته‌اند. گناهان به دو دسته‌ی کبیره و صغیره تقسیم شده‌اند. در قرآن می‌خوانیم: «إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَيِّئَاتِکُم» ؛ اگر از گناهان بزرگی که از آن نهی می‌شوید پرهیز کنید، گناهان کوچک شما را می‌پوشانیم. در آیه دیگر آمده است: «وَ الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ کَبَائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَوَاحِشَ وَ إِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ» ؛ همان کسانی که از گناهان بزرگ و اعمال زشت اجتناب می‌ورزند، و هنگامی که خشمگین شوند عفو می‌کنند. در روایات نیز تعابیری مانند: «اکبر الکبائر» و امثال آن دال بر دسته‌بندی گناه به بزرگ و کوچک است.

معیار کبیره و صغیره بودن گناهان

معیارهای گوناگونی برای درک و تفکیک گناه کبیره از صغیره ذکر شده است. با مطالعه و بررسی منابع روایی و به ویژه تفسیری به معیارهای گوناگونی برمی‌خوریم که به بسیاری از آن‌ها نقد وارد شده است. این نوشته برخی از معیارها را فهرست وار، یادآوری می‌کند :

یک. کبیره گناهی است که برای آن در دنیا حد و مجازاتی تعیین شده و در آخرت وعده‌ی عذاب دائمی جهنم در نظر گرفته شده است. گناه صغیره این‌چنین نیست .

دو. كبيره گناهى است كه از گناه‌کارِ بی‌میل به امر دين ناشى شده باشد. بی‌توجهی و یا دشمنی در برابر فرمان الهی موجب کبیره بودن گناه می‌شود .

سه. هر عملی را که خداوند از آن نهی کرده از مصادیق گناه کبیره است .

چهار. کبیره و صغیره بودن گناهان امر نسبی است. گناهان در مقایسه باهم یا صغیره‌اند و یا کبیره .

پنج. گناهانی که به مرتکبین آن در قرآن مجید و روایات معصومین وعده عذاب و آتش داده شده و یا به کبیره بودن آن تصریح شده است، گناه کبیره است .

مرحوم علامه طباطبایئ معیار چهارم را تقویت می‌کند. به نظر می‌رسد با توجه به تاکیدات روایی قول پنجم نیز از قوت برخوردار است. احادیث فراوانی دیدگاه پنجم را برای معیار بودن و شناخت گناهان کبیره از صغیره تقویت می‌کند. حدیثی از امام باقر و حضرت صادق برای تایید این دیدگاه، با لسان واحد وجود دارد: «کبائر؛ گناهانی است که خداوند آتش دوزخ را برای آن واجب کرده‌است» . پس شرک از کبائر و بزرگ‌ترین گناهی است که بشر می‌تواند مرتکب شود. مشرک در آتش خواهد بود. این حقیقتی است که از متون دینی قابل برداشت است.

آثار شرک

1. آثار دنیوی شرک

شرک باور و رفتاری است که برایندی ناگواری دارد. عواقب گرفتار آمدن در دام شرک به لحاظ آن‌که گناهی عظیمی است، سخت و طاقت فرسا است. پیامدهای شرک دامن مشرک را هم در دنیا می‌گیرد و هم در آخرت او را رها نمی‌کند. اینک به مواردی از پیامدهای منفی شرک در دنیا اشاره می‌شود:

الف) شرک گناه نابخشودنی

 انسان مشرک ظرفیت این را ندارد که خداوند در رحمت را به سوی او بگشاید و مورد غفران الهی واقع شود. به تعبیری «شرک زمینه‌ی آمرزش را از بین می‌برد» . «إِنَّ اللَّهَ لاَ يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَکَ بِهِ وَ يَغْفِرُ مَا دُونَ ذلِکَ لِمَنْ يَشَاءُ» ؛ مسلّماً خدا، اين را كه به او شرك ورزيده شود نمى‏بخشايد و غير از آن را براى هر كه بخواهد مى‏بخشايد. یعنی شرک بواسطه کارهای نیک یا شفاعت مورد بخشوده نمی کردد امّا اگر مشرک ازشرک دست برداشته و به توحید گرایش پیدا کند وازشرک توبه نماید یقینا ، پذیرفته می شود، توبه اگر واقعی باشد ازهرگناهی قابل پذیرش است وبا توبه دردنیا هرگناهی مورد بخشایش واقع می شود شاید دلیل نبخشیدن مشرک در این باشد که با شرک از حیطه عبودیت و بندگی خداوند خارج می‌شود، در حالی‌که سراسر هستی بر عبودیت و محوریت توحید استوار است.

ب) دروغ‌گو بودن مشرک

شرک دروغ است و مشرک به خاطر شرک ورزیدن، به خداوند افتراء می‌بندد. «وَ مَنْ يُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْماً عَظِيماً» ؛ و هر كس به خدا شرك ورزد، به يقين گناهى بزرگ بربافته است.

ج) گمراهی بی‌حد و حصر

انسان مشرک فرد گمراه است. او خود را گم کرده و از حوزه‌ی معرفت بی‌بهره است. به تعبیر قرآن کریم مشرک در دام ضلالت بی‌حد و حصر گرفتار آمده است. «وَ مَنْ يُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيداً» ؛ و هر كس به خدا شرك ورزد، قطعاً دچار گمراهىِ دور و درازى شده است.

د) نادانی مشرک

شرک جهل است و مشرک در جهالت و نادانی غطه‌ور است. تنها افراد نادان است که مسیر درست را رها می‌کنند. انسان‌های آگاه دچار شرک نمی‌شوند. آنان با آگاهی از قوانین و نظام حاکم بر جهان معتقد می‌شوند که موجودی یگانه این نظم و هستی را رهبری می‌کند. انسان‌های آگاه غیر خداوند را برنمی‌گزیند. «قُلْ أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ أَيُّهَا الْجَاهِلُونَ» ؛ بگو: اى نادانان! آيا مرا وادار مى‏كنيد كه جز خدا را بپرستم؟.

هـ) پلیدی و پستی شرک

شرک مساوی با نجاست است و مشرک انسان نجس و پلید خوانده شده است. قرآن کریم به آن اشاره کرده است. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَس» ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، حقيقت اين است كه مشركان ناپاكند.

و) ظلم بودن شرک و ظالم بودن مشرک

خدواند مشرکین را از کسانی می‌داند که به خدا ظلم کرده اند. مشرک بدین جهت که غیر خدا را با خداوند شریک ساخته، در قیامت معذّبند. آنان از ستم‌کارانی اند که هیچ پناه‌گاه و یاری ندارند. «مَنْ يُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْوَاهُ النَّارُ وَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ» ؛ هر كس به خدا شرك آوَرَد، قطعاً خدا بهشت را بر او حرام ساخته و جايگاهش آتش است، و براى ستم‌كاران ياورانى نيست». در آیه شریفه دیگر شرک ستم بی‌پایان و ظلم بر خداوند دانسته شده است. «وَ إِذْ قَالَ لُقْمَانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لاَ تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ» ؛ و هنگامى را كه لقمان به پسر خويش در حالى كه وى او را اندرز مى‏داد گفت: «اى پسرك من، به خدا شرك مياور كه به راستى شرك ستمى بزرگ است».

شرک ناپسندترین رزیلت است. ناپسندی شرک فراتر از الحاد و کفر است. کفر ستم بر خود و شرک ظلم بر خدا است. ظلم بر خدا و قائل شدن مقام الهی برای چیزهایی نظیر سنگ و پرستش آن است و... لذا ستم بزرگی است و قرآن آن را ظلم عظیم نامیده‌است.  مرحوم طباطبایی می‌فرماید: «عظمت هر عملی به عظمت اثر آن است و عظمت معصیت به عظمت کسی است که نافرمانی‌اش می‌شود. بزرگ‌ترین نافرمانی‌ها، نافرمانی خداست. چون عظمت کبریایی همه از اوست و فوق هر عظمت و کبریایی است، چون خدائیست بی‌شریک و بزرگ‌ترین نافرمانی او اینست که برایش شریک قائل شوی» .

ز) سقوط و بی‌ارزشی

شرک مایه سقوط و بی‌ارزشی است. انسان مشرک از آسمان عزت و بلندی به پستی رذالت شرک افتاده است، بدین جهت بی‌مقدار، زبون، خوار و بی‌ارزش است. «وَ مَنْ يُشْرِکْ بِاللَّهِ فَکَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَکَانٍ سَحِيقٍ» ؛ و هر كس به خدا شرك ورزد چنان است كه گويى از آسمان فرو افتاده و مرغان [شكارى] او را ربوده‏اند يا باد او را به جايى دور افكنده است.

2. آثار اخروی شرک

به موازات پیامد‌های منفی شرک در دنیا، گرفتاری مشرک در آخرت شدید‌تر است. شرک در آخرت آثار و عواقب سختی دارد. انسان مشرک را گریزی از آثار شرک در آخرت نیست. نمونه‌هایی از آثار اخروی شرک با توجه به آیات قرآن چنین است:

الف) محرومیت از دیدار حق

مشرکان به خاطر نیات و رفتار شرک‌آمیز شان، در قیامت از دیدار حق محروم‌اند. لطف الهی شامل حال آنان نخواهد شد. چه این‌که هرکس با آن‌چه اختیار کرده محشور می‌شود. مشرکانی که غیر خدا را شریک و دوست گرفته ‌اند، سرنوشت‌شان معلوم است. «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْدَاداً يُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللَّهِ ...وَ لَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً وَ أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ» ؛ و برخى از مردم، در برابر خدا، همانندهايى [براى او] برمى‏گزينند، و آن‌ها را چون دوستى خدا، دوست مى‏دارند...كسانى كه [با برگزيدن بتها، به خود] ستم نموده‏اند اگر مى‏دانستند هنگامى كه عذاب را مشاهده كنند تمام نيرو [ها] از آنِ خداست، و خدا سخت‏كيفر است.

ب) سرگردانی در قیامت

در قیامت مشرکین سرگردان اند. قرآن صحنه‌هایی از قیامت را بیان می‌کند که در آن پیروان مشرکین به دنبال سران‌شان می‌گردند و سران‌شان از آنان دوری می‌جویند: «إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَ رَأَوُا الْعَذَابَ وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَاب» ؛ آن‌گاه كه پيشوايان از پيروان بيزارى جويند؛ و عذاب را مشاهده كنند، و ميان‌شان پيوندها بريده گردد.

ج) اندوه و حسرت

مشرکین زمانی که در قیامت با صحنه‌هایی هول انگیز مواجه شدند، وقتی عذاب الهی را مشاهده کردند، گرفتار غصه و اندوه می‌گردند. هنگامی‌که آشفته و پریشان به دنبال سران‌شان می‌گردند و سران از مشرکین رومی‌گردانند؛ حسرت می‌خورند و می‌گویند: ای کاش! راه بیرون رفت از عذاب الهی بود و ای کاش! راه برگشت به دنیا بود، تا با انجام اعمال نیک بتوان گذشته‌ی تاریک خویش را پاک کرد. و ای کاش! مسیر جبران گذشته فراهم بود و... «وَ قَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنَا کَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ کَمَا تَبَرَّءُوا مِنَّا کَذلِکَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ وَ مَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ» ؛ و پيروان مى‏گويند: «كاش براى ما بازگشتى بود تا همان‌گونه كه [آنان] از ما بيزارى جستند [ما نيز] از آنان بيزارى مى‏جستيم» اين‌گونه خداوند، كارهاي‌شان را كه بر آنان مايه حسرت‌هاست به ايشان مى‏نماياند، و از آتش بيرون‏آمدنى نيستند.

د) حبط اعمال

شرك، كارهاى خوب انسان را از بين مى‏برد. حبط عمل یعنی از بین‌بردن کار و ارزش آن. و «احباط: عمل شری که کار یا کارهای خیر را از میان می‌برد» . همان‌گونه كه آتش، درختانِ سبز يك جنگل را از بين مى‏برد. قرآن، به صراحت مى‏فرمايد: «لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ» ؛ اگر مشرك شوى، تمام اعمالت نابود مى‏شود. در آیه دیگر‌ آمده است: «مَا کَانَ لِلْمُشْرِکِينَ... أُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ وَ فِي النَّارِ هُمْ خَالِدُونَ» ؛ مشركان... آنان اند كه اعمال‌شان به هدر رفته و خود در آتش جاودانند.

هـ) خلود در آتش

مشرکین در قیامت در بدترین مکان باقی خواهند ماند. بیرون شدن از جهنم و ورود به بهشت بر آنان به خاطر نیات و رفتار شان حرام است. آنان خود با بینش و کردار خویش گرفتار چنین پیامدی سختی شده‌اند. قرآن مجید در آیات فراوانی به این واقعیت اشاره کرده‌است: «مَنْ يُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْوَاهُ النَّارُ» ؛ هر كس به خدا شرك آوَرَد، قطعاً خدا بهشت را بر او حرام ساخته و جايگاهش آتش است. در آیه دیگر می‌خوانیم: «مَا کَانَ لِلْمُشْرِکِينَ... أُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ وَ فِي النَّارِ هُمْ خَالِدُونَ» ؛ مشركان... آنان اند كه اعمال‌شان به هدر رفته و خود در آتش جاودانند. در سوره مبارکه بقره نیز آمده است ک مشرکین از دعوت‌کنندگان به سمت جهنم است: «أُولئِکَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ» ؛ آنان [مشرکان شما را] به سوى آتش فرا مى‏خوانند.

نمونه‌های دیگری از آیات وجود دارد که به این حقیقت اشاره می‌کند. هم‌چنین در منابع روایی احادیثی دال بر خلود مشرکین در جهنم دیده می‌شود که بیان آن‌ها به طولانی شدن این نوشته می‌انجامد و نیازی به ذکر آن نیست.

طرح شبهه

خلود در آتش جهنم با چند روز اندک زندگی انسان در دنیا تناسب ندارد. اگر تمام زندگی و عمر انسان را از بدو تولد تا هنگام مرگ بیش از یک قرن هم در نظر بگیریم، باز مرگ دامن او را می‌گیرد. این با استقرار دائمی مشرک در آتش دوزخ چگونه با عدالت الهی سازگاری دارد؟ بین جرم و جریمه تناسب نیست و سزای این‌چنین با عدالت خداوند، چگونه قابل جمع است؟

پاسخ شبهه

باید بین مجازات‌های دنیوی و اخروی تفکیک قائل شد . اصولا سه نوع مجازات برای جرم‌ها، قابل تصور است. باید دید از کدام منظر به جرم و جریمه‌ی توجه می‌شود؟ در هریک به تناسب ظرفیت خودش باید به تحلیل نشست. جرم و مجازات سه‌گونه‌اند:

قراردادی؛ مانند مجازات‌های که در قوانین کشور یا شهری، برای برخی خلاف‌ها در نظر گرفته می‌شود. این نوع مجازات قابلیت کم و زیاد شدن دارد و ظرفیت تغییر در آن وجود دارد. اگر حرفی از تناسب جرم و جریمه است در این نوع از مجازات‌هاست.

طبیعی؛ یا اثر وضعی رفتار و عمل. هرکاری اثر وضعی خاص خود را دارد که میان کار و اثر پیوند علی و معلولی برقرار است. مثلا خوردن شراب مستی آفرین است، پرت شدن از بلندی، شکستن دست و پا و غیره را به دنبال دارد. یا سم خوردن انسان را مسموم می‌کند. هرکاری اثر وضعی و طبیعی خود را به جای می‌گذارد. در این مورد حرفی از تناسب جرم و جریمه در میان نمی‌آید.

کیفر و مجازات اخروی؛ در این نوع مجازات بین جرم و جریمه رابطه قرار دادی نیست. پیوند علی و معلولی هم نیست که، کیفر و عذاب اخروی اثر وضعی گناه انسان در دنیا باشد. پیوندی فراتر از دو مورد پیشین حاکم است. چگونه پیوندی است؟ هر متفکری به فراخور تحلیل خود تعبیری از پیوند میان کیفر اخروی و گناه انسان دارد. تعبیر «عینیت و اتحاد»  یا «رابطه حقیقی بین عمل و جزاء»  و امثال آن، چیزی است که طرح شده است. برخی محققین اشاره می‌کند: «رابطه عینیت است، امّا نه به این معنی که عین همان کار در قیامت تکرار می‌شود. امّا این رابطه برای ما قابل درک نیست» . به هرصورت یک رابطه تنگاتنگ میان گناه و کیفر آن در قیامت وجود دارد. به گونه‌ی که گویا آن گناه در آخرت مجسم شده و برایندی سُوءِ خود را نشان می‌دهد. عظمت و بزرگی گناه، بزرگی کیفر را به دنبال دارد.

نتیجه

شرک از گناهان ناپسند و مذموم است. از گناهان کبیره و بزرگ‌ترین گناه کبیره می‌باشد. شرک در برابر توحید و ضد این اصل مهم اعتقادی است. در منابع دینی از ارتکاب شرک به شدت نهی شده است. مراتب، دسته‌بندی‌ها و درجات گوناگونی برای شرک در آثار بزرگان دیده می‌شود. به تناسب مراتب و درجات آن مراحل فرورفتن در گناهِ شرک، شدت و ضعف دارد. هر مقدار از مرحله و اعتقاد به توحید فاصله افتد به همان میزان، درجه شرک به خداوند افزایش می‌یابد. 

شرک آثار و پیامدهای ناگوار دارد که در دنیا و آخرت دامن مشرک را  می‌گیرد. انسان آلوده به شرک، مورد رحمت الهی قرار نمی‌گیرد. چنین انسانی، در عین مشرک بودن در دنیا با صفات ناپسند دیگر، چون: دروغگویی، گمراهی، نادانی، پلیدی، ظلم و بی‌مقداری آلوده است. و در آخرت از فیض خداوندی محروم است و دچار سرگردانی، حیرت و حسرت خواهد شد. اثر دیگر شرک در آخرت از میان بردن همه اعمال خیر است و در نهایت فرد مشرک به خاطر نیت و رفتار ناپسند همواره معذب خواهد بود. کیفری که با جرم سنگینش پیوند حقیقی دارد. هدف اصلی از تبیین و یادآوری مفهوم شرک و بیان آثار و عواقب ناگوار آن، تذکری است که انسان‌ها در دام این خطر فکری و رفتاری گرفتار نگردند؛ دغدغه‌ی که اصل هدایت انسان و راه‌یابی به کمال او آن را تعقیب می‌کند و برای تحقق چنین هدفی پیامبران آمده‌اند و متون دینی تدوین یافته است.

 

منابع

1ـقرآن کریم.

2ـابن فارس، مقایس اللغة، بیروت: دار الجیل، چاپ اول، 1411 ق.

3ـابن منظور، محمد بن مكرم‏، لسان العرب، بيروت‏: دار صادر، چاپ سوم، ‏1414 ق.‏

4ـبنی الحسینی، صادق، گناهان بزرگ، قم: چاپ‌خانه نوین. چاپ اول، 1367 ش. 

5ـجعفری، یعقوب، تفسیر کوثر، قم: نشر هجرت، چاپ اول، 1376 ش.

6ـدستغیب، عبد الحسین، گناهان کبیره، تهران: کانون اندیشه‌های اسلامی، 1361 ش.

7ـذهبی، شمس الدین، کتاب الکبائر، بیروت: المکتبة العصریة، 1413 ق. 

8ـسبحانی، جعفر، التوحید و الشرک فی القرآن الکریم، تهران: انتشارات اسوه، چاپ اول، 1376 ش.

9ـسيوطى، جلال الدين، الدر المنثور فى تفسير المأثور، قم‏: كتاب‌خانه آية الله مرعشى نجفى، 1404 ق‏.

10ـصدوق، محمد بن على،‏ من لايحضره الفقيه‏، محقق و مصحح: على اكبر غفارى، قم: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم،‏ چاپ دوم، 1413 ق.

11ـطباطبایی، محمد حسین، الميزان فى تفسير القرآن، قم‏: دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم،‏ چاپ پنجم، 1417 ق‏.

12ـطبرسى، فضل بن حسن‏، جوامع الجامع، تهران: انتشارات دانشگاه تهران و مديريت حوزه علميه قم‏، چاپ اول‏، 1377 ش.

13ـطبرسى، فضل بن حسن‏، مجمع البيان في تفسير القرآن، تحقيق و مقدمه محمد جواد بلاغى، تهران: انتشارات ناصر خسرو‏، چاپ سوم‏، 1372 ش. 

14ـفراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، قم: انتشارات هجرت، چاپ دوم، 1410 ق.

15ـ‏قمى، على بن ابراهيم، تفسير القمي‏، محقق و مصحح: طيّب‏ موسوى جزائرى، قم‏: دار الكتاب‏، چاپ سوم، ‏1404 ق‏.

16ـكلينى، محمد بن يعقوب، اصول الکافی، تهران: دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، 1388 ق.

17ـكوفى، فرات بن ابراهيم، ‏تفسير فرات الكوفي‏، محقق و مصحح: كاظم محمد، تهران‏: مؤسسة الطبع و النشر في وزارة الإرشاد الإسلامي‏، چاپ اول‏، 1410 ق.‏

18ـمصباح یزدی، محمد تقی، معارف قرآن (انسان شناسی)، قم: انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ دوم، زمستان 1378 ش.

19ـمصباح یزدی، محمد تقی، معارف قرآن (خدا شناسی)، قم: انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ دوم، زمستان 1378 ش.

20ـمطهری، مرتضی، عدل الهی (مجموعه آثار 1)؛ تهران: انتشارات صدرا، 1368 ش.

21ـمطهری، مرتضی، مقدمه‌ی برجهان‌بینی اسلامی (مجموعه آثار 2)، تهران: انتشارات صدرا، 1369 ش.

22ـمظاهری، حسین، کاوشی نو در اخلاق اسلامی، مترجم: محمود ابوالقاسمی، قم: موسسه تحقیقاتی ذکر، چاپ اول، بهار 1375 ش. 

23ـموسوی خمینی، روح الله، چهل حدیث، تهران: موسسه نشر و تنظیم آثار امام خمینی، چاپ چهارم، 1373 ش.

24ـموسوى سبزوارى، عبد الاعلى، مواهب الرحمان في تفسير القرآن‏، بيروت‏: موسسه اهل بيت، چاپ دوم، 1409 ق.

25ـمینوا، جرج، تاریخ جهنم، ترجمه: حسین‌علی عربی، قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ اول، 1379 ش.

26ـنراقی، احمد، معراج السعادة، تهران: انتشارات دهقان، 1370 ش.

27ـنراقی، مهدی، علم اخلاق اسلامی، مترجم: دکتر سید جلال الدین مجتبوی، تهران: نشر حکمت، 1366 ش.

28ـنصر اصفهانی، محمد، اخلاق دینی، قم: نهاوندی، چاپ اول، 1378 ش.

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

Post comment as a guest

0

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

بارگذاری نظرات قدیمی تر

حدیث اخلاقی

امام زمان حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه الشریف- فرمودند: إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِكُمْ، وَلا ناسینَ لِذَكْرِكُمْ، وَلَوْلا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ الَّلأْواءُ وَاصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ ... ما در رسیدگى و سرپرستى شما كوتاهى و اهمال نكرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم كه اگر جز این بود، دشوارى ها و مصیبت ها بر شما فرود مى آمد و دشمنان، شما را ریشه كن مى نمودند ... احتجاج، ج2، ص323

لینکستان

همراه با قرآن و عترت

  • در سایۀ قرآن و عترت
  • بانگ ادعیه و اذکار ماهها سال به تفصیل ساعات مختلف در طول روز، هفته، ماه، سال
  • ویژه نامه اعمال شب و روز عید قربان
  • اطلاعات جامع و کامل در مورد عید غدیر خم - کلیک کنید
  • اطلاعات راجع به محرم و عاشورا -کلیک کنید
  • عاشورا و مهدویت
  • انواع تصاویر - بیا و بیبین
  • تصاویر زیبا و جذاب
  • عکسهای زیبا و دیدنی
  • اربعین حسینی و دهه آخرصفر
  • تصاویر دیدنی - عید سعید فطر
  • SMS به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) ـ
  • اس ام اس های مذهبی ویژه ایام فاطمیه2
  • 13 رجب سالروز مولود کعبه
  • مولو کعبه شهید محراب
  • ماه مبارک رمضان ماه مهمانی خدا
  • روزه در اسلام
  • ماه رمضان ماه بخشش ماه وصال ماه رحمت
  • روز قدس در کلام امام خمینی (ره)
  • مناسبت های ماه ربیع الاول
  • تفصیل مناسبت هایی ماه ربیع الاول
  • ولایت فقیه
  • اعمال ماه های قمری
  • مشرق نیوز+خبرهای تازه
  • آمار بازدیدکنندگان

    امروز123
    دیروز0
    این هفته123
    این ماه11959
    کل بازدیدها420398

    آی پی شما: 54.234.13.175
    Powered by CoalaWeb

    تمامی حقوق برای مجمع علمی فرهنگی اجتماعی ارشاد محفوظ است.